۱۳۹۱/۹/۱۰

اجرا و انقلاب سیستم آموزشی چند زبانه در بولیوی

اومود اورمولو
سازمانهائی غیردولتی و جهانی که ارائه دهنده مدل آموزش و تحصیل دوزبانه و ارتباط مابین فرهنگ های مختلف سیستم های آموزشی که بر مبنای زبان مادری جوامع چند ملیتی و چند فرهنگی میباشند را حمایت می کند.
در آمریکای لاتین و در بولیوی که صاحب یکی از متعددترین تنوعات ائتنیکی می باشد سیستم آموزشی و تحصیلی دانش آموزان اقلیت های ائتنیکی به چه ترتیبی می باشد؟
بنا به آمار رسمی بیش از دوسوم شهروندان بولیوی ترکیبی از ائتنیک های Quechua و آیمارا می باشند که خود این دو گروه بزرگ ائتنیکی به 34 زیرشاخه تقسیم می گردند. تا سال 1982 تمامی دانش آموزان منتسب به ائتنیک های مذکور در حین آموزش و تحصیل در صورت تکلم به زبانی به غیر از اسپانیائی با شدیدترین تنبیه ها مواجه می شدند. به همین سبب داشته های بسیاری از ائتنیکهای مغلوب در طول زمان اععم از آداب ، رسوم، زبان، فرهنگ و باور و ... متوجه ضربات سخت و غیرقابل بازگشتی شدند.
شروع تغییرات در بولیوی و سیستم آموزش چندزبانه
با شروع آموزش و تحصیل چندزبانه در بولیوی که بر مبنای سه زبان ائتنیکی اکثریت آیمارا، Quechua و Guaraní شکل گرفت هدف گذاری مبتنی بر حفظ و گسترش زبانهای متفاوت ائتنیکی در بولیوی و در کنارش آموزش زبان اسپانیائی به عنوان زبان دوم پایه ریزی گشت.
سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری برنامه ریزی شده باشند سبب ایجاد حس اعتماد به نفس در دانش آموزان، رشد خلاقیت، میزان موفقیت بیشتر، اشتراک اجتماعی، افزایش قدرت خیال و ... در دانش آموزان می گردد، دانش آموزان با زبان مادری خویش می توانند داشته های خود را بروز دهند. در بولیوی و پس از تصویب قانون حفظ و گسترش زبانهای دیگر ائتنیکهای مغلوب که در سال 1994 صورت گرفت بسیاری از زبانهای ائتنیک های مغلوب نیز در سیستم آموزشی و تحصیلی جای گرفته و سبب دقیقتر شدن بحث های مرتبط با الفباهای متعدد هر یک از این زبانها گشت، به طوریکه 14 زبان محلی دارای الفبای استاندارد شدند.
بر اساس تحقیقات متعدد صورت گرفته در بولیوی میزان موفقیت دانش آموزان منتسب به زبانهای مغلوب قبل و بعد از دوران اجرای سیستم آموزشی و تصحیلی چند زبانه قابل قیاس نمی باشد به طوریکه قبل از اجرای برنامه های آموزشی و تحصیلی چندزبانه میزان تکرار کلاس ها به صورت قابل توجهی افزایش را نشان می دهد ولی با شروع برنامه های آموزشی و تحصیلی چندزبانه میزان موفقیت دانش آموزان زبانهای ائتنیک های مغلوب به صورت قابل توجهی افزایش یافته است.. 
حفظ هویت فرهنگی
در سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری برنامه ریزی شده اند در کنار افزایش اعتماد به نفس، افزایش میزان موفقیت ها و ... در دانش آموزان سبب ایجاد شعور برای حفظ میراث فرهنگی نیز به صورت قابل توجهی رشد می یابد. در اغلب اوقات به سبب نوع نگرش سیاسی به زبانهای مغلوب، فرهنگ ملل مذکور نیز در تقابل با فرهنگ زبان غالب همیشه نقش پست تر و حقیرتری را ایفا می کنند چون به سبب بسیاری از مسائل سیاسی و غیرسیاسی نمی تواند رقابتی را با زبان و فرهنگ غالب ایفا کنند و رفته رفته به وادی فراموشی سپرده می شوند. با آموزش و تحصیل زبان مادری زبانها و فرهنگ های مغلوب نیز با فرصتی که برای ایفای خود به صورت آفرینش آثار نوشتاری ایجاد می کنند می توانند زوایای مختلف فرهنگی و زبانی خود را به دیگر ملل دنیا بشناسانده و خود سعی در حفظ و گسترش میراث خویش باشند.  . 
دلایل و نتایج تحقیقات نشان می دهد که:
- تکرار و اجراء در ائتنیک های هم زبان و هم هویتی که در جغرافیای نزدیک به هم پراکنده شده اند بسیار مهم میباشد. پس از رفرم های متعدد زبانی که در پرو صورت گرفت و مشاهده نتایج موفقیت آمیز این رفرم ها در پونو نیز ادامه یافت. 
- در سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری کشورهای چند زبانه – چندملیتی شکل می گیرد تربیت معلم و کادر آموزشی از اهمیت بسزائی برخوردار می باشد. تربیت معلم و کادر آموزشی برای سیستم های آموزشی چند زبانه به شکل سنتی نبوده و بلکه با سیستم ها و مدل های متعدد و جدیدی که در دنیا مورد بهره برداری واقع شده انجام می گیرد. 
- سازمانها، ان جی او ها و نهادی های جهانی به مانند سازمان یونسکو در تغییر نوع نگرش دولت ها به زبانهای مغلوب بسیار متاثر بوده و هر کدام از نهاد در اجرای سیستم های آموزشی و تحصیلی مبتنی بر زبان مادری نیز راه کارهائی ارائه می دهند.
برای افزیش میزان موفقیت:
- افزایش ارتباطات و هماهنگی مابین وزیر آموزش و پرورش کشور و خرده سیستم های آموزشی و تحصیلی از ارجحیت بسزائی برای همراهی برخوردار می باشد.
- آموزش زبانهای مغلوب در سیستم آموزشی بولیوی سبب ایجاد آفریش نهای متعدد ادبی در این جغرافیا شده و از زاویه ای دیگر حاصلاتی نیز برای کشور به ارمغان آورده است.
- در بولیوی اشخاصی که به زبان غالی اسپانیائی تکلم دارند با تشویق و راه کارهای مناسب به زبان مادری خویش گرویدند. حتی برای اهمیت موضوع قانون های متعددی برای این امر نیز در مجلس بولیوی به تصویب رسید.
- در سیستم های آموزشی و تحصیلی مبتنی بر زبان مادری تربیت معلم و کادر آموزشی از اهمیت بسزائی برای پیشبرد این سیستم ها برخوردار می باشد. 
- استراتژی زیست مسالمت آمیز فرهنگ ها و زبانهای متعدد نیز در دستور کار سیستم آموزشی گنجانده شود، این امر به خودی خود سبب افزایش شناخت و ارتباط جوامع مختلف می گردد.
- چند زبانگی یک جغرافیای به صورت رسمی مورد قبول حاکمیت واقع شده و ضمانت اجرائی برخورداری از تمامی حقوق زبانی و فرهنگی ائتنیک و زبان مغلوب نیز توسط قوانین اساسی دولتها تامین گردد.
منبع مقاله: آقای Xavier Albó
www.cipca.org.bo
www.unicef.org/bolivia/resources_2245.htm

