‏نمایش پست‌ها با برچسب آنادیلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آنادیلی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹/۳/۲۵

آیا در مدت زمان کوتاهی می‌توان با گذر از زبان مادری مرحله آموزش دوزبانه را آغاز نمود؟

اومود اورمولو
بسیاری از تحقیقات صورت‌گرفته حکایت از عدم گذر کوتاه‌مدت به زبان دوم آموزش پس از آموزش زبان اول(یا زبان مادری) می‌باشد، بر اساس تحقیقاتی که توسط کاتلین هیوگ در ۲۹ کشور آفریقائی مختلف صورت گرفته نتایج تحقیق حاکی از آن هست که مدلهای آموزشی که در کوتاه‌مدت پس از زبان اول(یا زبان مادری) به زبان دوم گذر می‌کنند(پس از آموزش ۱ الی ۳ سال خواندن – نوشتن به زبان مادری و سپس گذر به زبان حاکم) گرچه دارای فوایدی نیز بوده ولی طی ۵ سال پیش رو کودک تمامی فواید پروسه گذر کوتاه‌مدت را از دست می دهد. مدلهای آموزشی تاثیر گذار بر پایه زبان مادری تنها در صورتی دارای نتایج موثر می‌باشند که در دوره‌هائی همچون ۶ تا ۸  سال صورت پذیرد، پس از آموزش زبان مادری طی دوره‌های ۱۰ ساله و سپس گذر به آموزش زبان دوم روند مثبتی را با توجه به توانایی‌های کودک از زبان مادری به زبان دوم نیز منتقل می‌گردد.

۱۳۹۹/۳/۷

فایده‌های کاربرد زبان مادری در امر آموزش چیست؟

اومود اورمولو
بر اساس ماده ۲۸ حقوق کودک سازمان ملل هر کودک دارای حق آموزش می‌باشد و ماده ۳۰ نیز از حق کاربرد زبان مادری کودک یا زبانی که در خانواده کاربرد دارد در امر آموزش سخن می‌گوید. بر اساس نظریات دکتر کانگاس چه به سبب ترجیح خانواده و یا عدم وجود سیستم آلترناتیو آموزشی اگر کودکی ملزم به آموزش زبانی به غیر از زبان مادری خود و یا زبانی که نمی‌داند، گردد بندهای حقوق کودک به نوعی دچار نقض می‌گردد، در عین حال کانگاس معتقد هست که در صورتیکه زبانها محافظت نگردند اطلاعاتی که متکلمین این زبانها(برای مثال اطلاعات گیاهان طبی که در بسیاری از نواحی مختلف وجود دارد) دارا می‌باشند دچار نابودی خواهند شد(تخمین های متفاوتی در مورد مرگ زبانها وجود دارد). اگرچه تحقیقاتی علمی بی‌ط‌رفی در مورد سرعت و نحوه مرگ زبانهای مادری به غیر از فارسی همچون زبان تورکی در ایران وجود ندارد ولی آنچه که به خوبی قابل لمس هست به علت عدم آموزش به زبان مادری در کودکان تورک، عمده نسل جدید قادر به تکلم به زبان تورکی نبوده و گسست اجتماعی مابین نسل گذشته که به علت عدم آموزش سراسری اجباری تاحدودی فارسیزه نشده‌اند با نسل جدید مشاهده می‌گردد.
بر اساس گفته‌های خاویر آلبو مدل آموزشی که با نام "آموزش دوزبانه مابین فرهنگها" در بولیوی محقق شده سبب کاهش تکرار کلاسها و رفوزگی دانش‌آموزان گردیده و در عین حال موفقیت دانش‌آموزان در کلاس نیز روندی افزایشی را ثبت نموده است. کارل بنسون که کارشناس آموزش دوزبانه در کشورهائی نظیر نیجریه، گینه بیسائو و موزامبیک بوده، معتقد هست که آموزش دوزبانه تاثیرات مثبتی در کودکان دختر داشته و سبب تغییر نگرش خانواده‌ها به آموزش دختران در عین حال سبب دسترسی آسان دختران به آموزش گردیده است.

۱۳۹۹/۲/۲۹

حق آموزش به زبان مادری دانش‌آموزان

اومود اورمولو
آموزش یک قدرت بوده که زبان نیز ابزار دسترسی به آن قدرت می‌باشد. مدلهای آموزشی دوزبانه‌ای که بر اساس زبان مادری دانش‌آموز شکل گرفته باشد سبب افزایش اعتماد به‌نفس دانش آموزان، افزایش روحیه، افزایش حس خوشبختی، ایفای آسان خویش، افزایش حس همزیستی، افزایش خلاقیت و قدرت خیال دانش‌آموزان را به همراه می‌آورد.
رابطه نابرابری، تبعیض و خشونت با ائتنیسیته، زبان و فرهنگ الگوئی ثابت شده می‌باشد. بسیاری از کشورهای دنیا دارای ویژگیهای چندملیتی و چندزبانی می باشند، به همین روی در بسیاری از نقاط دنیا نحوه مدلهای آموزشی، محتوای مفردات درسی، نحوه فراگیری و فرادهی از جمله مباحث به روز می‌باشد حتی مباحثی که در ایران طی سالهای گذشته بر حول آموزش به زبان مادری شکل گرفته همگی شاهد و دلیلی بر وجود روندی کمی و بیش مشابه نیز در ایران می‌باشد. در کنار مدارس، نهادهای رسمی، زبان استعمارگر (برای مثال در هندوستان کاربرد زبان انگلیسی) و زبان برگزیده یا زبان جامعه حاکم به صورت عمومی دیگر زبانهای محکوم را تحت حکمرانی خود قرار داده است. وضعیت زبان تورکی و دیگر زبانهای گروه‌های ائتنیکی غیرفارس در جغرافیای ایران نیز به ترتیب یاد شده می‌باشد، در حالیکه بر اساس تحقیقات علمی متعدد شروع آموزش به زبان اول کودک(در عین حال زبان مادری یا زبانی که در خانه آموزش داده می‌شود نیز می توان نام برد) تاثیر مثبتی در فراگیری و موفقیت درسی دانش‌آموزان را در مدرسه تثبیت نموده است. 
سیستم‌های آموزشی که زبان اول کودک را طرد نموده و تنها بر اساس زبان دوم(یا زبان خارجی) به صورت تحمیلی شکل گرفته باشند بر یادگیری مفردات درسی نزد کودک تاثیرات مضری داشته و مشکلات متعددی ایجاد می‌کنند. زبان سیستم آموزشی یکی از موانع عدم شروع آموزش کودکان می‌باشد، حتی پس از شروع آموزش نیز کودکان به انواع مختلفی همچون تکرار کلاسها، رفوزگی، ترک تحصیل، فرار از مدرسه و... تحت تاثیرات منفی موانع یاد شده قرار می‌گیرند. بر اساس آمار رسمی دولت ایران تنها در سال ۱۳۹۲ حدود ۳۹.۰۰۰ دانش آموز ترک تحصیل نموده‌اند، علت و پراکندگی ترک‌تحصیل کننده‌گان مشخص نیست، در عین حال آمارهای سال ۱۳۹۲ حاکی از بازماندن ۳ میلیون کودک از حق آموزش در سال یاد شده می‌باشد، آمارها حاکی از ترک‌تحصیل ۳۷% دانش آموزان تنها در سال اول آغاز تحصیلی هست.
موانع و مشکلاتی که روبرو می‌باشیم چیست؟
در دنیا زیست حدود ۷.۰۰۰۰ زبان و به سبب عدم وجود آمار علمی بی‌طرف در ایران زیست ده‌ها زبان از جمله زبان‌های تورکی، فارسی، عربی، کردی، بلوچی، گیلکی، لری، ارمنی، مازندرانی و ... تثبیت شده است. با توجه به آمارهای یاد شده آیا کاربرد زبان مادری هر کودک در امر آموزش خواستی حقیقی و قابل تحقق می‌باشد؟ آیا ایجاد سیستم نوشتاری و مفردات درسی، تربیت معلم و کادر آموزشی، تامین ابزارها و زیرساخت‌های آموزشی و ... برای وزرای آموزش و دولتها و نهادهای آموزشی برای زبان‌های موجود در یک کشور دارای مالیت فراوان و مشکل‌ساز می باشد؟ آیا ما به خواست خانواده‌هائی که کودکانشان در سیستم آموزشی نه به زبان مادری کودک بلکه به زبان حاکم(برخی موارد حتی زبان اقلیت به مانند مورد ایران) آموزش می بینند ‌می‌باید گوش فرا دهیم یا نتایج تحقیقات پداگوژیکی که بر روی ارتباط زبانها و آموزش صورت گرفته، و یا به مجادله‌ای که در دنیا از سوی اقلیتهای ائتنیکی و ملی فرودست برای احقاق حقوق زبانیشان در جریان می باشد گوش فرا دهیم؟

۱۳۹۹/۱/۳

زبان

اومود اورمولو
زبان آینه‌ی فرهنگ است. واسلر 
بی‌تردید زبان چه از بعد فردی و یا اجتماعی یکی از اساسی‌ترین منابع بلکه مهمترین رفرنس بشمار می‌آید، چونکه زبان در شکل‌گیری هویت فردی نقش بسزائی ایفا نموده و هم در یکپارچه‌سازی– تاثیر مثبت یا منفی- اجتماع کاربرد مهمی را دارد. در تاریخ بشریت استفاده ابزاری از زبان در جهت اهداف سیاسی از دوران مدرن آغاز گردیده و روند کاربرد زبان بر اساس اهداف سیاسی پارالل با ‌ظهور ملی‌گرائی می‌باشد. به سبب اهمیت بسزای زبان، ایدئولوژی ملی‌گرائی جهت شکل‌دهی به فضای اجتماعی در زبان مداخلاتی نموده است.
ملی‌گرائی و دولت – ملت که مدل دولت آن می باشد به زبان مشترک اهمیت بسزائی قائل می شود. زبان دارای ۲ ویژگی است:
۱-  قبل از هر چیز زبان یک سمبل می‌باشد؛ زبان در ملت‌سازی سمبل مشترک هست، در عین حال زبان سمبل ما شدن و گذر از من ‌شده‌گی هست. شعور ما شده‌گی در دولت- ملت و پذیرش آن از سوی جامعه تنها با کاربرد یک زبان در داخل مرزها ممکن می‌باشد. زمانیکه انسانهای متکلم به یک "زبان محلی" تکلم و کاربرد یک "زبان ملی" را آغاز نمایند شعارها و پرنسیبهای ملی‌گرائی در طبقه‌های اجتماع به راحتی گنجانده می‌شود. زمانیکه برگزیده‌گان و گروه‌های جمعی به کاربرد زبان یکسانی روی بیاورند، رفته‌رفته احساسات و عواطف یکسانی را به اشتراک گذاشته و خواهند توانست حول مفاهیم مشترکی گردهم آمده و به صورت متفق به حرکت درآیند. زبان مشترک تنها از ابعاد سیاسی و فرهنگی مهم نمی‌باشد بلکه در عین حال در عمل نیز لازمه یک اقتصاد ملی هست چونکه برای ظهور و تداوم اقتصاد ملی در داخل مرزهای دولت، لزوم کاربرد یک زبان در داخل مرزها جزء ملزومات می باشد.
۲- زبان یک ابزار هست؛ زبان ابزاری برای تغییر زبان در گروههای ائتنیکی مختلف در جهت تعلق خاطر به "ملت"‌ مشترکی می باشد. زمانیکه استفاده ابزاری از زبان فزونی یابد تفاوتها زدوده شده و ظهور زبان و فرهنگ استاندارد بر پایه اصول ملی‌گرائی ناگزیر می‌گردد. در دوره‌های اول در دولت- ملتها مابین شهروندی و زبان پیوندهائی برقرار می‌گردد که ارتباط مابین ملی‌گرائی و شهروندی در سخنان جان استوارت میل به خوبی قابل درک می باشد:
"وجود نهادهای آزاد در کشوری که از ملتهای مختلفی تشکیل شده غیرممکن می باشد. ظهور احساس شهروندی مابین انسانهائی که دارای زبان متفاوتی می‌باشند بسیار سخت بوده و برای تشکیل حکومت تمثیلی لزوم افکار عمومی یکپارچه جزء ملزومات می باشد."
سخنان میل در حالی ابزار گردیده که در ۳ کشور بزرگ اروپائی زبان مشترکی وجود نداشت و زبانهای متعددی بکار بسته می‌شدند. زمانیکه ایتالیا موفق به تامین وحدت سیاسی کشور شد تنها ۲% مردم ایتالیا به زبان ایتالیائی تکلم داشتند اسناد در دست حاکی از عدم تکلم نیمی از مردم به زبان فرانسوی به سال ۱۷۸۹ می باشد که حتی آمارها حاکی از آن هست که نیمی از مردم فرانسه حتی یک کلمه فرانسوی نیز نمی‌دانستند. در سال ۱۷۹۴ باریر رئیس کمیته امنیت عمومی با چنین سخنانی وضعیت زبانی فرانسه را به تصویر می‌کشد:
"ای شهروندان! یک خلق آزاد باید دارای یک زبان باشد...همانطور که مشاهده نمودیم باس- برتون که همانا لهجه باسک می باشد سبب حاکمیت آلمانیها و ایتالیاییها گردید...و مانع انقلاب شده و در عین حال برای فرانسه دشمن‌تراشی نموده است... با فراگیری زبان فرانسوی به امپراطوری روحانیون خاتمه دهید... بی‌خبری شهروندان از زبان ملی‌شان خیانت به وطن هست."
در همان دوره نیز امپراتوری آلمان سیاست آلمانیزه کردن متکلمین زبانهای لهی، فرانسوی و دانی را در برنامه‌های اساسی خود قرار داده بود. تخمینها حاکی از آن هست که در پروسه وحدت سیاسی آلمان تنها ۱۷% شهروندان آلمان قادر به تکلم به زبان آلمانی بوده‌اند. بر اساس گفته‌های هابس‌باون آلمان‌ها و ایتالیائی‌ها در قیاس با دیگر دولت- ملتها بر اهمیت زبان تاکید بیشتری داشته‌اند، او معتقد است که آنها بر زبان ملی‌شان – برای مثال بیش از ارزشی که انگلیسی‌ها به زبان انگلیسی قائل می‌شده‌اند- ارزش بسیاری قائل می شدند. "در چشم طیف متوسط آلمان و ایتالیا زبان یکی از آرگمانهای تشکیل دولت ملی و اساسهای آن بوده است."
زبان به علت سمبل و ابزار بودنش هر دولت- ملت برای استانداردیزه- واحد کردن تغییرات اجتماعی از زبان بهره ‌برده است. زبان جهت‌دهی نموده، مدیریت می‌شود و حتی از نو پدید می‌آورد. برای کاربرد زبان ملی از سوی افراد یک جامعه مکانیزم‌های مخلتفی بکار بسته می‌شود، به طوریکه دولت تمامی فعالیتهای خود را بر اساس یک زبان برگزیده به پیش برده و زبان برگزیده را بر دیگر گروه‌های ائتنیکی- زبانی تحمیل می‌نماید.
دولت بر اساس طرح‌های متعددی شروع به تعریف ارتباط مابین زبانها نموده و از اول سلسله‌مراتب زبان‌ها را آنطور که بکارش می‌آید تعریف می‌نماید که در این صورت دولت گرامر و خزینه لغات زبانها را مشخص نموده و به آن قالب و محتوای ملی می‌دهد. دولت بعضی از کلمات را در زبانها ممنوع اعلام نموده و در جهت ترمیم و حفظ زبان برگزیده فعالیتهای علمی را آغاز کرده و نهادها مرتبط زبانی را تاسیس می نماید. تمامی موارد یاد شده جهت ایجاد تغییرات اجتماعی در پروژه دولت- ملت بکار بسته می‌شود.
زبان یکی از عناصر فرهنگی می باشد که برای شکل‌دهی ملی‌گرائی در افکار عمومی همیشه به عنوان هدفی تعریف گردیده و مورد مداخله واقع شده است. در ملت‌سازی زبان از یک سوی نشانه شعور "ما" شدن بوده و از دیگر سوی ابزاری اصلی برای تحقق دولت – ملت با توجه به تغییرات هدفدار اجتماعی در افراد منتسب به یک ملت بوده است.

