۱۳۹۹/۱/۳

زبان

اومود اورمولو
زبان آینه‌ی فرهنگ است. واسلر 
بی‌تردید زبان چه از بعد فردی و یا اجتماعی یکی از اساسی‌ترین منابع بلکه مهمترین رفرنس بشمار می‌آید، چونکه زبان در شکل‌گیری هویت فردی نقش بسزائی ایفا نموده و هم در یکپارچه‌سازی– تاثیر مثبت یا منفی- اجتماع کاربرد مهمی را دارد. در تاریخ بشریت استفاده ابزاری از زبان در جهت اهداف سیاسی از دوران مدرن آغاز گردیده و روند کاربرد زبان بر اساس اهداف سیاسی پارالل با ‌ظهور ملی‌گرائی می‌باشد. به سبب اهمیت بسزای زبان، ایدئولوژی ملی‌گرائی جهت شکل‌دهی به فضای اجتماعی در زبان مداخلاتی نموده است.
ملی‌گرائی و دولت – ملت که مدل دولت آن می باشد به زبان مشترک اهمیت بسزائی قائل می شود. زبان دارای ۲ ویژگی است:
۱-  قبل از هر چیز زبان یک سمبل می‌باشد؛ زبان در ملت‌سازی سمبل مشترک هست، در عین حال زبان سمبل ما شدن و گذر از من ‌شده‌گی هست. شعور ما شده‌گی در دولت- ملت و پذیرش آن از سوی جامعه تنها با کاربرد یک زبان در داخل مرزها ممکن می‌باشد. زمانیکه انسانهای متکلم به یک "زبان محلی" تکلم و کاربرد یک "زبان ملی" را آغاز نمایند شعارها و پرنسیبهای ملی‌گرائی در طبقه‌های اجتماع به راحتی گنجانده می‌شود. زمانیکه برگزیده‌گان و گروه‌های جمعی به کاربرد زبان یکسانی روی بیاورند، رفته‌رفته احساسات و عواطف یکسانی را به اشتراک گذاشته و خواهند توانست حول مفاهیم مشترکی گردهم آمده و به صورت متفق به حرکت درآیند. زبان مشترک تنها از ابعاد سیاسی و فرهنگی مهم نمی‌باشد بلکه در عین حال در عمل نیز لازمه یک اقتصاد ملی هست چونکه برای ظهور و تداوم اقتصاد ملی در داخل مرزهای دولت، لزوم کاربرد یک زبان در داخل مرزها جزء ملزومات می باشد.
۲- زبان یک ابزار هست؛ زبان ابزاری برای تغییر زبان در گروههای ائتنیکی مختلف در جهت تعلق خاطر به "ملت"‌ مشترکی می باشد. زمانیکه استفاده ابزاری از زبان فزونی یابد تفاوتها زدوده شده و ظهور زبان و فرهنگ استاندارد بر پایه اصول ملی‌گرائی ناگزیر می‌گردد. در دوره‌های اول در دولت- ملتها مابین شهروندی و زبان پیوندهائی برقرار می‌گردد که ارتباط مابین ملی‌گرائی و شهروندی در سخنان جان استوارت میل به خوبی قابل درک می باشد:
"وجود نهادهای آزاد در کشوری که از ملتهای مختلفی تشکیل شده غیرممکن می باشد. ظهور احساس شهروندی مابین انسانهائی که دارای زبان متفاوتی می‌باشند بسیار سخت بوده و برای تشکیل حکومت تمثیلی لزوم افکار عمومی یکپارچه جزء ملزومات می باشد."
سخنان میل در حالی ابزار گردیده که در ۳ کشور بزرگ اروپائی زبان مشترکی وجود نداشت و زبانهای متعددی بکار بسته می‌شدند. زمانیکه ایتالیا موفق به تامین وحدت سیاسی کشور شد تنها ۲% مردم ایتالیا به زبان ایتالیائی تکلم داشتند اسناد در دست حاکی از عدم تکلم نیمی از مردم به زبان فرانسوی به سال ۱۷۸۹ می باشد که حتی آمارها حاکی از آن هست که نیمی از مردم فرانسه حتی یک کلمه فرانسوی نیز نمی‌دانستند. در سال ۱۷۹۴ باریر رئیس کمیته امنیت عمومی با چنین سخنانی وضعیت زبانی فرانسه را به تصویر می‌کشد:
"ای شهروندان! یک خلق آزاد باید دارای یک زبان باشد...همانطور که مشاهده نمودیم باس- برتون که همانا لهجه باسک می باشد سبب حاکمیت آلمانیها و ایتالیاییها گردید...و مانع انقلاب شده و در عین حال برای فرانسه دشمن‌تراشی نموده است... با فراگیری زبان فرانسوی به امپراطوری روحانیون خاتمه دهید... بی‌خبری شهروندان از زبان ملی‌شان خیانت به وطن هست."
در همان دوره نیز امپراتوری آلمان سیاست آلمانیزه کردن متکلمین زبانهای لهی، فرانسوی و دانی را در برنامه‌های اساسی خود قرار داده بود. تخمینها حاکی از آن هست که در پروسه وحدت سیاسی آلمان تنها ۱۷% شهروندان آلمان قادر به تکلم به زبان آلمانی بوده‌اند. بر اساس گفته‌های هابس‌باون آلمان‌ها و ایتالیائی‌ها در قیاس با دیگر دولت- ملتها بر اهمیت زبان تاکید بیشتری داشته‌اند، او معتقد است که آنها بر زبان ملی‌شان – برای مثال بیش از ارزشی که انگلیسی‌ها به زبان انگلیسی قائل می‌شده‌اند- ارزش بسیاری قائل می شدند. "در چشم طیف متوسط آلمان و ایتالیا زبان یکی از آرگمانهای تشکیل دولت ملی و اساسهای آن بوده است."
زبان به علت سمبل و ابزار بودنش هر دولت- ملت برای استانداردیزه- واحد کردن تغییرات اجتماعی از زبان بهره ‌برده است. زبان جهت‌دهی نموده، مدیریت می‌شود و حتی از نو پدید می‌آورد. برای کاربرد زبان ملی از سوی افراد یک جامعه مکانیزم‌های مخلتفی بکار بسته می‌شود، به طوریکه دولت تمامی فعالیتهای خود را بر اساس یک زبان برگزیده به پیش برده و زبان برگزیده را بر دیگر گروه‌های ائتنیکی- زبانی تحمیل می‌نماید.
دولت بر اساس طرح‌های متعددی شروع به تعریف ارتباط مابین زبانها نموده و از اول سلسله‌مراتب زبان‌ها را آنطور که بکارش می‌آید تعریف می‌نماید که در این صورت دولت گرامر و خزینه لغات زبانها را مشخص نموده و به آن قالب و محتوای ملی می‌دهد. دولت بعضی از کلمات را در زبانها ممنوع اعلام نموده و در جهت ترمیم و حفظ زبان برگزیده فعالیتهای علمی را آغاز کرده و نهادها مرتبط زبانی را تاسیس می نماید. تمامی موارد یاد شده جهت ایجاد تغییرات اجتماعی در پروژه دولت- ملت بکار بسته می‌شود.
زبان یکی از عناصر فرهنگی می باشد که برای شکل‌دهی ملی‌گرائی در افکار عمومی همیشه به عنوان هدفی تعریف گردیده و مورد مداخله واقع شده است. در ملت‌سازی زبان از یک سوی نشانه شعور "ما" شدن بوده و از دیگر سوی ابزاری اصلی برای تحقق دولت – ملت با توجه به تغییرات هدفدار اجتماعی در افراد منتسب به یک ملت بوده است.