۱۳۹۱/۸/۵

مفهوم و اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری

اومود اورمولو
آموزش به زبان مادری یکی از مهمترین مسائل مرتبط با احقاق حقوق ائتنیک های غیرفارس ساکن ایران می باشد که سالهاست از سوی روشنفکران و جوامع غیرفارس برزبان آورده شده ولی حاکمان ایران و ملت اقلیت حاکم نیز تحت عناوین مختلفی هم چون تمامیت ارضی، تجزیه‌طلبی و .. سعی در نفی، ترویج و تداوم سیاست امحاء زبانی- فرهنگی ملل محکوم داشته و دارند به طوریکه اکنون نیز مسئله ای به نام ائتنیک ها و یا ملل غیرفارس به طور کلی از سوی سیستم و ملت حاکم، اپوزوسیون فارسی‌زبان، مدیای فارس زبان و ... نادیده گرفته شده و حتی به طور کلی کتمان می گردد. 
زبان تنها یک ابزار ارتباطی مابین انسانها نبوده بلکه در خود تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، گذشته و آینده اجتماعی را در بر می گیرد. زبانهای بشری به علت انتقال از نسلی به نسلی دیگر میراث داران انسانی محسوب می گردند. بر اساس آمار رسمی ارائه شده از سوی سازمان یونسکو بسیاری از زبانها در دنیا به علت عدم جایگیری در سیستم های آموزشی و تحصیلی و عدم رسمیت با مرگ زبانی مواجه می باشند. 
سه مشخصه عمومی زبان به صورت زیر بیان می گردد:
1- زبان ابزاری برای انتقال احساسات، عواطف، افکار و خواست ها می باشد.
2- زبان ذخیر‌ه‌گاه فرهنگ هست. آثار هنری و آفرینش های میلیونها انسان با ابزار زبان ذخیره گشته و به نسل بعدی منتقل می گردد. در ذخیره‌گاه شفاهی زبان به مرور زمان بعضی از موارد به فراموشی سپرده شده و یا دچار تغییر می گردند، ولی در ذخیره‌گاه نوشتاری زبان بدون شک نقصان های ذکر شده اتفاق نمی افتد. از مهمترین علل عدم رسمیت و عدم استفاده از زبان ملت های محکوم در جوامع مستمعره و دولت های کولونیالیست نیز همین موارد می باشد. تحت این شرایط ملتی که سرزمین اجدادیش مورد استعمار داخلی واقع شده قادر به آفرینش ارزش های جامعه خویش نخواهد شد و بدین صورت نیز هرگز جامعه مذکور نخواهد توانست ارزش ها و داشته های خویش را به نسل های بعدی منتقل سازد، این عمل سبب استمرار مستعمرگی ملت و جغرافیای ملی خواهد گشت.
3- زبان نقطه اشتراک میلیونها انسان از نکته نظر احساس و تفکر بوده و می تواند به جامعه ای مفهوم ملت و یکی بودن را ببخشاید. زبان با این خاصیت خود می تواند جامعه را از سرگردانی نجات داده و سمت و سوی معینی را به جامعه بخشیده و مفهوم ملت را به اجتماع مذکور ببخشد.
هر زبان دارای ویژگی های خاصی به مانند هارمونی، گرامر، ساختار، تفکر، مفهوم  و .. میباشد. تمامی انسان هائی را که به یک زبان مشترک تکلم میکنند، ناخواسته حول مسائلی گرد هم می آورد، برای مثال آلام، شادی ها، اعیاد ملی، اعیاد دینی و ... اجتماعی که به یک زبان مشخصی سخن می گویند ناخواسته و یا خواسته جامعه مذکور را از نطر احساسی، افکاری، باوری و ... گرد هم می آورد. 
زبان از جمله مهمترین عناصر در روند ملت شوندگی می باشد، به طوریکه اجتماع پراکنده ای با زبان یکسان می توانند حول بسیاری از مسائل گرد هم بیایند. ممنوعیت، عدم رسمیت و هجمه به زبانی دقیقاً  بر اجتماع متکلم نیز تاثیر گذاشته و میراث مادی و معنوی یک اجتماع را مورد هدف قرار می دهد به طوریکه با شدت و ضعف سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی نسل‌کشی زبانی و فرهنگی جامعه محکوم نیز شکل می گیرد.
امروزه در دنیا بیش از 5 هزار زبان و لهجه در 180 کشور مختلف دنیا ثبت گردیده است، رقم فوق نشان از وجود و بهره گیری از چند زبان در بسیاری از کشورهای دنیا می باشد، در بسیاری از کشورهای چندملیتی نیز چندین زبان رسمی میباشد.
شاید و یا به یقین علت نام گذاری زبان مادری شروع به تکلم این زبان از رحم مادر می باشد. بر اساس تحقیقات علمی کودک 4 ماهه در شکم مادر قادر به درک صدا و آواها می باشد. یافته های علمی از احساس آرامش کودک در رحم مادر بر اساس تپش قلب مادر خبر می دهند، حتی نوع حرکات کودک نیز متاثر از صدای تپش قلب مادر می باشد. به همان مقدار نیز از احساسات، فیزیک، ذهن، عواطف و .. مادر نیز کودک متاثر می گردد.
پس از تولد نیز کودک بیشترین زمان خود را با مادر می گذارند. آهنگ، سیستم صوتی، نوع تکلم، ملودی و ...زبان مادر نیز تشکیل دهنده زبان کودک بوده و از مادر به کودک منتقل می گردد. شاید بدین سبب باشد که ملتها زبان خاص خویش را زبان مادری می نامند. 
کودک زبان را چگونه فرا می گیرد؟ بر اساس نتایج یافته های علمی کودک 1 ساله قادر به تکلم 3 کلمه می باشد. به همین صورت در سنین 2 سالگی به 230، 3 سالگی 900، 4 سالگی 1500، 5 سالگی 2000 و در 6 سالگی 2500 کلمه را به دایره لغاتی خود می افزاید. اگر کودک در یک محیط فرهنگی – اجتماعی سطح بالا و از خانواده ای که پدر و مادر دارای زبان متفاوتی باشند ببار آید کودک دارای دایره لغاتی 500 کلمه میباشد. هر کودک بدون آثار سوئی می تواند بیش از 1 زبان را بیاموزد و بر اساس یافته های زبان شناسان کودکانی که به زبان مادری خویش آموزش می بینند قادر به یادگیری سریع و بی عیب چندین زبان دیگر می باشند.