۱۳۹۸/۱۱/۲۹

"دولت – ملت" و "هویت ملی"

اومود اورمولو
در نظر گرفتن دولت و "ملت" باهم در کنار توسعه دولت مدرن یکی از مهمترین تغییرات ذهنی و ساختاری بود، بر اساس نظریات هابرماس ادغام واژه‌های "دولت" و "ملت" به صورت "دولت- ملت" از اواخر قرن ۱۸ آغاز می‌گردد. هیتر نیز رخت بربستن "ملت" از مفهوم ملی و پیوند آن به همراه "دولت" و سپس توسعه آن را از اواخر قرن ۱۸ میلادی معرفی می‌کند. پیوند ملت با دولت پس از ایجاد وابستگی ظاهری "ملت" از سوی دولت را معنا بخشید، "ملتی" که تا قبل از آن دربرگیرنده جمعیتی بیش نبود و دولت مدرن در این پروسه با ایجاد وابستگی سبب بوجود آمدن ملت تحت قالب سیاسی مشخص تعریف شده‌ای گردید.
کسب هویت برای ملت یکی از اساسی‌ترین ملزومات دولت- ملت بود، دولتها طی پروسه‌ی مدرن شدن هر چقدر هم دارای یکپارچگی اداری و جغرافیائی که تا قبل از آن صاحبش نبودند گردیدند ولی بازهم کافی به نظر نمی رسید و برای اتمام و گارانتی نمودن پروژه یکپارچگی جغرافیائی و اداری لزوم یکپارچگی فرهنگی احساس می‌گردید. بدین صورت بود که دولت مدرن بخش بزرگی از انرژی و امکاناتش را برای طرد عایدات محلی جامعه و ساخت سمبولهای ملی صرف نمود تا با استفاده ابزاری از این سمبولها هموژن‌سازی فرهنگی را تاسیس نماید.
زدودن تمامی تفاوتهای ائتنیکی، دینی، زبانی و ساخت و ساز پیوسته بر روی تفکر "وحدت" جهت ایجاد جامعه‌ای یکپارچه یکی از مهمترین و اولیه‌ترین اهداف دولت- ملت بود، تفکر ملی‌گرائی نیز در پروسه‌ی ایجاد ملتی با هویت سیاسی تعریف شده از سوی دولت بکار بسته شد. برای مثال ملی‌گرائی در اروپا به‌ صورت ارگانیزه شدن دولت- ملت آغاز گردیده و در اواخر قرن ۱۸ میلادی به عنوان ایدئولوژی سیاسی مطرح گردید. 
ایدئولوژی ملی‌گرائی دارای یک سری پیشنهادات مرکزی می‌باشد که اسمیت آنها را به ۴ مورد تقسم بندی می نماید:
۱-  ادعائی مبتنی بر تقسیم ملتها به فردیتی بر اساس تاریخ و سرنوشت، 
۲- ملت منبع اقتدار سیاسی و اجتماعی بوده و صداقت وابستگی و پیوند با ملت برتر از دیگر پیوندهاست،
۳-  اگر انسانها خواهان آزادی‌اند، ‌می‌باید با یک ملتی همسان‌ گردند،
۴-  برای تاسیس صلح و آزادی در دنیا باید تمامی ملتها در امنیت و آزادی به سر برند.
با توجه به بندهای یاد شده ملی‌گرائی سبب تولید مفاهیم "وحدت ملی، وحدت هویتی، برادری" گردیده و تا جائیکه امکان داشت سبب نشر مفاهیم یاد شده در افکار عمومی می‌گردد.
هدف ایدئولوژی ملی‌گرائی حفظ یکپارچگی دولت، علارغم تمامی تفاوتها ایجاد یکپارچگی و اقتصاد مدرن می‌باشد که تمامی امکانات دولت نیز برای اهداف مذکور بکار بسته می‌شود. اوردوهای بزرگ تاسیس شده و سیستم مالیات مستقیم نیز به یکی از منابع اصلی مادی دولت مدل می گردد، سراهای‌ نظامی و آموزشی سعی در جذب قسمت عمده جامعه در درون سیستم را بر عهده می‌گیرند. در موضوعات زبان، هنر، تاریخ و آداب روزمره رسمی ایجاد گردیده و یا سننی برگزیده میشود و رسم مذکور بر دیگر رسوم برتری قابل محسوسی می‌یابد. ایجاد نهادهای آموزشی ملی، ایجاد زبانهای استاندارد، کمک به تاسیس موزه‌ها و نمایشگاه‌هائی که در برگیرنده ایدئولوژی رسمی دولت می باشند برای تولید فرهنگ ملی بکار بسته میشود در عین حال سمبولها، رسوم، پرچم و مارشهای ملی نیز ایجاد می گردد.
در پروسه زدودن هویتهای محلی و هموژن‌سازی در جهت هویت ملی طبقه حاکم و فرهنگ حاکم اهمیت و نقش بسزائی ایفا نموده است. آگاهی ملی از سوی برگزیده‌شده‌گان و کانالهای متفاوت به مردم منتقل می‌گردد و خواستی که از انسانهای معمولی جهت ملت‌شوندگی طلب می‌گردد همسا‌ن‌سازی و تناسب با طیف و فرهنگ حاکم می باشد. در این حین کاربرد ملی‌گرائی جهت یکپارچگی دولت و ایجاد "هویتی بالادست" فرای خانوداه، جمعیت، عشیرت و عدم مانع شدن در برابر این پروسه خواسته می ‌شود. 
تصویر ذهنی که از هویت "ایرانی"، "هویت ملی"، "ایران" در جغرافیای ایران شبیه‌سازی گردیده بیش از آنکه برآیند پروسه طبیعی تاریخ که از اجداد ملل موجود در جغرافیای یاد شده به ارث برده‌ شده باشد ساخته و پرداخته گروهی از شبه‌روشنفکران است که توسط سیستم آموزشی اجباری دوران رضاشاه و محمد رضا شاه درونی سازی گردیده و به گروه‌های ائتنیکی ساکن ایران القاء و تحمیل گردیده است. منطق عمومی و حاکم دولت – ملت در ایران به مانند دیگر نمونه‌ها قبل از هر موردی منطق استعمارگر بوده و نژادپرستی و تک‌تیپ‌سازی جزئی از اساسی‌ترین پایه‌های دولت- ملت در ایران به شمار می‌آید، در دیگر سو برای موفقیت و تحقق مستعمره‌سازی داخلی، ارائه و ترویج نژادپرستی و تک‌تیپ‌سازی دولت – ملت نیز با دو شیوه "ائتنوساید" و "ژنوساید" بکار بسته شده است.