۱۳۹۸/۱۲/۱۴

نقش زبان و آموزش در پروسه ملت‌سازی

اومود اورمولو
از سال‌های ۱۸۰۰ به بعد تلی در پروسه ملت‌سازی از ارگانیزاسیون مرکز قدرتی به نام "دولت خشن"  نام برده و ملت‌سازی را نه روندی طبیعی بلکه پروسه‌ای قابل طراحی و تاسیس نام می‌برد. بنا به گفته‌های وی "ملت" پس از تخیل در اذهان از جمعیت‌های وابسته بهم ایجاد می‌گردد. 
ملی‌گرائی دکترین ملت‌سازی می‌باشد. بر اساس ملی‌گرائی ملت یکی از واحدهای اجتماعی، طبیعی و متناسب مدیریت سیاسی است در عین حال هر ملت نیز دارای حق تعیین سرنوشت خود می‌باشد. به عبارت دیگر دولت – ملت یکی از ایده‌ال‌ترین انواع ارگانیزه‌شدن سیاسی هست و هر دولت حاکم نیز می‌باید دارای یک ملت باشد، به همین سبب هر ملی‌گرائی نیاز مبرم به تعریف ملت را در خود احساس می‌کند. تعریف قطعی از مفهوم ملت که در هر زمان و مکان بتواند تسری یافته و از سوی هر شخصی قابل پذیرش باشد تاکنون ارائه نگردیده است. به صورت عمومی و بر اساس ایدئولوژی ملی‌گرائی تعریف ملت اغلب بر مفاهیم "فرهنگ مشترک" و "زبان" به عنوان منابع اصلی تعریف ملت تاکید می‌ورزد. ملی‌گرائی نیز ابزاری برای ظهور احساس تعلق و وابستگی به مفاهیم یاد شده با توجه به امکانات و حمایت دولتی بکار بسته می‌شود تا هویت ملی بر اساس آگاهی شکل گیرد. به این روند ملت‌سازی یا Nation Building گفته می‌شود. 
در صورتیکه روند تاریخی ملت‌سازی را در اکثر دولتها مطالعه نمائیم بهره‌مندی دولتها در این پروسه از ابزارهای مشابهی جهت ملت‌سازی به چشم می‌خورد. بی‌تردید یکی از مهمترین ابزارها نیز زبان و آموزش می‌باشد که در ادامه این سلسله مقالات به وفور به نقش زبان و آموزش در پروسه ملت‌سازی خواهم پرداخت.

۱۳۹۸/۱۱/۲۹

"دولت – ملت" و "هویت ملی"