خصوصیات شخصیتی کودک مابین سنین 0-6 سالگی شکل می گیرد. کودک در زمان 6 سالگی قادر به تکلم و درک ملودی زبانی، عواطف ، ساختار، ویژگیها و تفکر زبان مادری خویش می باشد. کودک در این سن قادر به آموزش و یادگیری بسیاری از موضوعات با زبان مادری خود میباشد، حتی پنجره دیدش نسبت به دنیا نیز از زبان مادریش نشئت می گیرد. کودک در این سن قادر به ارائه و ایفای خویش به بهترین شکل ممکن با زبان مادری خویش میباشد.
اگر کودکی را به زور تحت سیستمی به غیر از آموزش زبان مادری قرار دهیم کودک به مانند نوزادی 0 ساله می باشد که گوئی به ناچار دوباره باید متولد گردد. زمانیکه ویروسی به کامپیوتر وارد می شود تمامی محتویات داخلی کامیپور اعمم از رم، سی پی یو، هارد و ... را تحت تاثیر قرار داده و به هم میرزد تحمیل زبانی به غیر از زبان مادری کودک نیز در سیستم آموزشی و تحصیلی نیز دقیقاً ذهن و دنیای کودک را به هم می ریزد. حتی بر اساس یافته های علمی ذهن کودک دچار تضاد شدیدی در تفهیم و درک امور می گردد که زبانشناسان این موضوع را سکته ذهنی می نامند. کودکی که به زور  در سیستم آموزشی که بر مبنای زبانی به غیر از زبان مادری خود قرار می گیرد دچار کابوسی بزرگ گشته و از نظر روحی، جسمی، ذهنی و احساسی دچار عدم توازن می گردد به طوریکه یافته های علمی از مرگ خلاقیت در چنین کودکانی سخن به میان می آورد.
هر زبان به علت ویژگی های ذاتی و اکتسابی که دارد دارای منطق خاصی با توجه به آواها، ساختار زبان و ... خود نیز می باشد که این منطق نیز تفکر، نگرش، رفتار، سیستم روانی و .. انسان متکلم به زبان مذکور را شکل می دهد. یعنی به طور ساده تر یک شخص دارای هویت ترک با تکلم به زبان ترکی رفتارهای نزدیک و بعضاً متشابه به شخص دیگری که زبان مادری وی زبان ترکی می باشد را به معرض دید عموم قرار می دهد. حتی تحقیقات صورت گرفته در دنیا نشان از شکل دهی اساس بیولوژیک انسان نیز تحت تاثیر زبان مادری میباشد، بر این اساس ارگانهای تکلم زبانی و حس شنوائی بر اساس ملودی و ساختار زبان مادری شکل می گیرند. اصوات زبانی، آواها، شیوه های گفتاری، نوع تلفط کلمات، سیستم ادای لغات در صورت – زبان و لب ها، تنها و ... همگی در ارگانهای شنوائی و گفتاری انسان متاثراند. علت عدم تطابق آوائی با بعضی از زبان های بیگانه نیز نشئت گرفته از این موضوع می باشد.
قسمتی از نتایج تحقیقی در مورد زبان و اجتماع صورت گرفته در دنیا به صورت زیر بیان گردیده است:
در سال 2010 تحقیقی در 500 کودک آلمانی و 500 کودک فرانسوی صورت گرفت. در تمامی پروسه تحقیق گریه های تمامی نوزادان مذکور ثبت گردیده و توسط چندین موزیسن، آرانژور، مهندس کامپیوتر، آهنگ ساز تمامی گریه های نوزادان مذکور شنیده شد و به صورت نوت ثبت و منتشر گردید. در پایان بر اساس نوت های منتشر شده از هر دو گروه کودکان مشخص گردید که آهنگ و ملودی گریه در 2 گروه کودک بسیار متفاوت از هم می باشد. علت این تفاوت را زبان شناسان هارمونی زبانی متفاوت این دو گروه تحت آزمایش معرفی می کنند.
تحقیق مذکور و صدها تحقیق علمی متعدد همگی نشان از تاثیر بسزای زبان مادری در شکل گیری اساس اجتماعی انسان میباشد. 
منطقه جغرافیائی ایران به علت میراث داری سلسله های و امپراطوری های متعدد به صورت بافت چند ملیتی، چند زبانی، چند باوری و ... شکل گرفته و می باشد. اکنون در ایران دهها زبان و لهجه متفاوت از زبان غالب در حال تکلم و استفاده توسط ائتنیکهای محکوم میباشند. بسیاری از زبانها و لهجه های ائتنیکهای ایران به علت تداوم و شدت سیاسیت های نسل کشی زبانی سالهاست که با پدیده مرگ زبانی روبرو می باشند. زبانهائی به مانند زبان ترکی علارغم مکتلمین میلیونی در جغرافیای ایران امروزه قادر به تولید آثار فاخر ادبی نظم و نثر نمی باشد و به شدت در هجمه کلمات زبانهای بیگانه واقع شده است به طوریکه زبان ترکی دچار بیماریهای متعدد زبانی گشته است. شاید اگر سیاسیتهای انکار، کتمان و آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی در ایران پس از سلسه ترک قاجار شکل نمی گرفت منطقه جغرافیائی ایران امروزه دارای رنگین کمانی از ادبیات فاخر و متنوع، هنر های متعدد و ..می بود. تداوم سیاستهای انکار هویت ترک و زبان ترکی بدون کوچکترین شبه ای تیشه به ریشه هویت ترک و زبان ترکی می باشد با توجه به قوانین بین المللی و حقوق بشری در زمره جنایت علیه بشریت باید قرار گیرد.