۱۳۹۸/۹/۵

ایران‌دا ایکی‌دیللی و چوْخ‌دیللی ائییتیمه دؤنۆک اؤنری‌لر

اۇمۇد اۇرمۇلۇ 
بۇگۆن دۆنیادا ته‌مه‌ل سوْرۇن، فرقلیلیکلردن اوْلۇشان بیر توْپلۇمۇن بیر آرادا و باریش ایچینده یاشاماسینی ساغلاماقدیر. دۆنیانین هر بؤلگه‌سینده اؤزۆنۆ سیستمدن دیشلانمیش حیس‌ائدن گرۇپلارین ایستکلری سیاسی و حۆقۇقی گۆندمده ایلک سیرادا یئر آلماقدادیر. ایراندا دا، اۇزۇن سۆره‌دن بری، فرقلی توْپلۇمسال بؤلۆملر و اؤزه‌للیکله تۆرکلر، سیستمین باسقیجی و تک‌تیپلشدیریجی کاراکترینین اؤزگۆرلۆکچۆ و چوْخۇلجۇ یؤنده ائوریلمه‌سی اۆچۆن ایستکلرینی قامۇسال آلاندا دیله گتیرمکده‌دیرلر. ایرانداکی توْلۇمسال آیریشمانی اؤنله‌مک و بیرلیکده یاشاما ایسته‌یی، بۇ حاق و ایستکلره قارشی آلیناجاق تاویرلا یاخیندان ایلگیلی‌دیر. اه‌یر سیاسال سیستم، بۇ ایستکلری ایستک صاحیبلری ایله قارشیلیقلی بیر ایلیشگی ایچه‌ریسینه گیره‌رک قارشیلاما یؤنۆنده بیر ترجیحده بۇلۇنۇرسا، توْپلۇمسال اۇزلاشما و آیریشمانین اؤنلنمه‌سی ساغلاما اوْلاسیلیغی آرتاجاقدیر. آنجاق بۇ ایستکلر، بۇگۆنه قدر اوْلدۇغۇ کیمی، باسدیریلمایا و گؤرمزدن گلینمه‌یه دوام ائدیلرسه، توْپلۇمسال آیریشما ته‌مه‌للرینین قیریقلاری داها درینله‌شر و آیریشمالارا سوْن وئرمک اوْلاناغی تماما اوْرتادان قالخاجاقدیر.
ایرانداکی توْپلۇمسال اۇزلاشمازلیقلارین بیری، آنادیلینین و بۇ چالیشمادا اینجه‌لندیغی تۆرکجه‌نین ائییتیمده قۇللانیلماسینا دؤنۆک ایستکلرین قارشیلانماماسی‌دیر. ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماماسی، آنادیلی فارسجا اوْلمایان تۆرک اؤیرنجی‌لرین ائییتیمدن ائشیت بیر بیچیمده یارارلاناماماسینا و بۇ ائشیت‌سیزلیغین توْپلۆمسال بیر آیریشما یارادماسینا یوْل آچماقدادیر. بۇ آیریشما اوْرتامینی بسله‌ین بیر باشقا ائتمن ده، اؤیرتمنلر و اؤیرنجیلر آراسیندا، اؤیرتمنلر و عایله‌لر آراسیندا، آنادیلی بیربیریندن فرقلی اوْلان اؤیرنجیلر و دوْلایسییلا توْپلۇمداکی فرقلی اکینج‌لر آراسیندا دیلدن قایناقلی ایله‌تیشیمسیزلیک اوْلاراق گؤرۆله‌بیلر. بۇ ائشیتسیزلیغین و ایله‌تیشیمسیزلیغین تخریب ائتدیغی توْپلۇمسال باریش و بیرلیکده یاشاما ایسته‌ییی بیر یانا، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماماسی، آنادیلی تۆرکجه اوْلان اؤیرنجیلر آچیسیندان چوْخ یؤنلۆ اوْلۇمسۇز سوْنۇجلار قابساماقدادیر. بۆتۆن بۇ اؤزه‌للیکلر دیققته آلیندیغیندا، آنادیلینده ائییتیم ایستکلرینین قارشیلانماسی نؤقطه‌سینده گۆندمه گله‌بیله‌جک اؤنلم‌لر، ائییتسه‌ل، یاسال، یؤنه‌تیمسه‌ل و اکینجسه‌ل اوْلاراق سیرالانابیلر.
وار اوْلان ائییتیم سیاستلری و اۇیقۇلامالاری سیاسی، دیلسه‌ل، ائییتسه‌ل و اکینجسه‌ل آچیلاردان گۆجسۆزلشدیریجی و دیشلایییجیدیر. داها اؤنجه ده دئیینیلدیغی کیمی، بۇ سیاستلر و اۇیقۇلامالار، اؤزه‌للیکله تۆرک اؤیرنجیلر آچیسیندان جیددی دیلسه‌ل، ائییتسه‌ل، پسیکوْلوْژیک، توْپلۇمسال تخریباتلارا یوْل آچمیشدیر. باشقا بیر دئییشله، اؤیرتمنلر و اؤیرنجیلر آراسیندا باسقیجی ایلیشگیلرین گلیشمه‌سینه، اؤیرنجیلرین ائییتیمه گئریدن باشلامالارینا و دوْلایسییلا سینیفدا قالمالارینا، اوْخۇلۇ بیراخمالارینا و سوْنۇندا اوْخۇلدا باشاریسیز اوْلمالارینا، تۆرکجه دانیشدیقلاری اۆچۆن دامقالانمالارینا، فرقلی شیددت تۆرلرینه معرۇض قالمالارینا، یاشاملارینین ایله‌ریده‌کی آشامالاریندا دا اؤزلرینی ایفاده ائتمکده سوْرۇنلار یاشامالارینا، آنا- آتالارییلا ایلیشگیلرینین سوْرۇن یارانماسی و آنادیللرینی ایتیرمه‌لرینه یوْل آچمیشدیر. آیریجا، وار اوْلان سیاستلری، اؤیرتمنلرین چالیشما قوْشۇللارینی اوْلۇمسۇز یؤنده ائتگیله‌یه‌رک، وئریملی و ائتگین بیر ائییتیم – اؤیرتیم سۆره‌‌جینی انگللمکده‌دیر. بۆتۆن بۇ اوْلۇمسۇزلۇقلارین اوْرتادان قالدیریلماسی اۆچۆن آلینماسی گره‌کن کؤکلۆ ائییتسه‌ل اؤنلم‌لر واردیر. بۇنلار بئله سیرالانا‌بیلر:
- تۆرک اؤیرنجیلرین ائییتیمده قۇللانیلاجاق تۆرکجه- فارسجا ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللری گلیشدیریلمه‌لی،
- باسقیجی اؤیرتمن- اؤیرنجی ایلیشگیلرینین دؤنۆشدۆرۆلمه‌سی اۆچۆن ائییتیملر وئریلمه‌لی،
- ایکی‌دیللی اؤیرتمن یئتیشدیرمه بؤلۆملری آچیلمالی،
- ایکی‌دیللی ائییتیم مۆفرداتی گلیشدیرمه و اؤلچمه- ده‌یرلندیرمه مرکزلری قۇرۇلمالی،
- ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسی و ایکی‌دیللیلیک حاققیندا قامۇاوْیۇنۇن بۆتۆن بؤلۆملرینده بیلینج یارادیلمالی،
- اؤیرتمن آدایلارینا دیلسه‌ل و اکینجسه‌ل چئشیدلیلیک حاققیندا ائییتیم وئریلمه‌لی، بنزر بیر ائییتیم خیدمت- ایچی ائییتیم توْپلۇچالیشیم یوْلۇیلا اؤیرتمنلره وئریلمه‌لی،
- تۆرکجه بیلن اؤیرتمنلره ایکی‌دیللی اؤیرتیم یؤنتملری و اؤرنکلری حاققیندا قایناقلار ساغلانمالی،
- تۆرکجه‌نین دانیشیلدیغی بؤلگه‌لرده چالیشان تۆرکجه بیلمه‌ین اؤیرتمنلر تۆرکجه اؤیرنمه‌یه اؤزندیریلمه‌لی،
- تۆرکجه بیلن اؤیرنجیلره یؤنه‌لیک تۆرکجه اوْخۇما- یازما سینیفلاری آچیلمالی،
- آتا- آنالارا یؤنه‌لیک تۆرکجه اوْخۇر- یازارلیق سینیفلاری آچیلمالی،
- اؤیرنجیلرین تۆرکجه دیل باجاریلارینی گلیشدیرمه‌یه یؤنه‌لیک تی‌وی پروْگراملاری حاضیرلانمالی‌دیر.
بۇ ائییتسه‌ل اؤنلملرین آلینماسی حالینده اؤیرنجیلر ساغلیقلی و ده‌نگه‌لی بیر ایکی‌دیللیلیک گلیشدیره‌جکلردیر . بئله‌ بیر اوْرتامدا، اؤیرنجیلر کیملیکلرینین تانیندیغینی حیس‌ائدرک و اوْخۇلا قارشی داها اوْلۇملۇ بیر تۇتۇم سرگیله‌یه‌جکلردیر. بۇ، اؤیرنجیلرین اؤزگۆونلرینی بسله‌یه‌جک و دوْلایسییلا اوْخۇل باشاریسینی اؤنملی اؤلچۆده ائتگیله‌یه‌جکدیر. اؤته یاندان، بئله ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیم آلان اؤیرنجیلرین باشقا دیللر و اکینجلرله ایله‌تیشیمی ده داها گۆجلۆ اوْلاجاق و توْپلۇمسال باریش اۆچۆن گره‌کلی اوْلان اکینجلرآراسی دانیشیق بسلنه‌جکدیر. آیریجا، بۇ سایه‌ده اؤیرنجیلرین ایقتیصادی و توْپلۇمسال گلیشمه‌لری ده گۆونجه آلتینا آلیناجاقدیر. بۇ اؤنلملرین ساغلادیغی یارارلار، داها اؤنجه اینجه‌له‌نن اؤلکه اؤرنکلرینده و اؤزه‌للیکله باسکجا – ایسپانیا اوْلاییندا آچیقجا گؤرۆلمکده‌دیر. اؤته یاندان، اینجه‌له‌نن اؤرنکلرده ده اوْرتاق اوْلان شئی، ائییتسه‌ل اؤنلملرین سۆره‌کلی گؤزدن گئچیریلمه‌سینه دۇیۇلان گره‌کسینیم‌دیر. ایران‌دا دا ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینا یؤنه‌لیک سیاستلر گلیشدیریرکن بۇ اؤزه‌لیغین کسینلیکله دیققته آلینماسی گره‌کیر.
اؤته یاندان، بۇ ائییتسه‌ل اؤنلملرین آلینابیلمه‌سی اۆچۆن، اؤنجه‌لیکله ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینین ته‌مه‌ل بیر اینسان حاققی اوْلدۇغۇنا و بۇ حاققین هر آشاماسیندا قۇللانیلماسی گره‌کدیغینه یؤنه‌لیک ایستکلرین سیاسال سیستم طرفیندن قبۇل ائدیلمه‌سی و ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینین آنایاسال و یاسال گۆونجه‌یه قوْوۇشاراق حۆقۇقی آچیدان گۆونجه آلتینا آلینماسی گره‌کمکده‌دیر.
بۇ حۆقۇقی گۆونجه ایکی یوْللا ساغلانابیلر: ایلکی، بۆتۆن ائییتیم- اؤیرتیم یاشامینی دۆزه‌نله‌ین یاسالار اوْلماق اۆزره‌ حۆقۇقی قوْنۇلارین دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارا ایلیشگین یاساقلاردان آریندیریلماسی و یاسالارین بۇ حاقلاری تانیر حاله گتیریلمه‌سیدیر. ایکینجیسی ایسه، اۇلۇسلارآراسی بلگه‌لرده ایفاده‌سینی تاپان دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارین حۆقۇق قوْنۇلارینا گیرمه‌سی و بۇ قوْنۇلارین دئولتین قوْیدۇغۇ بۆتۆن چکینجه‌لرین قالدیریلماسیدیر. داها اؤنجه اینجه‌له‌نن اؤلکه اؤرنکلرینده ده گؤرۆلدۆیۆ کیمی، بۇ تۆر آنایاسال اؤنلم‌لر، آنادیلینده ائییتیم حاققینی گۆونجه‌یه آلینماسی یؤنۆنده آتیلاجاق ایلک آدیملاردان بیریدیر. 
حۆقۇقی باخیش آچیسینین دئییشمه‌سی، سیاسال اکینجین، سیستمین و یؤنه‌تیمسه‌ل یاپینین دا دؤنۆشمه‌سینی برابرینده گتیره‌جکدیر. فرقلی دیللری و اکینجلری گؤزآردی ائدن آشیری مرکزی بیر ائییتیم سیاستی، هم توْپلۇمسال بیرلیکده یاشاما ایلکه‌سینی زده‌له‌مکده و هم ده ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیمین اؤنۆنده انگل اوْلۇشمۇشدۇر. چۆنکۆ ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیم، فرقلی بؤلگه‌لرده‌کی دئییشیک احتیاجلارا تئزلیکله و ائتگین بیر بیچیمده یانیت وئره‌بیله‌جک اه‌سنک اوْخۇل سیستملرینی زوْرۇنلۇ قیلار. ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینی اؤن‌گؤرن ایکی‌دیللی بیر ائییتیم سیاستینین اۇیقۇلانابیلمه‌سی اۆچۆن یؤنه‌تیمسه‌ل یاپیلانمادا دا اینسان اوْداقلی بیر دؤنۆشۆمه احتیاج واردیر. بۇ دۇرۇم، چالیشمادا اینجه‌له‌نن کوْرسیکاجا – فرانسا، باسکجا – ایسپانیا و اۇیقۇرجا – چین اؤرنکلرینده ده آچیق بیر بیچیمده گؤرۆلمکده‌دیر. هر اۆچ اؤرنکده ده، فرقلی ائییتیم سیاستلری اۇیقۇلانمیش اوْلماقلا بیرلیکده، دئییشن درجه‌لرده مرکزدن یئره‌ل یؤنه‌تیملره دوْغرۇ بیر یئتگی دئوری همیشه سؤز قوْنۇسۇ اوْلمۇشدۇر.