اومود اورمولو
در نظر گرفتن دولت و "ملت" باهم در کنار توسعه دولت مدرن یکی از مهمترین تغییرات ذهنی و ساختاری بود، بر اساس نظریات هابرماس ادغام واژه‌های "دولت" و "ملت" به صورت "دولت- ملت" از اواخر قرن ۱۸ آغاز می‌گردد. هیتر نیز رخت بربستن "ملت" از مفهوم ملی و پیوند آن به همراه "دولت" و سپس توسعه آن را از اواخر قرن ۱۸ میلادی معرفی می‌کند. پیوند ملت با دولت پس از ایجاد وابستگی ظاهری "ملت" از سوی دولت را معنا بخشید، "ملتی" که تا قبل از آن دربرگیرنده جمعیتی بیش نبود و دولت مدرن در این پروسه با ایجاد وابستگی سبب بوجود آمدن ملت تحت قالب سیاسی مشخص تعریف شده‌ای گردید.
کسب هویت برای ملت یکی از اساسی‌ترین ملزومات دولت- ملت بود، دولتها طی پروسه‌ی مدرن شدن هر چقدر هم دارای یکپارچگی اداری و جغرافیائی که تا قبل از آن صاحبش نبودند گردیدند ولی بازهم کافی به نظر نمی رسید و برای اتمام و گارانتی نمودن پروژه یکپارچگی جغرافیائی و اداری لزوم یکپارچگی فرهنگی احساس می‌گردید. بدین صورت بود که دولت مدرن بخش بزرگی از انرژی و امکاناتش را برای طرد عایدات محلی جامعه و ساخت سمبولهای ملی صرف نمود تا با استفاده ابزاری از این سمبولها هموژن‌سازی فرهنگی را تاسیس نماید.
زدودن تمامی تفاوتهای ائتنیکی، دینی، زبانی و ساخت و ساز پیوسته بر روی تفکر "وحدت" جهت ایجاد جامعه‌ای یکپارچه یکی از مهمترین و اولیه‌ترین اهداف دولت- ملت بود، تفکر ملی‌گرائی نیز در پروسه‌ی ایجاد ملتی با هویت سیاسی تعریف شده از سوی دولت بکار بسته شد. برای مثال ملی‌گرائی در اروپا به‌ صورت ارگانیزه شدن دولت- ملت آغاز گردیده و در اواخر قرن ۱۸ میلادی به عنوان ایدئولوژی سیاسی مطرح گردید. 
ایدئولوژی ملی‌گرائی دارای یک سری پیشنهادات مرکزی می‌باشد که اسمیت آنها را به ۴ مورد تقسم بندی می نماید:
۱-  ادعائی مبتنی بر تقسیم ملتها به فردیتی بر اساس تاریخ و سرنوشت، 
۲- ملت منبع اقتدار سیاسی و اجتماعی بوده و صداقت وابستگی و پیوند با ملت برتر از دیگر پیوندهاست،
۳-  اگر انسانها خواهان آزادی‌اند، ‌می‌باید با یک ملتی همسان‌ گردند،
۴-  برای تاسیس صلح و آزادی در دنیا باید تمامی ملتها در امنیت و آزادی به سر برند.
با توجه به بندهای یاد شده ملی‌گرائی سبب تولید مفاهیم "وحدت ملی، وحدت هویتی، برادری" گردیده و تا جائیکه امکان داشت سبب نشر مفاهیم یاد شده در افکار عمومی می‌گردد.
هدف ایدئولوژی ملی‌گرائی حفظ یکپارچگی دولت، علارغم تمامی تفاوتها ایجاد یکپارچگی و اقتصاد مدرن می‌باشد که تمامی امکانات دولت نیز برای اهداف مذکور بکار بسته می‌شود. اوردوهای بزرگ تاسیس شده و سیستم مالیات مستقیم نیز به یکی از منابع اصلی مادی دولت مدل می گردد، سراهای‌ نظامی و آموزشی سعی در جذب قسمت عمده جامعه در درون سیستم را بر عهده می‌گیرند. در موضوعات زبان، هنر، تاریخ و آداب روزمره رسمی ایجاد گردیده و یا سننی برگزیده میشود و رسم مذکور بر دیگر رسوم برتری قابل محسوسی می‌یابد. ایجاد نهادهای آموزشی ملی، ایجاد زبانهای استاندارد، کمک به تاسیس موزه‌ها و نمایشگاه‌هائی که در برگیرنده ایدئولوژی رسمی دولت می باشند برای تولید فرهنگ ملی بکار بسته میشود در عین حال سمبولها، رسوم، پرچم و مارشهای ملی نیز ایجاد می گردد.
در پروسه زدودن هویتهای محلی و هموژن‌سازی در جهت هویت ملی طبقه حاکم و فرهنگ حاکم اهمیت و نقش بسزائی ایفا نموده است. آگاهی ملی از سوی برگزیده‌شده‌گان و کانالهای متفاوت به مردم منتقل می‌گردد و خواستی که از انسانهای معمولی جهت ملت‌شوندگی طلب می‌گردد همسا‌ن‌سازی و تناسب با طیف و فرهنگ حاکم می باشد. در این حین کاربرد ملی‌گرائی جهت یکپارچگی دولت و ایجاد "هویتی بالادست" فرای خانوداه، جمعیت، عشیرت و عدم مانع شدن در برابر این پروسه خواسته می ‌شود. 
تصویر ذهنی که از هویت "ایرانی"، "هویت ملی"، "ایران" در جغرافیای ایران شبیه‌سازی گردیده بیش از آنکه برآیند پروسه طبیعی تاریخ که از اجداد ملل موجود در جغرافیای یاد شده به ارث برده‌ شده باشد ساخته و پرداخته گروهی از شبه‌روشنفکران است که توسط سیستم آموزشی اجباری دوران رضاشاه و محمد رضا شاه درونی سازی گردیده و به گروه‌های ائتنیکی ساکن ایران القاء و تحمیل گردیده است. منطق عمومی و حاکم دولت – ملت در ایران به مانند دیگر نمونه‌ها قبل از هر موردی منطق استعمارگر بوده و نژادپرستی و تک‌تیپ‌سازی جزئی از اساسی‌ترین پایه‌های دولت- ملت در ایران به شمار می‌آید، در دیگر سو برای موفقیت و تحقق مستعمره‌سازی داخلی، ارائه و ترویج نژادپرستی و تک‌تیپ‌سازی دولت – ملت نیز با دو شیوه "ائتنوساید" و "ژنوساید" بکار بسته شده است.