۱۳۹۱/۷/۱۶

جنسیت ، زبان و اشتراک اجتماعی

اومود اورمولو
سیستم آموزشی و تحصیلی که بر مبنای گروه های غالب برنامه ریزی شده باشد گروههای مغلوب را طرد می کند. طرد گروههای مغلوب در سیستم های آموزشی و تحصیلی بیشترین تاثیر را در دختران بهمراه دارد، به طوریکه اغلب کودکان دختر به علت مسئولیت پذیری مختلف در خانواده و اجتماع از گزند تاثیرات طرد شدگی در سیستم آموزشی در امان نمی مانند.
تحقیقات چند ساله اخیر که بر روی دختران در نواحی مختلف چند زبانه و چند ملیتی دنیا صورت گرفته نشان از تاثیرات منفی سیستم های آموزشی که بر مبنای زبانی به غیر از زبان مادری دختران پایه ریزی شده است را منعکس می کند، به طوریکه فارغ از نوع ائتنیک، سیستم طبقاتی و ... عدم آموزش به زبان مادری تاثیرات متعددی منفی را در دختران بروز می دهد در دیگر سو بر پایه نتایج همین تحقیقات نیز تاثیر مثبت سیستم های آموزشی و تحصیلی دوزبانه در دختران بسیار فراگیرتر از پسران می باشد. بر اساس تحقیقاتی که در گینه بیسائو، نیجریه و موزابیک صورت گرفته دختران در این مناطق برای ادامه تحصیل بیشتر مدارس دو زبانه و یا مدارس مرتبط با زبان مادری خویش را انتخاب کرده اند و نتایج این انتخاب نشان از موفقیت دختران بیشتر از پسران در مدراس دوزبانه می باشد به طوریکه تعداد رفوزه شدگان دختر و تکرار کلاس ها بسیار پائینتر از سطح پسران می باشد، علاوه بر این دخترانی که در مدارس دو زبانه به تحصیل و آموزش پرداخته اند در کنار آموزش زبان مادری به زبان دوم دیگری روی آورده و در یادگیری زبان دوم نیز به مراتب موفق تر از پسران بوده اند. در مناطق مختلف دنیا تحقیقات متعددی صورت گرفته و در شرف انجام می باشد که نتایج اکثریت این تحقیقات نشان از اهمیت آموزش به زبان مادری در دختران و تاثیر مثبت زبان مادری در دختران و تاثیرات متعدد منفی در عدم آموزش به زبان مادری را نشان می دهد.
بر اساس تحقیقاتی که از سوی دانشگاه باغچه شهیر ترکیه و توسط دکتر صفی الدین گورسه ل و دکتر گوکچه اویسال صورت گرفته نتایج سیستم آموزشی ترکیه در شهروندان دارای هویت کرد ترکیه ای مورد بررسی واقع شده است. یکی از مهمترین نتایج این تحقیق عمق تمایز و تاثیرات سیستم آموزشی ترکیه در بین دختران دارای زبان مادری کردی و ترکی میباشد که قابل تامل می باشد. این تحقیقات در سه گروه سنی 15-29، 30-44 و +45 ساله صورت گرفته است. بر این اساس بیشترین تاثیرگذاری زبان مادری باتوجه به جنسیت در سنین مابین 15 تا 29 مشاهده شده و با افزودن سن در گروه های مورد مطالعه تاثیرات عدم آموزش زبان مادری با توجه به جنسیت کاهش یافته است. در دیگر سو اشخاصی که دارای زبان مادری ترکی بوده اند پس از سال 1980 و رفرم های آموزشی وسیعی که برای سواد آموزی در ترکیه صورت گرفته بر تعداد باسوادان افزوده شده ولی در عین حال این پروسه در مناطق کردنشین ترکیه مشاهده نمی گردد.
باتوجه به نتایج تحقیق تفاوت سواد آموزی با توجه به جنس بسیار وخیم مشاهده می شود، به طوریکه زنانی که دارای زبان مادری ترکی بوده و در رده سنی 45 به بالا میباشند تنها 27% دارای سواد ابتدائی بوده در حالیکه این رقم در زنانی که دارای زبان مادری کردی بوده اند برابر با 85% مشاهده و ثبت گردیده است که تفاوت 58% خود شاهد این شکاف می باشد. این تفاوت سواد آموزی در زنان کرد مابین سنین 30-44 حدود 65% و در سنین 15-29 حدود 55% ثبت گردیده است. سواد آموزی در زنان ترک جوان بسیار توسعه یافته و تنها 4% اجتماع بی سواد تلقی می گردد در حالیکه آمار بی سوادی 55% در جامعه زنان جوان کرد بی شک رقم بسیار تامل برانگیزی می باشد. بر اساس همین تحقیق میزان موفقیت زنان کردی که در سیستم آموزشی ترکیه بوده اند بسیار دارای نوسان می باشد، حدود یک سوم جامعه زنان کرد هیچ آموزش تحصیلی ندیده و بسیاری حتی زبان ترکی را نمی دانند، برای سواد آموزی بی شک دانستن زبان ترکی در سیستم ترکی پیش شرط تلقی می گردد. در ترکیه بیش از 76% قشر بی سواد جامعه را زنان کرد تشکیل می دهند. در مردان کرد وضعیت متفاوت از زنان کرد میباشد، چون مردان کرد هم باید دارای آموزش ابتدائی را بگذرانند و هم در اثنای 2 سال خدمت سربازی آموزش لازم زبان ترکی را می آموزند، البته ناگفته نماند در کنار عدم آموزش به زبان کردی نوع نگاه سنتی جامعه کرد به موضوع زن، چند همسری و ...خود نیز یکی از عمده ترین دلایل این تمایز می باشد.(1).           