حۆقۇقی و سیاسی اؤنلملرین گؤزلندیغی ایشلولری یئرینه گتیره‌بیلمه‌سی اۆچۆن، بۇ اؤنلملرین توْپلۇم طرفیندن ده ایچ‌سئللشدیریلمه‌سی گره‌کیر. توْپلۇمدا فرقلی اکینجلرین ده‌یرلی اوْلدۇغۇ، هر اکینجین قوْرۇنماسی گره‌کدیغی، دیللر آراسیندا باسقیجی و دیشلاییجی بیر سیرالانیمین اوْلمادیغی، بۆتۆن دیللرین بیرائی‌لری و توْپلۇمۇ هم گۆجلندیرن هم ده وارسیللاشدیران بیر اؤیه اوْلدۇغۇ قوْنۇسۇندا بیر اکینجین گلیشمه‌سی چوْخ گره‌کلیدیر. بۇ ندنله، هم سیاسال اوْرقانلار و هم ده سیویل توْپلۇم قۇرۇلۇشلاری، بیلیم‌یۇردلار و ائییتیم قۇرۇملاری بئله بیر اکینجسه‌ل دؤنۆشۆمۆن گرچکلشه‌بیلمه‌سی اۆچۇن همیشه‌لیک بیر چابا ایچه‌ریسینده اوْلمالیدیرلار. اؤزه‌للیکله باسکجا – ایسپانیا اؤرنه‌یینده گؤرۆلدۆیۆ کیمی، بۇ تۆر توْپلۇمسال اۇزلاشییا دایالی بیر اکینجسه‌ل دؤنۆشۆم، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینا یؤنه‌لیک اؤنلملرین اۇزۇن سۆره‌ده قالیجی اوْلماسینین تک گۆونجه‌سیدیر.
سوْنۇج اوْلاراق، یۇخاریدا دارتیشیلان یاسال، یؤنه‌تیمسه‌ل و ائییتسه‌ل اؤنلملری مادده‌لری حالینده یئنیله‌مک گره‌کیرسه، چالیشمانین اؤنه‌ریلری آشاغیداکی کیمی اؤزه‌تلنه‌بیلر:
1- تۆرک اؤیرنجیلرین ائییتیمینده قۇللانیلاجاق تۆرکجه- فارسجا ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللری گلیشدیریلمه‌لی، بۇ موْدللرین گلیشدیریلمه‌سینه قوْشۇت اوْلاراق یۇخاریدا سیرالانان باشقا ائییتسه‌ل اؤنلملرین اۇیقۇلانمایا باشلاماسی اۆچۆن گره‌کلی چالیشمالار یاپیلمالی و ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللرینین دئییشن احتیاجلار و قوْشۇللار دوْغرۇلتۇسۇندا سۆره‌کلی گؤزدن گئچیریلمه‌سی گره‌کدیغی اۇنۇدۇلمامالیدیر. 
2- باشدا آنایاسا و یاسالار اوْلماق اۆزره بۆتۆن حۆقۇقی قوْنۇلار دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارا ایلیشگین یاساقلاردان آریندیریلمالی و یاسالار بۇ حاقلاری تانیر حاله گتیریلمه‌لیدیر. آیریجا، اۇلۇسلارآراسی بلگه‌لرده ایفاده‌سی وار اوْلان دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارین حۆقۇق قایدالارینا گیرمه‌سی و بۇ قوْنۇدا دئولتین قوْیدۇغۇ بۆتۆن چکینجه‌لرین قالدیریلماسی ساغلانمالیدیر.
3- ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیمین فرقلی بؤلگه‌لرده‌کی دئییشیک احتیاجلارا تئزلیکله و ائتگین بیر بیچیمده یانیت وئره‌بیله‌جک اه‌سنک اوْخۇل سیستئملرینی گره‌کلی قیلدیغی گرچه‌ییندن حرکتله، یؤنه‌تیمسه‌ل یاپیلانمادا دا اینسان اوْداقلی بیر دؤنۆشۆمه گئدیلمه‌لیدیر.
4- توْپلۇمداکی فرقلی اکینج و دیللر آراسیندا باسقیجی و دیشلاییجی بیر سیرالانیمین وار اوْلدۇغۇ، بۆتۆن دیللرین و اکینجلرین بیرائی‌لری و توْپلۇمۇ هم گۆجلندیرمه هم ده وارسیللاشدیران بیر اؤیه اوْلدۇغۇ گرچه‌یینی منیمسه‌ین بیر اکینجین گلیشمه‌سی اۆچۆن یاسال اوْرقانلارین، سیویل توْپلۇم قۇرۇلۇشلارینین، بیلیم‌یۇردلارین و ائییتیم قۇرۇملارینین چابا گؤسترمه‌سی و بۇنا یؤنه‌لیک سیاست و اۇیقۇلامالارین گلیشدیرمه‌سی گره‌کمکده‌دیر. 
قۇشقۇسۇز، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسی، ایکی‌دیللی‌لیک و اکینجسه‌ل چوْخۇلجۇلۇق قوْنۇلاری ایراندا سوْرۇنلۇ بیر سیاسال و تاریخسه‌ل سوْوخایا صاحیبدیر. بۇ سوْرۇنلۇ سوْوخا، بۇ قوْنۇدا یاپیلماسی گره‌کنلرین نه قدر گره‌کلی و عئینی زاماندا نه قدر گۆج اوْلدۇغۇنۇ گؤستریر. ایران، سوْرۇنلارین اۆسته‌سیندن گلمک اۆچۆن اؤز موْدلینی اۆره‌تمک زوْرۇندادیر. بۇ موْدللر اۆره‌تیلیرکن، بۇ چالیشمادا یئر آلان بیلگیلر و دۆنیاداکی باشقا اؤرنکلرده گؤز اؤنۆنه آلینیب داها اؤنجه ده بۇ توْر سوْرۇنلار یاشایان و هله یاشاماقدا اوْلان اؤلکه‌لرین دئنه‌ییملریندن و بۇ دئنه‌يیملر اۆزرینده یاپیلمیش آکادمیک و ائییتیمسه‌ل چالیشمالاردان یارارلانیلابیلر.
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
الف
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
اۇلاشیم(Ulaşım)= حمل و نقل
ایرماق(Irmaq)= نهر
اسکی(Eski)= قدیمی
اریشیم(Erişim)= دسترسی
آدا(Ada)= جزیره
آدای(Aday)= کاندید، نامزد
آیریمچیلیق(Ayrımçılıq)= تبعیض
آیریلیقچی(Ayrılıqçı)= جدایی‌طلب
ایومه(İvmə)= شتاب، سرعت
آیریجالیق(Ayrıcalıq)= امتیاز
آیریشما(Ayrışma)= جدایی، انحلال
ائوریلمک(Évrilmək)= تکامل یافتن
آراج(Arac)= ابزار، واسط
آراشدیرما(Araşdırma)= تحقیق
ایله‌تیشیم(İletişim)=ارتباط
اکینج(Ekinc)= فرهنگ
ائشیت(Eşit)= برابر
اۇیارلار(Uyarlar)= سازگار می کند
اوْی(Oy)= رای
ائش‌گۆدۆم  (Éşgüdüm)= هماهنگ
ائتگیله‌شیم(Étgiləşim)= تعامل
ائتگن(Étgən)=فاکتور
ایچه‌ریک(İçerik)= محتوی
اؤنملی(Önemli)= مهم
اوْلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
اوْلۇمسۇز(Olumsuz)= منفی
ائییتیم(Éyitim)= آموزش
آماج(Amac)= هدف
ائییتیمسه‌ل(Éyitimsel)= تربیتی
اوْخۇل(Oxul)= مدرسه
اؤنلم(Önlem)= تدبیر
اۇلۇس(Ulus)= ملت
ایلیشگی(İlişgi)= مناسبت، علاقه
آنامالچی(Anamalçı)= کاپیتالیست
انگلله‌مک(Engellemek)=جلوگیری کردن
آنامال(Anamal)= سرمایه
اسنکلیک(Esneklik)= انعطاف پذیری
آنایاسا(Anayasa)= قانون اساسی
اؤن‌قوْشۇل(Önqoşul)= پیش‌شرط
اؤن‌یارقی(Önyarqı)= پیش‌داوری
ایلیشگین(İlişgin)= عاید، مرتبط
ایلگیلی(İlgili)=مرتبط
آغ(Ağ)= شبکه
اؤنجل(Öncel)= قبلی، پیشین
ارگنلیک(Ergenlik)= بلوغ
اۆزگۆسه‌ل(Üzgüsel)= دراماتیک
آلابیلیرلیک(Alabilirlik)= کاپاسیته، ظرفیت
اوْنای(Onay)= تصدیق
ائگه‌من(Égemən)= حاکم‌
ائگه‌منلیک(Égemənlik)= حاکمیت
اؤرنک(Örnek)= مثال
اؤرتۆشمک(Örtüşmek)=منطبق بر هم
ائورنسه‌ل(Évrensel)= جهانی
آیرینتی(Ayrıntı)= جزئیات
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
ایگید(İgid)= قهرمان
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اوْنارماق(Onarmaq)= ترمیم کردن، تعمیر کردن
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
اؤومه(Övmə)= ستایش، وصف
اوْران(Oran)= میزان
اوْرمان(Orman)=جنگل
ایلکه(İlke)= پرنسیب
ایلکه‌ل(İlkel)= ابتدائی
ایزله‌نیم(İzlenim)= تصور
ائیلم(Éylem)=کنش
ائتگین(Étgin)= فعال
اۆیه(Üye)= عضو
اه‌ک(Ek)=اضافی
ائدیلگین(Édilgin)= غیرفعال
اینسان‌بیلیمچی(İnsanbilimçi)= انسان‌شناس
ایشلوسه‌ل(İşlevsel)= تابعی
آیلیق(Aylıq)= ماهانه، حقوق
اؤندر(Öndər)= رهبر
آیدین(Aydın)= روشنفکر
آلت ‌قۇرۇل(Alt qurul)= کمیته
اۆستلنمک(Üstlenmek)= بر عهده گرفتن
ائش‌زامانلی(Éşzamanlı)= همزمان
اسینلنمک(Esinlenmek)= الهام گرفتن
ائش‌دیر(Éşdeyer)= معادل،هم ارز
ائیلمچی(Éylemçi)= فعال،اکتیویست
ائلشدیرل(Éléşdirel)= منتقدانه
آچی(Açı)= زاویه
آچیقجا(Açıqca)= آشکارا
اۇلۇسلارآراسی(Uluslararası)= بین‌المللی 
اؤزندیرمک(Özendirmek)= تشویق کردن
اؤزنه(Özne)= سوژه، فاعل
اؤزرک(Özerk)= خودمختار
اۆره‌تمه‌ک(Üretmek)= تولید  کردن
اۇیرۇق(Uyruq)= تابعیت شهروندی
آسی(Ası)= بنر
اوْیسا(Oysa)= در حالیکه
اوْلای(Olay)= حادثه
اؤلچۆت(Ölçüt)= معیار
اۇزام‌بیلیم(Uzambilim)=هندسه
اۇزای‌بیلیمی(Uzaybilimi)=کیهان شناسی
اۇزمان(Uzman)= متخصص
اۇزبیلیم(Uzbilim)= ریاضی
آختارماق(Axtarmaq)= انتقال دادن
اوْنۇر(Onur)= حیثیت
ائتمن(Étmeən)= فاکتور
ائییتیمچی(Éyitimçi)= پداگوگ، مربی كودک، متخصص تعليم و تربيت
اکلملنمه(Eklemlenme)= افزودن
ایرده‌لمک(İrdelemek)= بررسی نمودن
اؤز سایقی(Öz sayqı)= عزت نفس
ایلک‌اؤیرتیم(ilköyretim)= ابتدائی
اوْرتا‌اؤیرتیم(Ortaöyretim)= دبیرستان
ائییلیم(Éyilim)= گرایش
اؤیرتمن(Öyretmen)= معلم
اؤیرتیم(Öyretim)= تدریس، تعلیم
آییرد(Ayırd)= تمیز دادن
اؤزدش(Özdeş)= یکسان، عینا 
اؤزدشلشمک(Özdeşleşmek)= یکسان‌سازی
اوْلاسی(Olası)= ممکن، محتمل
اؤزلم(Özlem)= حسرت
اؤزه‌ل(Özel)= خاص
ایزلم(İzlem)= استراتژی
اؤزه‌للیکله(Özellikle)= به خصوص
اۇلۇشۇم(Oluşum)= شکل گیری
ایله‌تی(İleti)= پیغام
اوْلاناق(Olanaq)= امکان
ایلیشگینلیک(İlişginlik)= عایدات
اؤنه‌ری(Öneri)= پیشنهاد
اۇزلاشی(Uzlaşı)= اجماع
اؤن‌گؤرمک(öngörmek)= پیش‌بینی کردن
ائدینیم(Édinim)= اکتساب
اۆلکۆ(Ülkü)= ایده‌آل
اۇیقار(Uyqar)= مدنی
اۇدقۇ(Udqu)= پیروزی
آیریم(Ayrım)= فرق
اۇلام(Ulam)= کاتگوری، طبقه‌بندی
ائییتمسه‌ل(Éyitimsel)= پداگوژیک