۱۳۹۸/۱۱/۱۵

دولت-ملت و زبان آموزشی

اومود اورمولو
امروزه ساختار بسیاری از دولت‌ها آثار مدرنیته را به یدک می‌کشند، پروسه مدرنیته در اروپا از قرن۱۶ تا ۱۸ میلادی سبب ایجاد تغییر و تحولات اجتماعی وسیعی در ابعاد مختلف زندگی مردم اروپا گشت. مدرنیته در کنار روند معاصرشوندگی، صنعتی‌شوندگی و بر سرعت متالیزه شدن روابط اقتصادی افزود و سبب گذر به اقتصاد کاپیتالیستی گردید. توسعه بخش کسب و کار، رشد اندیشه‌های علمی، افزایش سرعت شهرنشینی و فعالیت‌های مرتبط با افزایش استانداردهای دمکراسی فزونی یافت. پروسه تحول رادیکال مذکور سبب تغییرات اساسی نهادهای اجتماعی و سیاسی را در پی داشت. پس از این روند بود که تمامی نهادهای اجتماعی و سیاسی شانس بکارگیری روشهای سازماندهی سنتی قبل از مدرنیته را از دست دادند.
در پروسه معاصرشوندگی ساختار دولت نیز دچار تغییرات جدیدی گردید. دولت با گردآوری سرزمینهای خود تحت مدیریت اداری سبب افزایش ظرفیت اداری خود گردید، در عین حال سبب طرد مردم از مدیریت شده و مرزهای تحت حاکمیت خود را به طور قطعی مشخص ساخت. دولت تمامی نیروهائی که سبب ترویج خشونت احتمالی می گردید تصفیه نمود و خود شیوه جدیدی از مکانیزمهای خشونت را بوجود آورد. مفهوم مدرن‌شده‌گی دولت از مبدل‌شدنش به "سیستم مرکزی" قدرتمندی می گذشت؛ مرکزیت‌گرائی حقوقی، سیاسی، جغرافیائی دولت سبب ایجاد قدرت بازدارندگی دولت می گردید. این قدرت یکی از عناصر طرح "دولت مدرن" را که از اروپا آغاز گردیده بود به دیگر نقاط دنیا نیز تسری داده بود. در عین حال دولت مدرنی که خود در حال تسری به دیگر نقاط دنیا بود سبب ایجاد مدل جهانی دولت مدرن گردید...
دولت مدرن که بر پایه مرکزیت‌گرائی و مالیات رشد می یافت احتیاجات مدرنیته را در موضوعات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به صورت کاربردی‌تر و فعالتر از گروههای سیاسی گذشته به جای می‌آورد. ساختارهای سیاسی که قبل از این پروسه در صحنه تاریخ زیسته بودند به هیج وجه دارای مرزبندی‌های جغرافیائی مشخص نبوده و هموژن‌سازی و یکپارچه‌سازی داخلی را نیز تشویق نمی‌نمودند. برگزیده‌گان فئودال در کنار اینکه حجم وسیعی از سرزمینها را در کنترل خود داشتند ولی دارای قدرت نظامی محدود و از ظرفیت تولیدی مشخصی برخوردار بودند. امپراطوریها قدرت گرفتن مالیات از تابعین خود را داشتند ولی دغدغه‌ای همچون هموژن‌سازی فرهنگی تابعین خود را در سر نمی‌پروراندند در حالیکه دولت مدرن بر پایه مرزهای جغرافیائی مشخص بنا نهاده شده و حاکمیتش در مرزهایش به صورت مطلق بود، این مسئله سبب گرایش دولت مدرن به قالب‌بندی مشخص هویتهای متعدد و مختلف ساکن در مرزهایش تحت اساس "هویتی" برگزیده گردید به علاوه دربرگیرنده‌گان قالب هویتی یاد شده تنها صاحبین اصلی حقوق مشخص گردیدند. بدین وسیله دولت مدرن رفته‌رفته به همسان‌سازی با مفهوم "ملت" را شروع نموده و "ملت" که زاده‌ی تخیل بود به منبع اصلی و الهام‌بخش حاکمیت دولت مبدل گردید.