منطقه جغرافیائی ایران نیز در خود مردمان- ائتنیک ها، زبانها و فرهنگ های مختفی را جای داده است، ولی علارغم این چندملیتی – چند فرهنگی وجود تمامی این ائتنیکها در ایران به انواع راه ها، شیوه ها، نگرش ها و... کتمان می گردد. متاسفانه سیستم آموزشی ایران نیز بر پایه زبان اقلیت حاکم شکل گرفته و دیگر زبانهای غیرفارس محکوم در ایران از هیچ جایگاهی در سیستم آموزشی و تحصیلی برخوردار نمی باشند. بنا به آمار دولتی سال 1390 که چندان قابل استناد و موثق نیست دولت ایران آمار ترک تحصیل کردگان را 37% و آمار افت تحصیلی را 25% کل دانش آموزان اعلام کرده، البته جمع این دو رقم خود حاکی ازمیزان موفقیت سیستم آموزشی ایران می باشد. بر اساس آمارهای دولتی بیشترین افت تحصیلی در دوره ابتدائی صورت می گیرد و آقای حاجی بابائی علت این موضوع را در مصاحبه ای که با خبرگزاری فارس انجام داده زبان مادری عنوان کرده و می گوید:
بیش از 70% دانش آموزانی که وارد سیستم آموزشی ابتدائی می شوند دارای زبان مادری به غیر از فارسی میباشند و زبان مادریشان به فارسی تبدیل نشده و تنها 30% کودکان دارای زبان مادری فارسی در هنگام ورود به دوره ابتدائی اند(2). 
فارغ از تاثیر زبان مادری در جنسیت که هیچ آمار قابل استنادی در ایران وجود ندارد تا بتوان به موضوع از زاویه علمی نگریست، متاسفانه در ایران آمار افت تحصیلی با توجه به جنس، سن، مناطق ملی غیرفارس تاکنون ارائه نشده و نمی توان بدون ذکر آمار به کمیت  و کیفیت تحصیل در زنان غیرفارس اشاره داشت. ولی آنچه که به صورت عمومی می توان بیان داشت خطر مرگ زبانی – فرهنگی گروهای مغلوب می باشد که روندش سالهاست آغاز شده به طوریکه اغلب زبانهائی به مانند ترکی و ... امروزه دچار انواع بیماریهای زبانی گشته اند.   
آثار سیستم آموزشی و تحصیلی بر پایه زبان مادری 
دختران بیشتر در مدارس ثبت نام کرده اند
بر اساس تحقیقاتی که در آفریقا صورت گرفته خانواده ها و دختران به مدارسی که بر مبنای زبان مادری شکل گرفته اهمیت بیشتری می دهند به طوریکه آموزش و تحصیل به زبان مادری در میان دختران به عنوان حفظ میراث فرهنگی و احترام به تفاوت ها بیان می گردد. در عین حال سیستم آموزشی و تحصیلی که بر مبنای چند زبانگی شکل گرفته باشند اعتماد به نفس بیشتری را برای فردای دختران به عنوان عضو پذیرفته شده ای از اجتماع ببار می آورد، در دیگر سو نوع نگرش های قدیمی به دختران نیز با توجه به سیستم های چندزبانگی و سیستمهای مبتنی بر عدم آموزش زبان مادری نیز متفاوت بوده و برای مثال در سیستمهای آموزشی چندزبانگی دختران با تحصیل به زبان مادری و رشد فکری سوالات متعددی را در اذهان تفکرات قدیمی بوجود می آورند. بر اساس تحقیقی که در بسیاری از کشورهای آفریقائی شکل گرفته است نوع نگاه سنتی جامعه به دختران پس از تحصیل و آموزش در مدارس چندزبانی به کلی دچار تغییر نگرش شده است به طوریکه اجتماع مذکور دیگر جنس دختر را پس نزده و بلکه برعکس به علت وجود اعتماد به نفس قوی دختران را به عنوان جزء مهمی از جامعه پذیرفته اند. 
حمایت والدین از دختران
خانواده های دختران در بسیاری از کشورها دنیا کودکان خود را به آموزش و تحصیل در مدارس چندزبانه ترغیب می کنند، در نظر آنان تحصیل در مدارس چند زبانه فرصت مناسبی را برای ایجاد ارتباط با جامعه برای دختران بوجود آورده و دختران می توانند در جایگاه واقعی خویش در اجتماع اشتراک داشته باشند. برای مثال در موزامبیک والدین کودکان دختران برای رفع نقصانهائی که در مدارسی به هر نوعی بوده است اشتراک و میل فراوانی نشان داده اند.
کاهش استعمار کودکان دختر
معلمین که دارای اشتراک زبانی و فرهنگی با کودکان دختر می باشند به علت نزدیکی فرهنگ ها و درک متقابل از هم و دنیای خویش بهتر می توانند همدیگر را درک کرده و در نظر والدین نیز به عنوان معلمی قابل اعتماد تلقی گردند ، برای مثال در جوامع غربی و آفریقائی تعداد استثمار جنسی نسبت به کودکان دختر در مدارس چند زبانه و یا معلمین هم زبان با کودکان دختر آمار بسیار نازلی را نشان می دهد. در موزامبیک معلمین دو زبانه از سوی دانش آموزان دختر با عناوینی نظیر داعی و عمو و ...صدا زده میشود در دیگر سو معلمین چند زبانه نیز نسبت به معلمین تک زبانه غالب پرتغالی با دانش اموزان و والدینشان رابطه بسیار صمیمی و قابل اعتمادی برقرار می کنند. بر اساس تحقیقات روانشناسانه علمی صورت گرفته کودکان دختر در صورت آموزش در سیستمی دوزبانه که بر پایه زبان مادری کودک پایه ریزی شده است قرار گیرند تاثیرات بسیار مثبتی در روانشان بوجود می آید. کودکان دختر در این گونه مدارس به درجه بالائی از اعتماد به نفس و خلاقیت دست می یابند که بی شک در آینده شان تاثیرات فراوانی دارد. 
منابع مقاله: 
1- http://aksam.medyator.com/2100/00/00/yazar/14767/deniz_gokce/index.html 
2- http://www.edunews.ir/index.php?view&sid=23573
تحقیقی از کارول بنسون استاد دانشگاه استکهلم سوئد
 Girls, Educational Equity and Mother Tongue-based Teaching, by Carol Benson, UNESCO, Bangkok, 2005 www2.unescobkk.org/elib/publications/Girls_ Edu_Equity