آشیری(Aşırı)= افراطی
اؤزگۆر(Özgür)= آزاد
ارته(Erte)= بعدی
اؤزگۆون(Özgüven)= اعتماد به نفس
اک(Ek)= علاوه، ضمیمه
اؤزه‌تله‌مک(Özétlemek)= خلاصه کردن
اۇزلۇق(Uzluq)= هنر
آدلیم(Adlım)= مشهور
اۆستۆنلۆک(Üstünlük)= برتری
اۇیۇشمازلیق(Uyuşmazlıq)= عدم تطابق
اۇیۇم(Uyum)= هارمونی
آلقی(Alqı)= ادراک
اوْداق(Odaq)= کانون
ایچسه‌للشدیریلمه‌ک(İçsélleşdirilmek)= درونی‌سازی کردن
اؤیرتی(Öyreti)= دکترین، تز
اۇیقۇن(Uyqun)= مناسب
اۇلاشماق(Ulaşmaq)= رسیدن به
اۇیقۇلاما(Uyqulama)= تطبیق،پراتیک
اۇیقۇلامالی(Uyqulamalı)= عملی
اینانج(İnanc)= باور
آزینلیق(Azınlıq)= اقلیت
ارته‌له‌مک(Ertelemek)= به تاخیر انداختن
آیاقلانما(Ayaqlanma)= عصیان،شورش، قیام
اؤزگۆن(Özgün)= اورجینال
ب
بۇلقۇ(Bulqu)= یافته
باشاری(Başarı)=موفقیت
باشاریلی(Başarılı)=موفق
باغلانتی(Bağlantı)= پیوند
بیریم(Birim)= واحد
بیرلشمیش میللتلر(Birleşmiş milletler)=سازمان ملل متحد
بۆتۆنجۆل(Bütüncül)= توتالیتر
بیریکیم(Birikim)= انباشت
باتی(Batı)= غرب
بوْللۇق(Bolluq)= رفاه
بنزشدیرمه(Benzeşdirme)= آسیمیلاسیون
بیچیم(Biçim)= فرم، شکل
باغلاج(Bağlac)= رابط
به‌للک(Bellek)= حافظه
بیلیم(Bilim)= علم،دانش
بیلیمسه‌ل(Bilimsel)= علمی
باغنازلیق(Bağnazlıq)= تعصب
باغداشیق(Bağdaşıq)= هموژن
بیلگی(Bilgi)=معلومات
بیلیم‌یۇردۇ(Bilimyurdu)= دانشگاه
بۇیرۇق(Buyruq)= فرمان
باغداشیقلاشما(Bağdaşıqlaşma)= هموژن سازی
باغیملی(Bağımlı)= وابسته
بیرئیسل(Biréysəl)= فردی
بلگه(Belge)= سند
باسقین(Basqın)= غالب
باخیش آچیسی(Baxış açısı)=زاویه دید
بیلیشسه‌ل(Bilişsel)= شناختی
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
بوْیداش(Boydaş)= همسن
باریناق(Barınaq)= سرپناه 
باسیم(Basım)= چاپ
بیریجیک(Biricik)= تک،یگانه
باشکند(Başkend)= پایتخت
بلیرگین(Belirgin)= بارز
بیلرلنمه‌ک(Belirlenmek)= مشخص شدن، تعیین شدن
بیله‌شن(Bileşen)= کامپوننت، جزء
بؤلگه‌سل(Bölgesel)= منطقه‌ای
پ
پیتیک(Pitik)= کتاب
پراتیک(Pratik)= عملی
ت
تاریم(Tarım)= کشاورزی
ته‌مه‌ل(Temel)= اساس
توْپلۇمچۇ(Toplumçu) =سوسیالیست
توْپلۇم‌بیلیمچی(Toplumbilimçi)= جامعه شناس
تئزگن(Tézgen)= کاتالیزور
توْپلۇچالیشیم(Topluçalışım)= سمینار
تیکه‌ل(Tikel)= قسمی
تک ارکلیک(Tek erklik)= مونارشی
توْپلۇم‌بیلیمسه‌ل(Toplumbilimsel)= جامعه‌شناختی
توْپلۇمسال(Toplumsal)= اجتماعی
توْپلۇلۇق(Topluluq)= جمعیت
تۆزۆک(Tüzük)= نظامنامه
تؤرپۆله‌مک(Törpülemek)= سوهان زدن
تاسارلاماق(Tasarlamaq)= طراحی کردن
تئریم‌لر دیزگه‌سی(Térimlər dizgesi)= تئرمینولوژی
تاساری(Tasarı)= طرح، پروژه
توْپلاناق(Toplanaq)= کمپ
توْپلانتی(Toplantı)=نشست
تانیق(Tanıq)= شاهد
تۇغرالی(Turğalı)= رسمی
تک‌ال(Tekel)=انحصار
تاویر(Tavır)= رفتار،وضعیت
تۆره‌مک(Türemek)= مشتق شدن 
ج
جایدیریجی(Caydırıcı)= بازدارنده
چ
چاغ(Çağ)=عصر
چاغداش(Çağdaş)= معاصر
چئشید(Çéşid)= نوع
چالیشیم(Çalışım)= کمپین
چئشیدلیلیک(Çéşidlilik)= تنوع
چارپیدماق(Çarpıdmaq)= تحریف کردن
چئوره(Çévre)=محیط
چئلیشگی(Çélişgi)= متضاد
د
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
دیره‌نیش(Direniş)=مقاوت
دیل‌بیلمسه‌ل(Dilbilimsel)= زبان شناختی
دۇیارلیلیق(Duyarlılıq)= حساسیت
دارتیشماق(Dartışmaq)= بحث کردن
دۇراق(Duraq)= ایستگاه
دؤنۆشۆم(Dönüşüm)= دگرگونی، تحول
دئنه‌تیم(Dénetim)= کنترل
دئنه‌ییم(Déneyim)= تجربه
دئنه‌مه‌ک(Dénemek)= آزمایش  کردن
دئوریم(Dévrim)= انقلاب
دایاتماق(Dayatmaq)= پافشاری کردن
دوْغال(Doğal)= طبیعی
دیل‌بیگلیسی(Dilbilgisi)= دستورزبان
دۆشرگه(Düşerge)= سایت
داغارجیق(Dağarcıq)= انبان
دوْناتیم(Donatım)= تجهیز
دئییشکن(Deyişken)= متغیر
دین ارکی(Din erki)=دین‌سالاری
دۆزئی(Düzéy)= سطح
دنگه(Denge)= تعادل
دئوینگن(Dévingen)= دینامیک
دۇیۇرماق(Duyurmaq)= اعلان کردن
دیش(Dış)= بیرون
درنک(Dernek)= انجمن
دوْلایسیلا(Dolayısıyla)= بنابراین
دوْلایلی(Dolaylı)= غیرمستقیم
دوْلایسیز(Dolaysız)= مستقیم
دانیشمانلیق(Danışmanlıq)= مشاوره
ز
زوْرۇنلۇ(Zorunlu)= اجباری
س
سؤزلشمه(Sözleşme)= قرارداد
سوْمۇت(Somut)= ناملموس
سۆره‌کلی(Sürekli)= مداوم
سۆره(Süre)=مدت
سۆرگۆن(Sürgün)= تبعید
ساوۇنماق(Savunmaq)= مدافعه نمودن
ساپلانتی(Saplantı)= فکر ثابت
سئچیم(Séçim)= انتخاب
ساوۇنمالی(Savunmalı)= دفاعی
سیخمان(Sıxman)= سپتامبر
سایقینلیق(Sayqınlıq)= اعتبار
ساییملاما(Sayımlama)= آمار
سئچه‌نک(Séçenek)= آلترناتیو
سۇچ(Suç)= جرم، گناه
سایقینلی(Sayqınlıq)= با پرستیژ
سیخی دۆزه‌ن(Sıxı düzen)= دیسیپلین
سوْرۇن(Sorun)= مسئله، مشکل
سوْوخا(Sovxa)= میراث
سۆره‌ج(Sürec)= پروسه
سیرالانیم(Sıralanım)= هیرارشی
سوْرۇملۇ(Sorumlu)= مسئول
سوْنۇج(Sonuc)= نتیجه
سینیر(Sınır)= مرز
سیمگه(Simge)= سمبل
ساو(Sav)= ادعا
ساپتاما(Saptama)= تثبیت
سیناق(Sınaq)= امتحان
سؤیلم(Söylem)= گفتمان
سؤمۆرگه(Sömürge)= مستمعره 
سؤمۆرۆ(Sömürü)= استثمار
سئچگینچی(Séçginçi)= نخبه‌گرا
ط
تۆر (Tür)= نوع
ق
قوْشۇل(Qoşul)=شرط
قارشیدلیق(Qarşıdlıq)= ضدیت
قییی(Qıyı)= ساحل
قوْنۇ(Qonu)= موضوع
قاورام(Qavram)= مفهوم
قوْشۇت(Qoşut)= پارالل
قالخینما(Qalxınma)= توسعه
قۇتسال(Qutsal) = مقدس
قیرآچان(Qıraçan)= آوریل
قۇزئی(Quzéy)= شمال
قامۇاوْیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
قاتقی(Qatqı)= مشارکت
قیلاوۇز(Qılavuz)= راهنما
قۇرامسال(Quramsal)= تئوریک
قیریلقان(Qırılqan)= شکننده
قۇرغۇلاماق(Qurğulamaq)= طراحی کردن
قیتا(Qıta)= قاره
قاتمانلاشدیرماق(Qatmanlaşdırmaq)= افزودن
قوْنۇم(Qonum)= موقعیت
قوْرۇماق(Qorumaq)= محافظت نمودن
قیسیتلی(Qısıtlı)= محدود
قابساملی(Qapsamlı)= جامع
قایناق(Qaynaq)= منبع
قایناشما(Qaynaşma)= ادغام، تلفیق
قانیت(Qanıt)= دلیل
قۇرال(Qural)= قاعده
قۇرۇم(Qurum)= موسسه
ک
کؤکدنچی(Kökdençi)= رادیکال
کسین(Kesin)= قطعی
کز(Kez)= دفعه
کۆره‌سل(Küresel)= جهانی،گلوبال
کرال(kral)= پادشاه
کسینتیلی(Kesintili)= ناپیوسته
گ
گه‌له‌نکسه‌ل(Geleneksel)= سنتی‌
گؤرسه‌ل(Görsel)= بصری
گیریشیم(Girişim)= ابتکار،نوآوری
گؤزلملنمک(Gözlemlenmek)= مشاهده شدن
گۆنجللنمه(Güncellenme)= بروزرسانی
گؤزئتمک(Gözétmek)= نظارت کردن
گؤزگۆ(Gözgü)= آئیینه 
گه‌نه‌ل(Genel)= عمومی
گؤزآردی‌ (Gözardı)= نادیده گرفتن
گرچکدن(Gerçekden)=حقیقتا
گره‌چ(Gereç)= مواد
گه‌نه‌لگه‌(Genelge)= بخشنامه
گؤره‌جه(Görece)= نسبی
گؤرگۆل(Görgül)= تجربی
گؤسترمه‌لیک(Göstermelik)= نمایشی
گؤسترگه(Gösterge)= اشارت
گۆنده‌لیک(Gündelik)= روزمره
گۆونجه(Güvence)= گارانتی
گؤرئو(Görév)= ماموریت
گۆونلیک(Güvenlik)= امنیت
گۆون(Güven)= اعتماد
گؤوشک(Gövşek)= شل 
گره‌کلیلیک(Gereklilik)=الزام
گره‌کسینیم(Gereksinim)= نیاز، ضرورت،احتیاج
گلیشمک(Gelişmek)= توسعه  دادن
ن
نسنه‌ل(Nesnel)= آبجکتیو
نیته‌لیک(Nitelik)= کیفیت، وصف
نیته‌ل(Nitel)= کیفی
نیجه‌ل(Nicel)= کمی
قۇشاق(Quşaq)= نسل
قۇشۇل(Quşul)=شرایط
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ندن(Neden)= سبب، علت
و
وطنداش(Vetendaş)= شهروند
وئری(Véri)= اطلاعات
والی(Vali)= استاندار
وئریملی(Vérimli)= مثمرثمر
وارسیل(Varsıl)= دارا
وئرگی(Vérgi)= مالیات
وارساییم(Varsayım)= فرضیه
ه
هؤرگۆت(Hörgüt)= تشکیلات
ی
یۆکۆملۆ(Yükümlü)= مکلف
یاساق(Yasaq)= ممنوع
یۆکسک‌اؤیرنیم(Yükseköyrenim)= آموزش عالی
یاسال(Yasal)= قانونی
یاسا(Yasa)= قانون
یؤن(Yön)= جهت
یؤنه‌تیم(Yönetim)= مدیریت، اداره
یؤنتم(Yöntem)=روش
یؤنتم‌بیلیمی(Yöntembilimi)= روش‌شناسی، متدولوژی
یؤنه‌تیمسه‌ل(Yönetimsel)= اداری
یانید(Yanıd)= جواب
یاپی(Yapı)= ساختار
یئره‌ل(Yérel)= محلی
یئرلی(Yérli)= محلی
یایقین(Yayqın)= رایج
یاشامسال(Yaşamsal)= حیاتی
یاساما(Yasama)= قانونگذاری
یاتیشدیرماق(Yatışdırmaq)= راضی نمودن، ساکن کردن
یاتیریم(Yatırım)سرمایه‌گذاری
آشاما(Aşama)= مرحله
یازقی(Yazqı)= سرنوشت
یاخلاشیق(Yaxlaşıq)= تقریبا
یئددیجه(Yéddicd)= هفته
یئرکیپ(Yérkip)= نقشه
یاردیم(Yardım)= کمک
یئته‌نک(Yétenek)= خلاقیت، توانایی
یئترلی(Yéterli)= کافی
یۇردداشلیق(Yurddaşlıq)= شهروند
یئتگین(Yétgin)= مکمل، کامل
یوْزلاشما(Yozlaşma)= انحطاط
یئتگی(Yétgi)= اختیارات
یاد(Yad)= خارجی
یوْخسۇن(Yoxsun)= محروم
یۆرۆتۆلمک(Yürütülmek)= به اجراء گذاشتن
یۆرۆتمه(Yürütme)= قوه مجریه
یۆجه‌لتمک(Yüceltmek)= تقدس‌زائی کردن
یالین(Yalın)= ساده
یازاناق(Yazanaq)= گزارش
یاپی‌بیلیمسه‌ل(Yapıbilimsel)= مورفولوژی
یئنیلمه(Yénileme)= ترمیم، بازسازی
یئنیلگی(Yénilgi)= مغلوبیت