۱۳۹۸/۱۰/۵

دوزبانگی و الگوهای آموزش دوزبانه

*مسعود بیننده
منبع مقاله: ماهنامه اجتماعی و فرهنگی بیروهزر، سال چهارم، شماره هشتم و نهم
دوزبانگی در دوران متأخر پدیده‌ای فراگیر و جهانی است به گونه‌ای که کمتر جامعه و یا کشوری را می‌توان سراغ گرفت که از نظر زبانی و فرهنگی دارای تنوع و تکثر نباشد. این پدیده در شکل کلاسیک آن (تنوع قومی و نژادی یک منطقه)، حاوی ریشه‌ای تاریخی است که در اثر همزیستی اقوام و گروههای زبانی مختلف در یک کشور یا منطقه ویژه بوجود آمده است. همچنین اشکال جدیدتر آن در اثر پدیده‌ی مهاجرت و تحرک جمعیتی ایجاد گردیده که بیشتر در کشورهای توسعه‌یافته مشاهده میشود. فراگیر بودن این پدیده به گونه‌ای است که به طور نمونه در قاره‌ی اروپا فقط دو کشور ایسلند و پرتغال دارای ساخت زبانی «تک‌زبانه » به شمار می‌آیند و کشورهایی از قبیل بلژیک(سه زبان)، سویس(چهار زبان)، انگلستان(حداقل دو زبان) تنوع و تکثر زبانی را در عرصه‌های مختلف و به ویژه در زمینه‌ی آموزش به رسمیت شناخته‌اند.
مسأله‌ی بازنمایی پدیده‌ی دوزبانگی در عرصه‌ی آموزش و پیامدهای مختلف ارتباطی، فرهنگی و اقتصادی آن برای گویشوران دوزبانه امروزه به امر پروبلماتیکی تبدیل شده به گونه‌ای که اتحادیه‌های بین‌المللی کشورها از قبیل اتحادیه‌ی اروپا و سازمانهای بین‌المللی مرتبط با مسأله‌ی توسعه‌ی آموزشی و فرهنگی راهکارهایی را در قالب الگوهای نوین آموزشی به اجرا گذاشته یا پیشنهاد نموده‌اند.
تعاریف دوزبانگی:
دوزبانگی به این معناست که شخصی توانایی بهره‌گیری از دو زبان یا بیشتر را در سطوح مختلف دارا باشد. 
« ماکنامارا(1967)، برای مثال؛ دوزبانه‌ها را شامل کسانی میداند که حداقل دارای یکی از مهارتهای زبان (صحبت کردن، شنیدن، خواندن و نوشتن) حتی در یک سطح حداقلی در زبان دوم باشند. در بعد دیگر، مهارت؛ دوزبانه‌ها به‌مثابه‌ی کسانی که توانایی کامل را در دو زبان مختلف بدون تداخل بین فرایندهای زبانی(Oestreichor1974) دارا باشند تعریف شده‌اند. یا کسانی که دارای مهارت شبه اصلی( native-like) در دو زبان یا بیشتر باشند(1933 Bloomfield)، این رویکرد بر مهارتهای سخنورانه و شنیداری تمرکز نموده است».( 2014 ,Cummins and Swain: 7)
برای توصیف پدیده‌ی دوزبانگی و جنبه‌های مختلف آن اصطلاحات متنوعی بکار رفته است که علیرغم همپوشانی مفهومی و ترادف معنایی، تمایزهای حساسی نیز با یکدیگر دارند.
« شوارای اروپا (Council of Europe) پیشنهاد نموده است که مفهوم plurilingual برای توصیف توانایی فردی در استفاده از چند زبان با درجات متفاوت و برای اهداف مختلف بکار گرفته شود( 2000:168). اگرچه مفهوم multilingual فقط در ارتباط با زبانهای متنوع متعلق به گروه‌های اجتماعی بکار برده میشود و نه در ارتباط با افراد....
مفاهیم دوزبانگی، چندزبانگی و چندزبان‌گونگی علیرغم تأکیدهای متفاوتشان، دارای یک چیز مشترک هستند- آنها به تنوع و تکثری از زبانهای مستقل ارجاع میدهند، خواه دو(bilingual)یا چند(multilingual)در افراد(bilingual / plurilingual) یا در سطح اجتماع (12&11 :2013 , multilingual)(Garcia)
با وجود اشتراکات زیاد در تعاریف مرتبط با پدیده‌ی دوزبانگی، وجوه و حالتهای مختلف آن همواره محل مناقشه و اختلاف نظری بوده است. کمینه‌گرایان حداقلی از توانایی در تولید عبارات معنادار در زبان دیگر را برای دوزبانه بودن یک فرد کافی میدانند و بیشینه‌گرایان داشتن مهارتهای کافی در هر دو زبان را برای رسیدن به مرحله‌ی دوزبانگی ضروری در نظر می‌گیرند.
«مه‌کی( 555:1967 ؛ به‌ نقل از رومین 12:1955 ) اظهار میدارد که در توصیف دوزبانگی باید به چهار نکته توجه داشت.
نکته‌ی اول، میزان تسلط فرد دوزبانه به هر یک از دو زبان است.
نکته‌ی دوم، مسأله‌ای است که استفاده‌هایی را که سخنگوی دوزبانه از زبان در ذهن دارد، مدنظر قرار میدهد.
نکته‌ی سوم، تبدیل(alternation ) است که منظور از آن، میزان گذر از یک زبان به زبان دیگر توسط سخنگوی دوزبانه است.
نکته‌ی چهارم، تداخل(interference ) است و به این موضوع اشاره دارد که به چه میزان، فرد دوزبانه قادر است دو زبان را از هم جدا نگه دارد یا باهم درآمیزد.» (الیاسی، 1391 ، ص 18)
با توجه به معیارهای مختلفی که در سنجش پدیده‌ی دوزبانگی بکار گرفته میشود و اغلب به نتایج متفاوتی در ریخت‌شناسی و تیپولوژی این پدیده می‌انجامد میتوان گفت که دوزبانگی براساس نوع و مکانیزم یادگیری زبانهای دیگر، سطح مهارت در هریک از زبانها، اهداف و حوزه‌های مورد استفاده‌ی این زبانها پدیده‌ای نسبی و متغیر میباشد. در این میان هافمن، تعریف میانه‌ای را برای دوزبانگی ارائه نموده است.
«هافمن برخلاف دیدگاه‌های افراط و تفریط موضعی میانه مطرح میکند: «دوزبانگی واقعی» یا «دوزبانگی همتراز(equilingualism)»: فردی که «مهارتهای تقریبا برابری در هر دو زبان» داشته باشد؛ اما دانش وی در هر یک از دو زبان، به سطح متعارف یک زبانه‌ها نمیرسد. »(همان، ص 19)
مزایای دوزبانگی