مقاله فوق در شبکه بین المللی مبارزات زنان ایران نیز درج گردیده است
http://www.iran-women-solidarity.net/spip.php?article2533

۱۳۹۱/۷/۷

چند زبانگی استثناء نیست، تحمیل آموزش زبانی دیگر به جای زبان مادری استثناست

اومود اورمولو
در حالیکه در بعضی از جوامع به مانند ایران که تاکنون هیچ کدام از حقوق زبانی، اجتماعی، فرهنگی، شهروندی و .. ملیت ها محقق نشده و بلکه هنوز هم در مرحله کتمان، تحقیر و نادیده گرفتن از سوی سیستم حاکم و ملت حاکم می باشند، در دنیا و در نزدیکی ایران نیز روندهای قابل تاملی در رابطه با تحقق حقوق ائتنیکها صورت گرفته و می گیرد. بسیاری از زبانهای ائتنیکی در کشورهای چند ملیتی دنیا و منطقه به سرعت در حال رسمی شدن می باشند ولی در ایران هنوز هم سیستم و ملت حاکم علارغم جامعه چندملیتی ایران بر اجباری بودن آموزش و تحصیل به زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان که به گفته آقای حاجی بابائی وزیر آموزش و پرورش تنها زبان مادری 30% دانش آموزان وارده به سیستم تحصیلی اند اصرار می ورزند. چند زبانگی و چند فرهنگی در بسیاری از کشورها به مانند جوامع اروپائی فرصتی ایده آل تلقی می گردد ولی در جوامع عقب مانده از هر لحاظ چندزبانگی و چندفرهنگی بلای جان سیستم های بسته و قرون وسطی می باشد. در بسیاری از کشورهای منطقه که سالها با حکومتهای دیکتاتور، توتالیتار، دینی افراطی و ... اداره می شدند اکنون در راستای تحقق حقوق ائتنیکی ملیت ها قدمهای قابل تاملی برداشته شده است. در این مقاله به بررسی چندین کشور چند زبانه خواهیم پرداخت:
کانادا:
کانادا یکی از کشورهائی می باشد که در حوضه تحقق حقوق ائتنیکی در زمره کشورهای چند ملیتی و چند زبانی دست آوردهای بزرگی را بدست آورده است. در سال 1969 با تصویب قانونی زبانهای انگلیسی و فرانسوی به عنوان دو زبان رسمی کانادا تصویب شدند. بر اساس قانون مذکور دولت کانادا ملزم به بجا آوردن تعهداتی در قبال تمامی شهروندانش در حوزه آموزش این دو زبان شد. ایالت های نیوبرانزویک (New Brunswick) به صورت رسمی چند زبانه بوده و در دیگر سو در ایالت کبک نیز زبان فرانسوی زبان رسمی می باشد. در مناطقی که دارای یک زبان رسمی اند در صورت درخواست مردم منطقه قوانینی برای بسط و گسترش زبان مذکور نیز در قانون اساسی کانادا در نظر گرفته شده است. در سال 2006 بر اساس پرسشهای عمومی که برای سرشماری صورت گرفته کانادا متشکل از مردمانی با 62 زبان مختلف می باشد.   
بولیوی:
بر اساس دومین ماده قانون اساسی بولیوی که در سال 2008 به تصویب رسیده است در کنار رسمیت زبان اسپانیائی 36 زبان منطقه ای نیز مورد قبول و رسمیت واقع شده و قانون اساسی بولیوی نیز ملزم به حفظ و بسط این زبانها گشته است.
مکزیک:
زبانی به مانند ناهواتل (Nahuatl) که زبان 1.5 میلیون نفر و در دیگر سو زبان Aquacatec که زبان تنها 27 نفر می باشد در کنار 62 زبان دیگر به عنوان زبان های رسمی مکزیک مورد قبول دولت واقع شده اند. در مکزیک هیچ زبانی در سطح فدرال رسمی نبوده ولی به صورت گذرا زبان اسپانیائی زبان ارتباط دولت و مردم می باشد.
آمریکا:
در آمریکا هیچ زبان رسمی به صورت فدرال وجود نداشته و فقط به صورت گذرا بعضی ایالت ها دو زبانه اند. برای مثال در ایالت لوئیزیانا زبانهای انگلیسی و فرانسوی مورد استفاده قرار می گیرد. در ایالت هاوائی زبان هاوائی یائی و انگلیسی به صورت فعلی مورد قبول می باشد. در ایالت های کالیفرنیا، تگزاس و فلوریدا به علت وجود اکثریتی انگلیسی و اسپانیائی زبان شهرداری ها خدمات خود را به دو زبان انگلیسی و اسپانیائی عرضه می کنند. 
هندوستان:
در هندوستان علاوه بر زبان هندوئی و انگلیسی 23 زبان رسمیت یافته است. دانش آموزان دوره متوسطه هندوستان در کنار آموزش زبان محلی خود زبان انگلیسی را نیز می آموزند. در منطقه Puducherry هندوستان زبان رسمی فرانسوی می باشد.
استرالیا:
دولت استرالیا زبان آلمانی را به عنوان زبان رسمی پذیرفته است. در کنار زبان آلمانی زبانهای گروه‌های ائتنیکی به مانند هندی، مجار، اسلاو و ... نیز بر اساس قوانین فدرال مورد حمایت و گسترش واقع شده اند. 
بلژیک:
بلژیک که به علت اوضاع زبانی - ائتنیکی دارای موقعیتی موزائیک وار می باشد به علت بسیاری از مسائل سیاسی و شاید تعلل در احقاق حقوق زبانی سالهاست که با بحث های تجزیه مواجه شده است، بلژیک دارای 3 زبان رسمی آلمان، فرانسوی و فلامن می باشد. در بروکسل پایتخت بلژیک 2 زبان فلامن و فرانسوی به عنوان دو زبان رسمی شناخته می شود.
فنلاند:
در فنلاند دو زبان فینی و سوئدی به عنوان زبان رسمی پذیرفته شده اند ولی در عین حال دولت زبانهای سامی و رومنی را نیز تحت ضمانت قانون اساسی قرار داده است.
لوکزامبورگ:
در لوکزامبورگ 3 زبان لوکزامبورگی، فرانسوی و آلمانی به عنوان زبانهای رسمی مورد قبول واقع شده اند. در 4 سال اول سیستم آموزشی زبان لوکزامبورگی و در مراحل بعدی زبانهای آلمانی و فرانسوی به دانش آموزان آموزش داده می شود. در عین حال دانش آموزان زبان انگلیسی و یک زبان اروپائی را نیز یاد می گیرند.  
هلند:
در هلند دو زبان فلامنی و فریزی رسمیت دارند، زبان فریزی زبان 300 الی 700 هزار نفر می باشد.
سوئد:
در سوئد پس از سال 2009 هیچ زبانی رسمیت ندارد. در حالیکه زبان اکثریت مردم زبان سوئدی میباشد ولی زبانهای فینی، رومنی، یئدیشی و ... تحت ضمانت قانون اساسی سوئد واقع شده اند.
آفریقای جنوبی:
پس از ساقط شدن رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی و ظهور جمهوری آفریقای جنوبی در کنار رسمی بودن زبان انگلیسی 11 زبان دیگر نیز جزء زبانهای رسمی و آموزشی گشتند. در زمان رژیم آپارتاید در آفریقا دو زبان انگلیسی و یکی از لهجه های زبان هلندی مورد تکلم بوده و زبان رسمی شمرده می شدند. پس از سقوط رژیم آپارتاید در سال 1994 و برگزاری اولین انتخابات آزاد که در جلوداری نلسون ماندلا با تشکیل حکومت ملی شکل گرفت تمامی زبانهای ریشه دوانده آفریقائی دارای موقعیت رسمی گشتند.