۱۳۹۸/۷/۱۵

سوْوتلر بیرلیغی- سوْنراسی اؤلکه‌لرده چوْخ‌دیللیلیک و ائییتیم

اۇمۇد اۇرمۇلۇ
اسکی سوْوتلر بیرلیغینین سینیرلاری ایچینده قالان اۇچسۆز بۇجاقسیز بؤلگه‌ چوْخ ساییدا دیله صاحیب اوْلمۇشدۇر. بئله اوْلۇنجا دا همن هر دؤنمده دیل سیاستلری و پلانلامالارییلا ایلگیلی چئشیدلی دارتیشمالار یاشانمیشدیر.
تاریخسه‌ل اوْلاراق باخیلدیغیندا، سوْوتلر بیرلیغی دؤنه‌مینده ایزله‌نن دیل سیاستلرینین اوْلدۇقجا تۇتارسیز اوْدۇغۇ گؤرۆله‌جکدیر. بوْلشویک دئوریمیندن سوْنراکی ایلک دؤنملرده یازیلی ایستاندارد بیر دیلی اوْلسۇن اوْلماسین بۆتۆن دیلسه‌ل گرۇپلارا اؤز دیللرینده اؤزه‌ل و قامۇسال ایشلرینی یۆرۆتمه اؤزگۆرلۆغۆ تانینمیش، الیفباسی وار اوْلمایان دیللرده الیفبالار اوْلۇشدۇرۇلماسی اۆچۆن آکادئمیلر قۇرۇلمۇش و بۇ دیللرین گلیشمه‌سی دستکلنمیشدی. بۇ تۆردن سیاستلرین آماجی چئشیدلی دئوریم کوْنگره و کوْنفرانسلاریندا بلیرتیلدیغی اۆزره، بیرلیکده تک بیر سوْسیالیست توْپلۇم یارادماق و گۆجلۆ بیر دئولت قۇرماقدی. آنجاق سوْوتلر یؤنه‌تیمی بوْیۇنجا بۇ سیاستلر عئینی بیچیمده سۆردۆرۆلمه‌یش فرقلی دؤنملرده، بعضی گرۇپلارا باسقی آلتیندا تۇتۇلمۇش ویا ساده‌جه فوْلکلوْریک ده‌یری وارمیش کیمی نسنه‌لشدیریلمیشدیر. اؤته یاندان بللی باشلی بؤلگه‌لرده رۇسجا دیشیندا دانیشیلان باسقین دیللر اوْ بؤلگه‌ده هر زامان آیریجالیقلی بیر اؤزرکلیغه صاحیبدی، آنجاق بۇ بؤلگه‌ده چوْخ سایقین گؤرۆلمه‌ین آزینلیق دیللری بۇ تۆر بیر اؤزرکلیکدن یوْخسۇندۇ و یایقین اوْلاراق بنزشدیرمه‌یه اۇغراییردی. تاجیکستانداکی اؤزبک‌لر و گۆرجیستانداکی آبخازلارین دۇرۇمۇ بۇنا اؤرنک اوْلاراق وئریله‌بیلر. آنجاق 1991’ده سوْوتلر بیرلیغینین داغیلماسی سوْنۇجۇ، بۇ بۆیۆک بؤلگه‌ده دیلسه‌ل آچیدان اؤنملی دئییشیملر یاشاندی. باغیمسیزلیقلارینی دۇیۇران اؤلکه‌لر اؤنجه‌لیکله رۇسجانین ائتگیسیندن قۇرتۇلمایا چالیشیرکن بیر یاندان دا اؤز سینیرلاری ایچینده قالان باشقا آزینلیق دیللرینین اوْرتادان سیلینمه‌سی اۆچۆن چابا گؤستردی. بۇ دوْغرۇلتۇدا بعضی اؤلکه‌لر داها اؤنجه قۇللانیلان کیریل الیفباسینی ترک ائدیب لاتین الیفباسینا گئچیش یاپدی. دئولت اوْرگانلاریندا، تۇغرالی بلگه‌لرده و ائییتیم قۇرۇملاریندا رۇسجانین یئرینه یئنی قۇرۇلان اؤلکه‌نین دیلی ائگه‌من اوْلدۇ. بۇ اؤلکه‌لرین دیل و ائییتیم سیاستلری جوْغرافی قوْنۇملارینا گؤره اۆچ گرۇپدا اینجلنه‌بیلر.
دوْغۇ آورۇپا
بئلارۇس، ایستوْنیا، لتوْنیا، لیتوانیا، موْلدوْوا و اۇکراینا، رۇسیا بلوْکۇنۇن آورۇپا بؤلۆمۆنده یئر آلماقدادیر. 1990 – 1988 ایللری آراسیندا بۇ آلتی اؤلکه اؤز ائگه‌من دیللرینی دئولت دیلی اوْلاراق دۇیۇردۇلار. تک دئییشیکلیک بئلارۇس’ۇن 1995’ده رۇسجایی تۇغرالی اوْلاراق ایکینجی دیل قبۇل ائتمه‌سیدیر.اۇکراین‌جا، تک دیل اوْلاراق منیمسه‌نمیش و بۇ دیل دئولت ایشلرینده، سیاسی قۇرۇملاردا، اوْخۇللاردا و قامۇ یاشامینین بۆتۆن آلانلاریندا یایقینلاشدیریلمیشدیر. آنجاق دیل سیاستلری دئموْگرافیک یاپی گؤزه آلینمادان یاپیلمیشدیر. اؤرنه‌یین، کیو کیمی شهرلرده رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللار باغلانمیش، آنادیلی رۇسجا اوْلان عایله‌لرین اۇشاقلاری اۇکرایناجا ائییتیم وئرن اوْخۇللارا گئتمک زوْرۇندا بیراخیلمیشدیر. موْلدوْوا دا ایسه لاتین الیفباسینا گئچیش یاپیلمیش، ائگه‌من دیللر اوْلان موْلدوْوجا و روْمانجا بۆتۆن آلانلاردا یئنی‌دن قۇللانیلمایا باشلانمیشدیر. ائییتیم قۇرۇملاریندا بۇ دیللر قۇللانیلیرکن، اۇکرایناجا، قاقاوۇزجا و بۇلقارجا کیمی آزینلیق دیللرینین ده ائییتیمده قۇللانیلماسی اۆچۆن گره‌کلی یاسال دۆزه‌نلمه‌لر یاپیلمیشدیر. استوْنیادا اوْرتااؤیرتیم 82% اوْرانیندا استوْنجا وئریلمکد‌ه‌دیر‌. اؤته یاندان رۇسجا، فینجه و ایسوئچجه کیمی دیللر ده آزینلیق دیللری اوْلاراق تۇغرالی دۇرۇما صاحیبدیر. استوْنجا آزینلیق اوْخۇللاریندا زوْرۇنلۇ دیل اوْلاراق اؤیرتیلمکده‌دیر. یۆکسک‌اؤیرنیم استوْنجادیر. لتوْنیادا ایسه 2004 ایلی رفوْرمۇنۇن آماجی اوْرتا‌اؤیرتیمده لتوْنجانین قۇللانیلماسییدی. گئچیش دؤنمینده ایسه آنادیلی رۇسجا اوْلان اۇشاقلارین ائییتیمینده ایکی‌دیللی(قوْنۇلار 60% لتوْنجا، 40% رۇسجا) اوْلماسی قرارلاشدیریلمیشدیر. لیتوانیادا ایسه اوْرتااؤیرتیم لیتوانجا و آزینلیق دیللری اوْلاراق له‌‌جه، رۇسجا و بئلارۇسجا یاپیلماقدادیر. بۇ آرادا، رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللارین ساییسی گئده‌رک آزالماقدادیر. یۆکسک‌اؤیرنیم لیتوانجادیر، فقط بعضی انستیتۆلر آیریجا اینیگلیزجه ائییتیم وئرمکده‌دیر.
قافقاز اؤلکه‌لری
ترانس‌قافقازیا ارمنستان، قۇزئی آزربایجان و گۆرجیستان اؤلکه‌لریندن مئیدانا گلیر. بۇ اؤلکه‌لر سوْوت رژیمی آلتیندا اۇلۇسال دیللری آچیقجا قبۇل ائدیلمیش اؤلکه‌لردیر. سوْوتلر بیرلیغی داغیلدیقدان سوْنرا، بۇ دیللر اؤلکه‌لرینین دئولت دیللری اوْلاراق قبۇل ائدیلمیشدیر. آنجاق، گۆرجیستانداکی اؤزرک آبخاز بؤلگه‌سینده آبخازجا تۇغرالی دیل اوْلاراق قبۇل ائدیلمیشدیر. قۇزئی آزربایجان کیریل الیفباسیندان لاتین الیفباسینا گئچمیشدیر و رۇسجا قۇللانیمی اؤلکه‌ده بۆتۆن آلانلاردا اؤنملی اوْلچۇده آزالمیشدیر. ارمنیستاندا ایسه، دئولت دیلی ارمنیجه اوْلسا دا باشقا دیللره تۇغرالی دۇرۇم وئریلمیشدیر. حتی ارمنیستان بۇ اۆچ اؤلکه آراسیندا آزینلیق دیللرینین حاقلارینی قوْرۇمایا اه‌ن یاخشی باشارمیش اؤلکه‌لردیر. بۇنۇن ندنی 1999 ایلینده دیل سیاستلرینده‌کی کؤکدنچی دئییشیکلیکلردیر. ارمنیستانین گۆنۆمۆزده‌کی دیل ائییتیمینین آماجی اۆچ‌دیللی قۇشاقلار یئتیشدیرمکدیر. بۇ دیللر آراسیندا باشدا رۇسجا، اینگیلیزجه و آلمانجا گلمکده‌دیر. 2001 ایلینده آورۇپا آزینلیق دیللرینین قوْرۇنماسی سؤزلشمه‌سینین ایمضالانماسییلا یۇنانجا، یئدیشجه، کۆردجه، رۇسجا دا یاسال دۇرۇمۇ قوْوۇشدۇرۇلمۇش، بۇ دیللری دانیشان خالقلارا اؤز آنادیللرینده ائییتیم حاققی، محکمه‌لرده چئویرمنلیک حاققی، دینی، ایقتیصادی و توْپلۇمسال ائتگینلیکلرده آنادیللرینی اؤزگۆرجه قۇللانما حاقلاری تانینمیش، بۇنلارین اۇیقۇلامایا گئچیریلمه‌سی اۆچۆن اؤنلم‌لر آلینمیشدیر.
قۇزئی آزربایجانداکی ائگه‌من دیللرده و ائتنیک دیللرده یئترلیلیک دۆزئی اوْلدۇقجا یۆکسکدیر. رۇسجا، اؤلکه‌ده اه‌ن چوْخ دانیشیلان ایکینجی یاد دیلدیر. اوْرتااؤیرتیم تۆرکجه، رۇسجا و ائتنیک گۆرجۆلر اۆچۆن گۆرجۆجه سۆردۆرۆلمکده‌دیر. آیریجا ساییجا آز اوْلان آزینلیق گرۇپلاری اۆچۆن سینیرلی دا اوْلسا آنادیللرینده ائییتیم حاققی تانینمیشدیر. یۆکسک‌اؤیرنیم تۆرکجه(آزربایجان تۆرکجه‌سی)، رۇسجا، اینیگلیزجه و تۆرکچه(تۆرکیه تۆرکجه‌سی) اوْلاراق وئریلمکده‌دیر.
گۆرجیستاندا اوْرتااؤیرنیم گۆرجۆ و آبخازجا دیللرینده، آیریجا آزینلیق دیللری اوْلاراق رۇسجا، تۆرکجه و ارمنیجه وئریلمکده‌دیر. گۆرجۆ آزینلیق اوْخۇلاریندا زوْرۇنلۇ اوْلاراق اوْخۇدۇلۇرکن، رۇسجا زوْرۇنلۇ ایکینجی دیلدیر. 1991’دن باشلایارق رۇس اوْخۇللارینین ساییسی یاخشیجا آزالمیشدیر. بۇنۇن بیر گؤسترگه‌سی اوْلاراق قۇزئی آزربایجان و ارمنیستانداکی دئولت باشقانلارینین تۇغرالی اینترنت دۆشرگه‌لری دئولت دیلینین یانیسیرا اینیگلیزجه و رۇسجا اوْلاراق اۆچ‌دیللی ایشله‌دیلیرکن، گۆرجیستاندا دئولت باشقانلیغی تۇغرالی اینترنت دۆشرگه‌سی یالنیزجا گۆرجۆ‌جه و اینگیلیزجه اوْلاراق ایشلرینی دوام ائتدیرمکده‌دیر.
اوْرتا آسیا اؤلکه‌لری
1990-1989 ایللری آراسینداکی قازاقیستان، قیرقیزستان، تاجیکیستان، تۆرکمنیستان و اؤزبکیستان اؤز اۇلۇسال دیللرینی دئولت دیلی اوْلاراق دۇیۇردۇ و رۇسجایی گرۇپلار آراسی ایله‌تیشیم دیلی اوْلاراق منیمسه‌دی. 1990’دا اؤزبکیستان رۇسجایی آزینلیق دیلی اوْلاراق دۇیۇرۇرکن، قازاقیستان و قیرقیزیستاندا رۇسجا تۇغرالی دیل اوْلاراق قبۇل ائدیلدی. اؤزبکیستان 2007’ده کیریل الیفباسیندان لاتین الیفباسینا گئچدی، تاجیکیستان ایسه کیریل الیفباسینی قۇللانمایا دوام ائتدی.