مطالعات مربوط به دوزبانگی در روند تاریخی خود، نتایج متفاوتی را برای این پدیده به‌ویژه در عرصه‌ی آموزش و یادگیری مورد اشاره قرار داده است. مطالعات اولیه با نگاهی بدبینانه، دوزبانگی را امری منفی و مضر برای یادگیری پنداشته و از آن به‌ عنوان عامل اختلال در این فرایند یاد کرده‌اند. مطالعات دیگری نیز وجود دارند که با نگاهی خنثی به این پدیده نگریسته و تأثیرگذاری آن را در آموزش و یادگیری کم‌اهمیت جلوه داده‌اند. (مطالعات اخیر)بعد از دهه‌ی 80 میلادی، با گذار از قطب‌بندی بدبینی-خنثی، با نگاهی واقع‌بینانه ظرفیتها و چالشهای این پدیده را بررسی نموده و بر اساس موقعیت و بستر(context)های اجتماعی و سیاسی پیامدهای آن را بررسی نموده‌اند. شرایط زمانی و زمینه‌ی ویژه‌ای که دوزبانگی در آن شکل میگیرد بر نوع پیامد آن برای یادگیری تأثیرگذار است. به طور کلی دانستن چند زبان در فضایی جهانی‌شده که همه‌ی زبانها و فرهنگها را به سمت همگرایی سوق داده و ارتباطات علمی، فرهنگی و اقتصادی را در بعد جهانی و سیاره‌ای تشدید و تعمیق نموده است، فرصت و موقعیت مناسبی برای افراد بشمار می‌آید. توانایی ارتباط با فرهنگها و ذخایر تمدنی دیگر ملتها، دسترسی به منابع و داده‌های علمی مورد نیاز در زبانهای دیگر، توانایی انعطا‌ف‌پذیری و تحرک بین کدهای دو یا چند زبان و ایجاد خودانگاره(self-image )ی مثبت و عزت نفس( self-esteem )بالا در نتیجه‌ی دسترسی و تسلط بر زبانهای متعدد را می توان از جمله مزایای دوزبانگی برشمرد.
«پیل و لمبرت( 1962 )به این نتیجه رسیده‌اند که دوزبانه‌ها در مقایسه با یک‌زبانه‌ها، در مفهوم‌سازی و انجام تکالیفی برتری دارند که به میزان زیادی از انعطاف‌پذیری ذهنی یا نمادین نیاز دارند ».(همان، ص 21 )
اغلب تحقیقات نشان داده‌اند که هوش کلامی و غیرکلامی دوزبانه‌ها بویژه در شرایطی که از آن به عنوان دوزبانگی افزایشی(additive) یاد میشود از تک‌زبانه‌ها بیشتر بوده و لذا این افراد بواسطه‌ی تفکر خلاق و دامنه‌ی ارتباطی بیشتر و روابط اجتماعی گسترده‌تر، از فرصتهای شغلی و موفقیتهای چشمگیرتری در آینده برخوردار خواهند شد. لذا میتوان گفت در شرایطی که به هر دو زبان فرد به ویژه در عرصه‌ی آموزش بهای کافی داده شود به طوری که یادگیرنده بتواند از امکانات زبان اول(یا زبان مادری Mother Tongue) در یادگیری و جنبه‌های مختلف آن استفاده نماید، دوزبانگی باعث رشد شناختی و مهارتی او خواهد شد.
«همر و بان( 29:2004 ) اظهار میدارند که دوزبانگی افزایشی، حاصل بافتی اجتماعی و فرهنگی است که در آن به هر دو زبان فرد دوزبانه بهای کافی داده میشود. در چنین شرایطی آنان معتقدند که تجربه‌ی کودک دوزبانه باعث رشد شناختی وی شده و به عنوان عامل تقویت‌کننده به انعطاف‌پذیری شناختی بیشتری در مقایسه با همسالان یک‌زبانه‌اش منجر میشود. آنان می‌افزایند، در محیطی که به زبان اول کودک بها داده نشود، ممکن است رشد شناختی او در مقایسه با همتایان یک‌زبانه‌اش به تعویق بیافتد.»(همان، ص 20)
معایب دوزبانگی
دوزبانگی در شرایط ویژه‌ای که زبان اول کودک هیچ نقشی در آموزش و یادگیری او نداشته و یادگیری زبان دوم به تدریج باعث کاهش توانش و مهارتهای مربوط به زبان اول شود( L1 )تأثیرهای مخربی به فرایند یادگیری او برجای خواهد گذاشت. اقلیتهای زبانی در جوامعی که نمادها و نشانه‌های زبانی و فرهنگی آنها در مقابل جریان اصلی(main stream ) و اکثریت جامعه کارایی و کاربردی نداشته باشد با نوعی ارزیابی منفی و نگاه تحقیرآمیز از طرف اعضای اکثریت و همچنین خود اقلیتها مواجه خواهند شد.
یکی از تفاوتهای بزرگ قابل درک در موقعیت اجتماعی(پرستیژ) این دوگونه است: زبان سطح بالا به طور کلی با حجمی وسیع از ادبیات همراه است و با خود پرستیژ، سنت یا مذهب بزرگی را دارد، پایدارتر است و از تغییر بوسیله‌ی همراهی‌اش با متون نوشتاری و توسط نظام آموزشی حفاظت میشود. احتمالا در منطقه‌ی گسترده‌تری بکار میرود و بنابراین میتواند در خدمت هدف متحدسازی باشد. گونه‌های سطح پایین بیشتر محلی‌اند و گونه‌ی گویشی را نشان میدهند و تمایل به تغییر گویشهای نانوشته دارند. »(اسپولسکی، 1392 ،ص 120)
لذا موقعیتی که در آن افراد مجبور باشند برای کسب فرصتهای آموزشی، زبان اول خود را پشت در بگذارند و از آن هیچگونه استفاده‌ای در جهت کسب فرصت اقتصادی و منزلت اجتماعی ننمایند، علاوه بر پیامدهای شناختی و هنجاری ضایعه‌باری که برای افراد به‌بار می‌آورد میتواند احساس تبعیض و طردشدگی را تقویت نموده و آنها را از مشارکت در امور اجتماعی و سیاسی بازدارد.
« دوزبانگی کاهشی(subtractive )نیز بدین معناست که زبان دوم، به قیمت ازدست رفتن زبان اولی حاصل می‌آید که فرد آن را فراگرفته است. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، ممکن است گروه اقلیت با موقعیتی مواجه شوند که در آن ناچارند زبان ملی را بکار گیرند و به تدریج مهارتهای خود را در زبان اول از دست بدهند. »(الیاسی، 91 ، ص 19 و 20)
الگوهای آموزش دوزبانه
در آموزش دوزبانه از دو نوع زبان برای یادگیری و تدریس استفاده شده و سعی میشود از این طریق راهکارهایی برای رفع ناهماهنگیها و تضادهای زبانی کودک ارائه گردد. مدلهای مختلفی که برای آموزش زبان دوم در سیستم‌های آموزشی و تربیتی بکار گرفته میشود بر اساس اهداف و راهبردهای جامعه‌ی مرتبط، پیامدهای متفاوت زبانی، شناختی و هنجاری برای یادگیرندگان ببار خواهد آورد.
« آموزش دوزبانه » عبارت است از استفاده از دو زبان به عنوان یک رسانه‌ی آموزشی برای کودک یا گروهی از کودکان در یک بخش یا در همه‌ی برنامه‌ی درسی مدرسه( Cohen 18 .P ,1975) ، همچنین این نکته مورد پذیرش قرار گرفته که به طور کلی جدایی زبان و فرهنگ غیرممکن بوده و در نتیجه، مفهوم آموزش دوزبانه، مفهوم آموزش دوفرهنگی را نیز دربرمیگیرد. (Ovando and Collier 1985).( Malarz, www.ascd.org) مدلهای مختلفی در قالب آموزش دوزبانه برای یاددهی زبان دوم(L2) وجود دارد که هر کدام از آنها  براساس جهان‌بینی و راهبرد ویژه‌ی خود به غوطه‌ورسازی شاره‌ی ذهن یادگیرندگان در سیال زبان می پردازد و در نهایت برساخت زبانی خود را شکل میدهد. سه تیپ اصلی غوطه‌ورسازی شامل غوطه‌ورسازی تام(Immersion Total)، غوطه‌ورسازی جزئی (Partial immersion) و غوطه‌ورسازی دوسویه(Two way immersion) می‌باشد(2010 ,PPRC) که برمبنای رویکردهای متفاوت به زبان اول و دوم، سازماندهی کلاسی و زمانبندی آموزشی متفاوتی را بکار میگیرند. در نمونه‌ی تام و تمام غوطه‌ورسازی زمان کامل آموزش کلاسی به زبان دوم اختصاص مییابد و همه‌ی آموخته‌ها در قالب این زبان انتقال مییابد. در نمونه دوم زمان هرچند اندکی در آموزش کلاسی به زبان اول اختصاص داده میشود و در نمونه سوم این زمان به طور مساوی به هر دو زبان به صورت مجزا و با هدف ایجاد تعادل و تساوی حداکثری بین دو زبان اختصاص مییابد. 