۱۳۹۱/۶/۳۰

مثالهائی از سیستم آموزشی و تحصیلی کشورهائی چند زبانه - چندملیتی

اومود اورمولو - در بسیاری از کشورهای جهان به علت بافت ائتنیکی جوامع و احقاق حقوق اولیه متکلمین به زبانهای متفاوت از زبان غالب در سیستم آموزشی و تحصیلی دولت ها سعی می گردد از مدل های آموزش چندزبانگی بهره برده شود، به طوریکه در بسیاری از کشورهای جهان امروزه سیستم آموزشی چندزبانه با توجه به ترکیب ائتنیکی – جمعیت متکلمین کشور مذکور تحقق یافته و در حال تداوم می باشد. در زیر به نمونه های مختلفی از این کشورها پرداخته شده است.  
اسرائیل:
بیش از 82% جمعیت اسرائیل را یهودی ها تشکیل می دهند و تنها 18% جمعیت متشکل از اعراب میباشد، ولی در کنار رسمیت زبان عبری، زبان عربی نیز رسمی بوده و در سیستم آموزشی نیز مورد بهره برداری واقع می گردد. دانش آموزان عرب تا اواخر دوران راهنمائی مکلف به آموزش زبان عربی و پس از آن دوران ملزم به یادگیری زبان عبری به عنوان زبان دوم می باشند.   
آلمان:
در آلمان طرحی با نام "طرح ملی سازش زبانی" جهت اجرای برنامه های چند زبانگی مورد قبول واقع شده و در حال اجرا می باشد. در بعضی از ایالتهای آلمان از کلاس های اول ابتدائی و در هفته به صورت 3 الی 5 ساعت به صورت اجباری زبان مادری تدریس خواهد شد در دوره راهنمائی نیز مدل مترادف زبانی برای آموزش زبان مادری به همراه زبان آلمانی اجرا می گردد. در عین حال در سیستم آموزشی آلمان هر دانش‌آموز ملزم به یادگیری اجباری 3 زبان هست.
چین
در چین گروه‌های ائتنیکی متعددی ساکن اند به طوریکه برای اساس آمارها بیش از 140 زبان و لهجه مورد تکلم واقع می شوند. در سال 1984 قانونی با نام "قانون خودمختاری منطقه ای اقلیت‌ها" به تصویب رسیده است، در این قانون دولت چین حفاظت و گسترش از زبان منطقه‌ای را به رسمیت شناخته است. سیستم خودمختار مناطق قابلیت تشخیص و بهره‌برداری از زبان منطقه برای سیستم آموزشی را در اختیار دارند. دانش آموزان مناطق خودمختار در کنار زبان مادری خود ملزم به یادگیری زبان چینی نیز می باشند.
آفریقای جنوبی:
پس از تغییر رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی و تصویب قانون اساسی به سال 1993 زبان به عنوان "حقوق انسانی" شناخته شده و چندزبانگی به عنوان میراث معنوی کشور تلقی گردید. در قانون اساسی آفریقای جنوبی در کنار زبان انگلیسی و زبانهای آفریقائی 9 زبان دیگر قومی / قبیله ای نیز رسمیت یافته‌اند. پنج سال اول سیستم آموزشی و تحصیلی در آفریقای جنوبی بر اساس زبان مادری کودک و در ان اثنا نیز زبانهای انگلیسی، فرانسوی و پرتغالی تدریس می گردد.
بولیوی:
کشور بولیوی با رفرمهائی که در سال 1994 در سیستم آموزشی و تحصیلی خود انجام داده، آموزش و بسط دیگر زبانها را نیز به عنوان هدف برگزیده است. در قانون اساسی بولیوی در کنار زبان اسپانیائی که زبان غالب 80% مردم می‌باشد، 36 زبان دیگر نیز به صورت زبان رسمی منطقه‌ای تعریف شده و در سیستم آموزشی و تحصیلی مورد استفاده واقع می گردند.
سوئد:
کشور سوئد در سال 1976 رفرمهائی با نام "زبان خانگی" در قانون اساسی خود انجام داده است. در رفرمهای زبانی قانون اساسی سوئد آموزش زبان سوئدی به مهاجرین ملزم دانسته شده ولی در عین حال حق آموزش و تحصیل به زبان مهاجرین را نیز در صورت خواست گروه‌های مهاجر به رسمیت شناخته است. هدف کشور سوئد از رفرمهای زبانی، ترویج دوزبانگی در نوشتار و گفتار بیان شده به طوریکه میراث فرهنگی در دو سو قابل رشد گردد. سوئد به علت نوع نگاه و سیستم آموزشی‌اش به مسئله زبان جزء کشورهای نادر در اروپاست. در سیستم و طرح زبان خانگی در صورتیکه اجتماعی حاصل از 5 نفر درخواستی مبنی بر آموزش زبان مادری را به دولت سوئد ارائه کنند شهرداری های منطقه ملزم به جای آوردن زیرساختهای آموزش زبان مادری گروه 5 نفره می باشند.       
هلند:
کشور هلند در سال 1980 قانون پذیرش مهاجرین را به تصویب رسانده و در سال 1983 دیدگاه های رسمی دولت هلند را طی بیانیه‌ای رسمی به عموم مردم هلند رسانده است. هدف دولت هلند ببارآوری نسلی باسواد بیان شده و بدین جهت حقوق تمامی گروه‌های ائتنیکی و اقلیت‌های مختلف به عنوان شهروندان یکسان هلند در قانون اساسی تضمین شده است. سیاست های هلند بر مبنای کاهش قبول مهاجر و انتگراسیون حقوق اقلیت ها پایه ریزی شده است. در سال 1980 دولت هلند قانون آموزش زبان مادری را به تصویب رسانده است.