قازاقیستاندا قازاقجا بۆتۆن رۇس و آزینلیق اوْخۇللاریندا زوْرۇنلۇ دیل حالینه گلمیش، قازاقجا ائییتیم وئرن بۆتۆن اوْخۇللاردا ایسه رۇسجا زوْرۇنلۇ ایکینجی دیل اوْلمۇشدۇر. یۆکسک‌اؤیرنیمین قازاقجا و رۇسجا اوْلاراق وئریلمکده‌دیر. قیرقیزیستاندا ایسه ائییتیم چوْخ‌دیللیلیغی مینمسه‌یه‌ن سیاستلرله یۆرۆتۆلمکده‌دیر. قیرقیزجادا، رۇسجادا یا دا آزینلیق دیللرینده دیل یئترلیلیغینین گلیشدیریلمه‌سی آماجلانمیشدیر. اوْرتا‌اؤیرنیمده قیرقیزجا، رۇسجا، اؤزبکجه، تاجیکجه دیللرینده ائییتیم وئریلمکده، آنجاق قیرقیزجا ائیتیم وئرمه‌ین اوْخۇللاردا قیرقیزجا زوْرۇنلۇ دیل درسی اوْلاراق اوْخۇدۇلماقدادیر. رۇسجا ائییتیم وئرمه‌ین اوْخۇللاردا ایسه رۇسجا زوْرۇنلۇ دیل اوْلاراق اؤیرتیلمکده‌دیر. یۆکسک‌اؤیرنیمده ایسه قیرقیزجا، رۇسجا، اؤزبکجه، اینگیلیزجه، تۆرکچه و عربجه دیللری قۇللانیلابیلمکده‌دیر. اؤزبکیستاندا اوْرتااؤیرتیم یایقین اوْلاراق اؤزبکجه وئریلمکده، آنجاق فرقلی دیل گرۇپلاریندان یاخلاشیق 300 مین اؤیرنجی رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللاردا اوْخۇدۇلماقدادیر. اؤزبکجه ائییتیم وئرن اوْخۇللاردا ایسه ایکینجی دیل اوْلاراق، بیرینجی سینیفدان 11. سینیفا قدر یئددیجه‌ده ایکی ساعات رۇسجا اوْخۇدۇلماقدادیر. یۆکسک‌اؤیرنیم اؤزبکجه، رۇسجا، قاراقالپاقجا و اینگیلیزجه اوْلاراق وئریلیرکن بیلیم‌یۇردلاریندا بعضی بیلیم داللاریندا آیریجا قازاقجا، تاجیکجه و تۆرکمنجه ائییتیم ساغلانماقدادیر. تاجیکیستان دا اوْرتااؤیرتیم تاجیک دیلینده و دؤرد آزینلیق دیلینده: اؤزبکجه، قیرقیزجا، تۆرکمنجه و رۇسجا اوْلاراق وئریلمکده‌دیر. 2004 ایلیندن باشلایاراق رۇسجا ایکینجی دیل اوْلاراق 2. سینیفدان 11. سینیفا قدر زوْرۇنلۇ تۇتۇلمۇشدۇر. یۆکسک‌اؤیرنیمده تاجیکجه، اؤزبکجه و رۇسجا ائییتیم وئریلمکده‌دیر. تۆرکمنیستان ایسه اوْرتااؤیرنیم و یۆکسک‌اؤیرنیم تۆرکمنجه وئریلمکده، اؤلکه‌ده‌کی باشقا یۆکسک نۆفۇسلۇ دیللر اوْلان رۇسجا و اؤزبکجه اوْلدۇقجا گؤرمه‌مه‌زلیکدن گلمکده‌دیر. بۇ ندنله سوْن زامانلاردا بۇ ایکی آزینلیق گرۇپۇندان جیددی دیش گؤچلر یاشانمیشدیر. 
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
الف
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
اۇلاشیم(Ulaşım)= حمل و نقل
ایرماق(Irmaq)= نهر
اسکی(Eski)= قدیمی
اریشیم(Erişim)= دسترسی
آدا(Ada)= جزیره
آدای(Aday)= کاندید، نامزد
آیریمچیلیق(Ayrımçılıq)= تبعیض
آیریلیقچی(Ayrılıqçı)= جدایی‌طلب
ایومه(İvmə)= شتاب، سرعت
آیریجالیق(Ayrıcalıq)= امتیاز
آیریشما(Ayrışma)= جدایی، انحلال
ائوریلمک(Évrilmək)= تکامل یافتن
آراج(Arac)= ابزار، واسط
آراشدیرما(Araşdırma)= تحقیق
ایله‌تیشیم(İletişim)=ارتباط
اکینج(Ekinc)= فرهنگ
ائشیت(Eşit)= برابر
اۇیارلار(Uyarlar)= سازگار می کند
اوْی(Oy)= رای
ائش‌گۆدۆم  (Éşgüdüm)= هماهنگ
ائتگیله‌شیم(Étgiləşim)= تعامل
ائتگن(Étgən)=فاکتور
ایچه‌ریک(İçerik)= محتوی
اؤنملی(Önemli)= مهم
اوْلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
اوْلۇمسۇز(Olumsuz)= منفی
ائییتیم(Éyitim)= آموزش
آماج(Amac)= هدف
ائییتیمسه‌ل(Éyitimsel)= تربیتی
اوْخۇل(Oxul)= مدرسه
اؤنلم(Önlem)= تدبیر
اۇلۇس(Ulus)= ملت
ایلیشگی(İlişgi)= مناسبت، علاقه
آنامالچی(Anamalçı)= کاپیتالیست
انگلله‌مک(Engellemek)=جلوگیری کردن
آنامال(Anamal)= سرمایه
اسنکلیک(Esneklik)= انعطاف پذیری
آنایاسا(Anayasa)= قانون اساسی
اؤن‌قوْشۇل(Önqoşul)= پیش‌شرط
اؤن‌یارقی(Önyarqı)= پیش‌داوری
ایلیشگین(İlişgin)= عاید، مرتبط
ایلگیلی(İlgili)=مرتبط
آغ(Ağ)= شبکه
اؤنجل(Öncel)= قبلی، پیشین
ارگنلیک(Ergenlik)= بلوغ
اۆزگۆسه‌ل(Üzgüsel)= دراماتیک
آلابیلیرلیک(Alabilirlik)= کاپاسیته، ظرفیت
اوْنای(Onay)= تصدیق
ائگه‌من(Égemən)= حاکم‌
ائگه‌منلیک(Égemənlik)= حاکمیت
اؤرنک(Örnek)= مثال
اؤرتۆشمک(Örtüşmek)=منطبق بر هم
ائورنسه‌ل(Évrensel)= جهانی
آیرینتی(Ayrıntı)= جزئیات
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
ایگید(İgid)= قهرمان
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اوْنارماق(Onarmaq)= ترمیم کردن، تعمیر کردن
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
اؤومه(Övmə)= ستایش، وصف
اوْران(Oran)= میزان
اوْرمان(Orman)=جنگل
ایلکه(İlke)= پرنسیب
ایلکه‌ل(İlkel)= ابتدائی
ایزله‌نیم(İzlenim)= تصور
ائیلم(Éylem)=کنش
ائتگین(Étgin)= فعال
اۆیه(Üye)= عضو
اه‌ک(Ek)=اضافی
ائدیلگین(Édilgin)= غیرفعال
اینسان‌بیلیمچی(İnsanbilimçi)= انسان‌شناس
ایشلوسه‌ل(İşlevsel)= تابعی
آیلیق(Aylıq)= ماهانه، حقوق
اؤندر(Öndər)= رهبر
آیدین(Aydın)= روشنفکر
آلت ‌قۇرۇل(Alt qurul)= کمیته
اۆستلنمک(Üstlenmek)= بر عهده گرفتن
ائش‌زامانلی(Éşzamanlı)= همزمان
اسینلنمک(Esinlenmek)= الهام گرفتن
ائش‌دیر(Éşdeyer)= معادل،هم ارز
ائیلمچی(Éylemçi)= فعال،اکتیویست
ائلشدیرل(Éléşdirel)= منتقدانه
آچی(Açı)= زاویه
آچیقجا(Açıqca)= آشکارا
اۇلۇسلارآراسی(Uluslararası)= بین‌المللی 
اؤزندیرمک(Özendirmek)= تشویق کردن
اؤزنه(Özne)= سوژه، فاعل
اؤزرک(Özerk)= خودمختار
اۆره‌تمه‌ک(Üretmek)= تولید  کردن
اۇیرۇق(Uyruq)= تابعیت شهروندی
آسی(Ası)= بنر
اوْیسا(Oysa)= در حالیکه
اوْلای(Olay)= حادثه
اؤلچۆت(Ölçüt)= معیار
اۇزام‌بیلیم(Uzambilim)=هندسه
اۇزای‌بیلیمی(Uzaybilimi)=کیهان شناسی
اۇزمان(Uzman)= متخصص
اۇزبیلیم(Uzbilim)= ریاضی
آختارماق(Axtarmaq)= انتقال دادن
اوْنۇر(Onur)= حیثیت
ائتمن(Étmeən)= فاکتور
ائییتیمچی(Éyitimçi)= پداگوگ، مربی كودک، متخصص تعليم و تربيت
اکلملنمه(Eklemlenme)= افزودن
ایرده‌لمک(İrdelemek)= بررسی نمودن
اؤز سایقی(Öz sayqı)= عزت نفس
ایلک‌اؤیرتیم(ilköyretim)= ابتدائی
اوْرتا‌اؤیرتیم(Ortaöyretim)= دبیرستان
ائییلیم(Éyilim)= گرایش
اؤیرتمن(Öyretmen)= معلم
اؤیرتیم(Öyretim)= تدریس، تعلیم
آییرد(Ayırd)= تمیز دادن
اؤزدش(Özdeş)= یکسان، عینا 
اؤزدشلشمک(Özdeşleşmek)= یکسان‌سازی
اوْلاسی(Olası)= ممکن، محتمل
اؤزلم(Özlem)= حسرت
اؤزه‌ل(Özel)= خاص
ایزلم(İzlem)= استراتژی
اؤزه‌للیکله(Özellikle)= به خصوص
اۇلۇشۇم(Oluşum)= شکل گیری
ایله‌تی(İleti)= پیغام
اوْلاناق(Olanaq)= امکان
ایلیشگینلیک(İlişginlik)= عایدات
اؤنه‌ری(Öneri)= پیشنهاد
اۇزلاشی(Uzlaşı)= اجماع
اؤن‌گؤرمک(öngörmek)= پیش‌بینی کردن
ائدینیم(Édinim)= اکتساب
اۆلکۆ(Ülkü)= ایده‌آل
اۇیقار(Uyqar)= مدنی
اۇدقۇ(Udqu)= پیروزی
آیریم(Ayrım)= فرق
اۇلام(Ulam)= کاتگوری، طبقه‌بندی
ائییتمسه‌ل(Éyitimsel)= پداگوژیک
آشیری(Aşırı)= افراطی
اؤزگۆر(Özgür)= آزاد
ارته(Erte)= بعدی
اؤزگۆون(Özgüven)= اعتماد به نفس
اک(Ek)= علاوه، ضمیمه
اؤزه‌تله‌مک(Özétlemek)= خلاصه کردن
اۇزلۇق(Uzluq)= هنر
آدلیم(Adlım)= مشهور
اۆستۆنلۆک(Üstünlük)= برتری
اۇیۇشمازلیق(Uyuşmazlıq)= عدم تطابق
اۇیۇم(Uyum)= هارمونی
آلقی(Alqı)= ادراک
اوْداق(Odaq)= کانون
ایچسه‌للشدیریلمه‌ک(İçsélleşdirilmek)= درونی‌سازی کردن
اؤیرتی(Öyreti)= دکترین، تز
اۇیقۇن(Uyqun)= مناسب
اۇلاشماق(Ulaşmaq)= رسیدن به
اۇیقۇلاما(Uyqulama)= تطبیق،پراتیک
اۇیقۇلامالی(Uyqulamalı)= عملی
اینانج(İnanc)= باور
آزینلیق(Azınlıq)= اقلیت
ارته‌له‌مک(Ertelemek)= به تاخیر انداختن
آیاقلانما(Ayaqlanma)= عصیان،شورش، قیام
اؤزگۆن(Özgün)= اورجینال
ب
بۇلقۇ(Bulqu)= یافته
باشاری(Başarı)=موفقیت
باشاریلی(Başarılı)=موفق
باغلانتی(Bağlantı)= پیوند
بیریم(Birim)= واحد