بر اساس جدول منتشر شده که از تحقیق مرکز پژوهش سیاست پاسیفیک(Pacific Policy Research Center)(آگوست 2010 ) استخراج گردیده است، چهار مدل آموزش دوزبانه از نظر الگوی غوطه‌ورسازی و اهداف تعبیه‌شده، مقایسه گردیده و ویژگیهای آنها مورد بررسی قرار گرفته است.
مدل اول و دوم به ترتیب تحت عنوان غناسازی و حفظ میراث از الگوی دوسویه‌ی غوطه‌ورسازی پیروی نموده و سازماندهی آموزشی و برنامه‌ی درسی خود را در راستای حفظ و ارتقای زبان اول( L1 ) و همچنین توسعه‌ی زبان دوم(L2)برنامه‌ریزی میکنند. در این دو مدل، الگوی دوسویه‌ی غوطه‌ورسازی برمبنای دوزبانگی افزایشی از نوع قوی و نیرومند آن عمل میکند. این نوع برنامه‌ی آموزشی دوزبانه بیشتر در آمریکا رایج بوده و تحت عناوین برنامه‌ی دوزبانه‌ی دوسویه(two-way ) و برنامه‌ی غوطه‌ورسازی دوسویه شناخته میشود.
« از دیدگاه لیندهلم( 1999 )اهداف آموزشی دوزبانه‌ی دوسویه را میتوان در سه مورد زیر بیان کرد:
1-مهارت بالای علمی در هر دو زبان برای همه‌ی دانش‌آموزان؛
2- فراهم نمودن فرصت های آموزشی برابر؛
3- درک کامل تعامل بین فرهنگی»(کلانتری، خدیو و دیگران، 90 ، ص 12 )
در مدل سوم؛ تحت عنوان نگهداری، اهداف دوزبانگی و حفظ زبان اول به شکل محدودی پیگیری میشود اما عملی در راستای ارتقاء و توسعه‌ی این زبان(L1) صورت نمیگیرد. همچنین در مدل نوع چهارم که از آن تحت عنوان برنامه‌ی آموزش انتقالی یاد میشود هدف تک‌زبانگی(monolingualism) به‌جای هدف دوزبانگی پیگیری شده و از زبان اول صرفا به عنوان ابزاری برای ورود به زبان دوم و توسعه و ارتقای آن استفاده خواهد شد. مدل انتقالی هرچند در اوایل صرفا زبان اول را در آموزش بکار میگیرد اما این عمل صرفا مقدمه و پیش‌درآمدی برای یادگیری زبان دوم و پشتیبانی و ورود موفقیت‌آمیز به آن می‌باشد لذا با تحقق این هدف، زبان اول به‌کلی کنار گذاشته میشود.
نتیجه‌گیری
در دوران اخیر که تشدید فرآیندهای جهانی‌شدن و توسعه ی تکنولوژیهای رسانه‌ای، همگرایی فرهنگی و زبانی جوامع مختلف را بیش از پیش به ارمغان آورده است پدیده ی دوزبانگی(چندزبانگی) به امری محتوم و اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است. افزایش ارتباطات جهانی و نیاز روزافزون به یادگیری زبان های مختلف، برنامه‌ی جامع درسی و آموزشی‌ای را می طلبد که با لحاظ کردن بهترین الگوی نظام آموزش دوزبانه، آسیب ها و معایب دوزبانگی را به حداقل کاهش داده و فرصت ها و مزایای آن را هرچه بیشتر تقویت نمایند. بیشتر پژوهش های صورت‌گرفته در زمینه‌ی پیشرفت تحصیلی و تربیتی دانش‌آموزان، نقش مهم زبان اول در جامعه‌پذیری و رشد شناختی مورد تأیید قرار داده‌اند. « طبق آمار، 50 درصد مردودیهای دوره‌ی ابتدایی در کشور ما به پایه ی اول و دوم اختصاص دارد و با دوزبانگی در ارتباط می باشد.(بدری، 1381 )»(همان، ص 9)
همچنین تحقیقاتی که در زمینه‌ی بررسی کارایی الگوهای مختلف آموزش دوزبانه صورت گرفته است نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که الگوهای مبتنی بر کثرت‌گرایی زبانی که توسعه و ارتقای هر دو زبان اول و دوم را مدنظر قرار میدهند نقش بیشتری در پیشرفت تحصیلی و ارتقای مهارت های اجتماعی یادگیرندگان بازی میکنند. « مطالعات مختلف نشان میدهد که به علت عملکرد مثبت، روش دوسویه از اولویت بالاتری برخوردار است. به عنوان مثال الانیس(2000 )با مقایسه‌ی پیشرفت تحصیلی و دانش زبانی دانش‌آموزان کلاس پنجم ابتدایی دریافت که دانش‌آموزانی که برنامه‌ی دوسویه را دریافت کرده‌اند در پاسخگویی به تست استاندارد ارزشیابی مهارت تحصیلی عملکرد بهتری دارند. »(همان، ص 17 )
بر این اساس می توان گفت سیستم های آموزشی کارآمد و موفق با درک پدیده‌ی دوزبانگی و شناخت وجوه مختلف آن، برنامه‌ی درسی و الگوهای یادگیری خود را بر اساس «سیستم آموزش دوزبانه‌ی دوسویه » طراحی و سازماندهی کرده اند و در این راستا زبان اول یادگیرندگان را هم به عنوان میراثی فرهنگی و تاریخی و هم به عنوان عنصری فعال در آموزش و یادگیری حفظ نموده و ارتقاء بخشیده‌اند.
منابع:
اسپولسکی، برنارد( 1392 )جامعه‌شناسی زبان، ترجمه‌ی سیده نسترن پزشکی، تهران: انتشارات روزآمد.
الیاسی، محمود(1391) «دوزبانگی: نگاهی به آموزش دوزبانه‌ها در ایران »، پژوهشنامه زبان‌شناختی زبان فارسی. سال اول، شماره‌ی 1، صص 17 - 27 .
کلانتری، رضا و خدیو، اسدالله و ختمی‌آذر، اسکندر و بهنام، بیوک( 1390 ) بررسی روشهای مناسب آموزش دوزبانه، فصلنامه‌ی نوآوریهای آموزشی. سال دهم، شمار هی 39 ،صص 7- 24 .
Cummins, Jim and Swain, Merrill (2014) Bilingualism in Education: Aspects of Theory, Research and Practice, London: Routledge.
Garcia, Ofelia and Wei, Li (2013) Translanguaging: Language, Bilingualism and Education, Palgrave Macmillan.
Pacific Policy Research Center (2010) Successful Bilingual and Immersion Education Models/Programs, Honolulu: Kamehameha Schools, Research & Evaluation Division.
Malarz, Lynn () Bilingual Education: Effective Programming for Language- Minority Students:
http://www.ascd.org/publications/curriculum_handbook/413/chapters/Bilingual_Education@_Effective_Programming_for_Language-Minority_Students.aspx.