آمریکا:
زبان اسپانیائی که در اکثر مناطق ایالات متحده آمریکا متکلمین بی‌شماری دارد به عنوان زبان دوم سیستم آموزشی و تحصیلی آمریکا مورد بهره برداری واقع می گردد. در آمریکا مدارس مخصوص آموزش زبان اسپانیائی برای کودکان اسپانیائی زبان وجود دارد که در مدارس یادشده دو زبان اسپانیائی و انگلیسی تدریس می گردد. کلاس های دوزبانه در آمریکا توسط دو معلم هم زمان به انجام می گیرد.
کانادا:
کانادا به صورت رسمی دوزبانه بوده و دارای 2 زبان رسمی انگلیسی و فرانسوی می‌باشد. در ایالت کبک (Quebec) زبان غالب فرانسوی هست. در کنار دو زبان رسمی انگلیسی و فرانسوی در صورت خواست آموزش و تحصیل به زبان مادری نیز دولت کانادا ملزم به ایجاد زیرساختهای لازم جهت آموزش زبان مادری گروه‌هیا خواستار می باشد و دولت کانادا حق آموزش به زبان مادری را به رسمیت شناخته است. در قانون اساسی کانادا حقوق اقلیتها به رسمیت شناخته شده و به علت ذکر شدن در قانون اساسی ضمانت اجرائی دارد. در کانادا بیش از 20 زبان مورد تکلم واقع می گردند. مدارس فرانسوی زبان کانادا با سه مدل اداره می شوند.
فرانسه:
در فرانسه مدارس چندزبانه‌اند. اکثر زبانهای اقلیتها در مدارس خصوصی و یا رسمی قابل تدریس و آموزش میباشد. آموزش به زبان مادری اقلیتها از دوران ابتدائی قابل تحقق هست. برای مثال در مناطق باسک، آلاسکا و .. در صورت خواست مردم منطقه برنامه کلاس های ابتدائی بر اساس زبان مادری مردم منطقه صورت می‌پذیرد در دوره راهنمائی نیز وضعیت مشابه می باشد و دولت فرانسه نیز ملزم به کمک‌های مالی جهت اجرای سیستم فوق را بر عهده دارد. برای مثال در ایالت باسک 70% هزینه آموزش و تحصیل به زبان باسکی  توسط دولت و 30% توسط والدین دانش آموز تامین می گردد. در مدارس دولتی دروس زبان مادری به صورت 2 ساعت در هفته تدریس می شود. در مدارس دوزبانه نیز زبان فرانسوی در کنار زبان مادری دانش آموزان تدریس می گردد.
بلژیک:
بلژیک که به صورت دولت فدرال اداره می شود دارای 3 زبان رسمی فرانسوی، فلامن و آلمانی می باشد. عمده جمعیت بلژیک از فلامن و فرانسوی زبان‌ها تشکیل می گردد. در بلژیک مرزها بر اساس زبان تعیین گردیده است و در واقع بلژیک به سه منطقه زبانی تقسیم شده است. در کلاس های بروکسل برای فرانسوی زبانها آموزش زبان فلامنی و برای فلامن زبانها نیز تدریس زبان فرانسوی صورت می گیرد.
هندوستان:
هندوستان از 22 ایالت و 9 منطقه وابسته به دولت مرکزی تشکیل شده است. بیش از 83% جمعیت هندوستان از هندوها و حدود 17% از دیگر اقلیتهای دینی (مسلمان، مسیحی، بودیست و..) تشکیل شده است. در هندوستان 872 زبان و لهجه ثبت گردیده است. در تمامی ایالت های هندوستان زبان انگلیسی و هندی در کنار زبان محلی مردم منطقه رسمیت دارند. هندوستان جزء کشورهائی می باشد که در خود متفاوت ترین زبانها و فرهنگ ها را جای داده است.
ایران:
و برای مقایسه بد نیست به وضعیت منطقه جغرافیائی ایران بپردازیم. به گفته آقای حاجی بابائی وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران حدود 70% دانش آموزانی که وارد سیستم آموزشی و تحصیلی می گردند دارای زبان مادری به غیر از زبان فارسی می باشند و تنها 30% دانش آموزان هنگام ورود به سیستم آموزشی دارای زبان مادری فارسی می باشند. ولی نکته قابل توجه و تامل تحمیل زبان 30% از دانش آمزوان فارس زبان به 70% دانش آموزان غیرفارس زبان در سیستم آموزشی ایران می باشد که بی شک جزء نادرترین سیستم های آموزشی در دنیا می باشد که علارغم چندملیتی بودن و تنوع ملل و فرهنگ ها اکنون نیز بر تدام سیاست های ملت سازی و هویت تراشی اصرار می ورزد. در ایران هیچ یک از زبانهای ترکی، عربی، بلوچی، لری، کردی، گیلکی و ... در سیستم آموشی کوچکترین جایگاهی ندارند و حتی سیاست رسمی دولت ایران کتمان و نادیده گرفتن تمامی ائتنیک ها و زبانهای غیرفارس پایه ریزی شده است، به طوریکه سالهاست وجود هویت و زبانی به مانند زبان ترکی در ایران کتمان گردیده و به انواع راهها سعی در ریشه تراشی و تاریخ سازی برای این زبان و هویت می گردد.