بیرلشمیش میللتلر(Birleşmiş milletler)=سازمان ملل متحد
بۆتۆنجۆل(Bütüncül)= توتالیتر
بیریکیم(Birikim)= انباشت
باتی(Batı)= غرب
بوْللۇق(Bolluq)= رفاه
بنزشدیرمه(Benzeşdirme)= آسیمیلاسیون
بیچیم(Biçim)= فرم، شکل
باغلاج(Bağlac)= رابط
به‌للک(Bellek)= حافظه
بیلیم(Bilim)= علم،دانش
بیلیمسه‌ل(Bilimsel)= علمی
باغنازلیق(Bağnazlıq)= تعصب
باغداشیق(Bağdaşıq)= هموژن
بیلگی(Bilgi)=معلومات
بیلیم‌یۇردۇ(Bilimyurdu)= دانشگاه
بۇیرۇق(Buyruq)= فرمان
باغداشیقلاشما(Bağdaşıqlaşma)= هموژن سازی
باغیملی(Bağımlı)= وابسته
بیرئیسل(Biréysəl)= فردی
بلگه(Belge)= سند
باسقین(Basqın)= غالب
باخیش آچیسی(Baxış açısı)=زاویه دید
بیلیشسه‌ل(Bilişsel)= شناختی
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
بوْیداش(Boydaş)= همسن
باریناق(Barınaq)= سرپناه 
باسیم(Basım)= چاپ
بیریجیک(Biricik)= تک،یگانه
باشکند(Başkend)= پایتخت
بلیرگین(Belirgin)= بارز
بیلرلنمه‌ک(Belirlenmek)= مشخص شدن، تعیین شدن
بیله‌شن(Bileşen)= کامپوننت، جزء
بؤلگه‌سل(Bölgesel)= منطقه‌ای
پ
پیتیک(Pitik)= کتاب
پراتیک(Pratik)= عملی
ت
تاریم(Tarım)= کشاورزی
ته‌مه‌ل(Temel)= اساس
توْپلۇمچۇ(Toplumçu) =سوسیالیست
توْپلۇم‌بیلیمچی(Toplumbilimçi)= جامعه شناس
تئزگن(Tézgen)= کاتالیزور
توْپلۇچالیشیم(Topluçalışım)= سمینار
تیکه‌ل(Tikel)= قسمی
تک ارکلیک(Tek erklik)= مونارشی
توْپلۇم‌بیلیمسه‌ل(Toplumbilimsel)= جامعه‌شناختی
توْپلۇمسال(Toplumsal)= اجتماعی
توْپلۇلۇق(Topluluq)= جمعیت
تۆزۆک(Tüzük)= نظامنامه
تؤرپۆله‌مک(Törpülemek)= سوهان زدن
تاسارلاماق(Tasarlamaq)= طراحی کردن
تئریم‌لر دیزگه‌سی(Térimlər dizgesi)= تئرمینولوژی
تاساری(Tasarı)= طرح، پروژه
توْپلاناق(Toplanaq)= کمپ
توْپلانتی(Toplantı)=نشست
تانیق(Tanıq)= شاهد
تۇغرالی(Turğalı)= رسمی
تک‌ال(Tekel)=انحصار
تاویر(Tavır)= رفتار،وضعیت
تۆره‌مک(Türemek)= مشتق شدن 
ج
جایدیریجی(Caydırıcı)= بازدارنده
چ
چاغ(Çağ)=عصر
چاغداش(Çağdaş)= معاصر
چئشید(Çéşid)= نوع
چالیشیم(Çalışım)= کمپین
چئشیدلیلیک(Çéşidlilik)= تنوع
چارپیدماق(Çarpıdmaq)= تحریف کردن
چئوره(Çévre)=محیط
چئلیشگی(Çélişgi)= متضاد
د
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
دیره‌نیش(Direniş)=مقاوت
دیل‌بیلمسه‌ل(Dilbilimsel)= زبان شناختی
دۇیارلیلیق(Duyarlılıq)= حساسیت
دارتیشماق(Dartışmaq)= بحث کردن
دۇراق(Duraq)= ایستگاه
دؤنۆشۆم(Dönüşüm)= دگرگونی، تحول
دئنه‌تیم(Dénetim)= کنترل
دئنه‌ییم(Déneyim)= تجربه
دئنه‌مه‌ک(Dénemek)= آزمایش  کردن
دئوریم(Dévrim)= انقلاب
دایاتماق(Dayatmaq)= پافشاری کردن
دوْغال(Doğal)= طبیعی
دیل‌بیگلیسی(Dilbilgisi)= دستورزبان
دۆشرگه(Düşerge)= سایت
داغارجیق(Dağarcıq)= انبان
دوْناتیم(Donatım)= تجهیز
دئییشکن(Deyişken)= متغیر
دین ارکی(Din erki)=دین‌سالاری
دۆزئی(Düzéy)= سطح
دنگه(Denge)= تعادل
دئوینگن(Dévingen)= دینامیک
دۇیۇرماق(Duyurmaq)= اعلان کردن
دیش(Dış)= بیرون
درنک(Dernek)= انجمن
دوْلایسیلا(Dolayısıyla)= بنابراین
دوْلایلی(Dolaylı)= غیرمستقیم
دوْلایسیز(Dolaysız)= مستقیم
دانیشمانلیق(Danışmanlıq)= مشاوره
ز
زوْرۇنلۇ(Zorunlu)= اجباری
س
سؤزلشمه(Sözleşme)= قرارداد
سوْمۇت(Somut)= ناملموس
سۆره‌کلی(Sürekli)= مداوم
سۆره(Süre)=مدت
سۆرگۆن(Sürgün)= تبعید
ساوۇنماق(Savunmaq)= مدافعه نمودن
ساپلانتی(Saplantı)= فکر ثابت
سئچیم(Séçim)= انتخاب
ساوۇنمالی(Savunmalı)= دفاعی
سیخمان(Sıxman)= سپتامبر
سایقینلیق(Sayqınlıq)= اعتبار
ساییملاما(Sayımlama)= آمار
سئچه‌نک(Séçenek)= آلترناتیو
سۇچ(Suç)= جرم، گناه
سایقینلی(Sayqınlıq)= با پرستیژ
سیخی دۆزه‌ن(Sıxı düzen)= دیسیپلین
سوْرۇن(Sorun)= مسئله، مشکل
سوْوخا(Sovxa)= میراث
سۆره‌ج(Sürec)= پروسه
سیرالانیم(Sıralanım)= هیرارشی
سوْرۇملۇ(Sorumlu)= مسئول
سوْنۇج(Sonuc)= نتیجه
سینیر(Sınır)= مرز
سیمگه(Simge)= سمبل
ساو(Sav)= ادعا
ساپتاما(Saptama)= تثبیت
سیناق(Sınaq)= امتحان
سؤیلم(Söylem)= گفتمان
سؤمۆرگه(Sömürge)= مستمعره 
سؤمۆرۆ(Sömürü)= استثمار
سئچگینچی(Séçginçi)= نخبه‌گرا
ط
تۆر (Tür)= نوع
ق
قوْشۇل(Qoşul)=شرط
قارشیدلیق(Qarşıdlıq)= ضدیت
قییی(Qıyı)= ساحل
قوْنۇ(Qonu)= موضوع
قاورام(Qavram)= مفهوم
قوْشۇت(Qoşut)= پارالل
قالخینما(Qalxınma)= توسعه
قۇتسال(Qutsal) = مقدس
قیرآچان(Qıraçan)= آوریل
قۇزئی(Quzéy)= شمال
قامۇاوْیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
قاتقی(Qatqı)= مشارکت
قیلاوۇز(Qılavuz)= راهنما
قۇرامسال(Quramsal)= تئوریک
قیریلقان(Qırılqan)= شکننده
قۇرغۇلاماق(Qurğulamaq)= طراحی کردن
قیتا(Qıta)= قاره
قاتمانلاشدیرماق(Qatmanlaşdırmaq)= افزودن
قوْنۇم(Qonum)= موقعیت
قوْرۇماق(Qorumaq)= محافظت نمودن
قیسیتلی(Qısıtlı)= محدود
قابساملی(Qapsamlı)= جامع
قایناق(Qaynaq)= منبع
قایناشما(Qaynaşma)= ادغام، تلفیق
قانیت(Qanıt)= دلیل
قۇرال(Qural)= قاعده
قۇرۇم(Qurum)= موسسه
ک
کؤکدنچی(Kökdençi)= رادیکال
کسین(Kesin)= قطعی
کز(Kez)= دفعه
کۆره‌سل(Küresel)= جهانی،گلوبال
کرال(kral)= پادشاه
کسینتیلی(Kesintili)= ناپیوسته
گ
گه‌له‌نکسه‌ل(Geleneksel)= سنتی‌
گؤرسه‌ل(Görsel)= بصری
گیریشیم(Girişim)= ابتکار،نوآوری
گؤزلملنمک(Gözlemlenmek)= مشاهده شدن
گۆنجللنمه(Güncellenme)= بروزرسانی
گؤزئتمک(Gözétmek)= نظارت کردن
گؤزگۆ(Gözgü)= آئیینه 
گه‌نه‌ل(Genel)= عمومی
گؤزآردی‌ (Gözardı)= نادیده گرفتن
گرچکدن(Gerçekden)=حقیقتا
گره‌چ(Gereç)= مواد
گه‌نه‌لگه‌(Genelge)= بخشنامه
گؤره‌جه(Görece)= نسبی
گؤرگۆل(Görgül)= تجربی
گؤسترمه‌لیک(Göstermelik)= نمایشی
گؤسترگه(Gösterge)= اشارت
گۆنده‌لیک(Gündelik)= روزمره
گۆونجه(Güvence)= گارانتی
گؤرئو(Görév)= ماموریت
گۆونلیک(Güvenlik)= امنیت
گۆون(Güven)= اعتماد
گؤوشک(Gövşek)= شل 
گره‌کلیلیک(Gereklilik)=الزام
گره‌کسینیم(Gereksinim)= نیاز، ضرورت،احتیاج
گلیشمک(Gelişmek)= توسعه  دادن
ن
نسنه‌ل(Nesnel)= آبجکتیو
نیته‌لیک(Nitelik)= کیفیت، وصف
نیته‌ل(Nitel)= کیفی
نیجه‌ل(Nicel)= کمی
قۇشاق(Quşaq)= نسل
قۇشۇل(Quşul)=شرایط
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ندن(Neden)= سبب، علت
و
وطنداش(Vetendaş)= شهروند
وئری(Véri)= اطلاعات
والی(Vali)= استاندار
وئریملی(Vérimli)= مثمرثمر
وارسیل(Varsıl)= دارا
وئرگی(Vérgi)= مالیات
وارساییم(Varsayım)= فرضیه
ه
هؤرگۆت(Hörgüt)= تشکیلات
ی
یۆکۆملۆ(Yükümlü)= مکلف
یاساق(Yasaq)= ممنوع
یۆکسک‌اؤیرنیم(Yükseköyrenim)= آموزش عالی
یاسال(Yasal)= قانونی
یاسا(Yasa)= قانون
یؤن(Yön)= جهت
یؤنه‌تیم(Yönetim)= مدیریت، اداره
یؤنتم(Yöntem)=روش
یؤنتم‌بیلیمی(Yöntembilimi)= روش‌شناسی، متدولوژی
یؤنه‌تیمسه‌ل(Yönetimsel)= اداری
یانید(Yanıd)= جواب
یاپی(Yapı)= ساختار
یئره‌ل(Yérel)= محلی
یئرلی(Yérli)= محلی
یایقین(Yayqın)= رایج
یاشامسال(Yaşamsal)= حیاتی
یاساما(Yasama)= قانونگذاری
یاتیشدیرماق(Yatışdırmaq)= راضی نمودن، ساکن کردن
یاتیریم(Yatırım)سرمایه‌گذاری
آشاما(Aşama)= مرحله
یازقی(Yazqı)= سرنوشت
یاخلاشیق(Yaxlaşıq)= تقریبا
یئددیجه(Yéddice)= هفته
یئرکیپ(Yérkip)= نقشه
یاردیم(Yardım)= کمک
یئته‌نک(Yétenek)= خلاقیت، توانایی
یئترلی(Yéterli)= کافی
یۇردداشلیق(Yurddaşlıq)= شهروند
یئتگین(Yétgin)= مکمل، کامل
یوْزلاشما(Yozlaşma)= انحطاط
یئتگی(Yétgi)= اختیارات
یاد(Yad)= خارجی
یوْخسۇن(Yoxsun)= محروم
یۆرۆتۆلمک(Yürütülmek)= به اجراء گذاشتن
یۆرۆتمه(Yürütme)= قوه مجریه
یۆجه‌لتمک(Yüceltmek)= تقدس‌زائی کردن
یالین(Yalın)= ساده
یازاناق(Yazanaq)= گزارش
یاپی‌بیلیمسه‌ل(Yapıbilimsel)= مورفولوژی
یئنیلمه(Yénileme)= ترمیم، بازسازی
یئنیلگی(Yénilgi)= مغلوبیت