۱۳۹۸/۹/۵

ایران‌دا ایکی‌دیللی و چوْخ‌دیللی ائییتیمه دؤنۆک اؤنری‌لر

اۇمۇد اۇرمۇلۇ 
بۇگۆن دۆنیادا ته‌مه‌ل سوْرۇن، فرقلیلیکلردن اوْلۇشان بیر توْپلۇمۇن بیر آرادا و باریش ایچینده یاشاماسینی ساغلاماقدیر. دۆنیانین هر بؤلگه‌سینده اؤزۆنۆ سیستمدن دیشلانمیش حیس‌ائدن گرۇپلارین ایستکلری سیاسی و حۆقۇقی گۆندمده ایلک سیرادا یئر آلماقدادیر. ایراندا دا، اۇزۇن سۆره‌دن بری، فرقلی توْپلۇمسال بؤلۆملر و اؤزه‌للیکله تۆرکلر، سیستمین باسقیجی و تک‌تیپلشدیریجی کاراکترینین اؤزگۆرلۆکچۆ و چوْخۇلجۇ یؤنده ائوریلمه‌سی اۆچۆن ایستکلرینی قامۇسال آلاندا دیله گتیرمکده‌دیرلر. ایرانداکی توْلۇمسال آیریشمانی اؤنله‌مک و بیرلیکده یاشاما ایسته‌یی، بۇ حاق و ایستکلره قارشی آلیناجاق تاویرلا یاخیندان ایلگیلی‌دیر. اه‌یر سیاسال سیستم، بۇ ایستکلری ایستک صاحیبلری ایله قارشیلیقلی بیر ایلیشگی ایچه‌ریسینه گیره‌رک قارشیلاما یؤنۆنده بیر ترجیحده بۇلۇنۇرسا، توْپلۇمسال اۇزلاشما و آیریشمانین اؤنلنمه‌سی ساغلاما اوْلاسیلیغی آرتاجاقدیر. آنجاق بۇ ایستکلر، بۇگۆنه قدر اوْلدۇغۇ کیمی، باسدیریلمایا و گؤرمزدن گلینمه‌یه دوام ائدیلرسه، توْپلۇمسال آیریشما ته‌مه‌للرینین قیریقلاری داها درینله‌شر و آیریشمالارا سوْن وئرمک اوْلاناغی تماما اوْرتادان قالخاجاقدیر.
ایرانداکی توْپلۇمسال اۇزلاشمازلیقلارین بیری، آنادیلینین و بۇ چالیشمادا اینجه‌لندیغی تۆرکجه‌نین ائییتیمده قۇللانیلماسینا دؤنۆک ایستکلرین قارشیلانماماسی‌دیر. ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماماسی، آنادیلی فارسجا اوْلمایان تۆرک اؤیرنجی‌لرین ائییتیمدن ائشیت بیر بیچیمده یارارلاناماماسینا و بۇ ائشیت‌سیزلیغین توْپلۆمسال بیر آیریشما یارادماسینا یوْل آچماقدادیر. بۇ آیریشما اوْرتامینی بسله‌ین بیر باشقا ائتمن ده، اؤیرتمنلر و اؤیرنجیلر آراسیندا، اؤیرتمنلر و عایله‌لر آراسیندا، آنادیلی بیربیریندن فرقلی اوْلان اؤیرنجیلر و دوْلایسییلا توْپلۇمداکی فرقلی اکینج‌لر آراسیندا دیلدن قایناقلی ایله‌تیشیمسیزلیک اوْلاراق گؤرۆله‌بیلر. بۇ ائشیتسیزلیغین و ایله‌تیشیمسیزلیغین تخریب ائتدیغی توْپلۇمسال باریش و بیرلیکده یاشاما ایسته‌ییی بیر یانا، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماماسی، آنادیلی تۆرکجه اوْلان اؤیرنجیلر آچیسیندان چوْخ یؤنلۆ اوْلۇمسۇز سوْنۇجلار قابساماقدادیر. بۆتۆن بۇ اؤزه‌للیکلر دیققته آلیندیغیندا، آنادیلینده ائییتیم ایستکلرینین قارشیلانماسی نؤقطه‌سینده گۆندمه گله‌بیله‌جک اؤنلم‌لر، ائییتسه‌ل، یاسال، یؤنه‌تیمسه‌ل و اکینجسه‌ل اوْلاراق سیرالانابیلر.
وار اوْلان ائییتیم سیاستلری و اۇیقۇلامالاری سیاسی، دیلسه‌ل، ائییتسه‌ل و اکینجسه‌ل آچیلاردان گۆجسۆزلشدیریجی و دیشلایییجیدیر. داها اؤنجه ده دئیینیلدیغی کیمی، بۇ سیاستلر و اۇیقۇلامالار، اؤزه‌للیکله تۆرک اؤیرنجیلر آچیسیندان جیددی دیلسه‌ل، ائییتسه‌ل، پسیکوْلوْژیک، توْپلۇمسال تخریباتلارا یوْل آچمیشدیر. باشقا بیر دئییشله، اؤیرتمنلر و اؤیرنجیلر آراسیندا باسقیجی ایلیشگیلرین گلیشمه‌سینه، اؤیرنجیلرین ائییتیمه گئریدن باشلامالارینا و دوْلایسییلا سینیفدا قالمالارینا، اوْخۇلۇ بیراخمالارینا و سوْنۇندا اوْخۇلدا باشاریسیز اوْلمالارینا، تۆرکجه دانیشدیقلاری اۆچۆن دامقالانمالارینا، فرقلی شیددت تۆرلرینه معرۇض قالمالارینا، یاشاملارینین ایله‌ریده‌کی آشامالاریندا دا اؤزلرینی ایفاده ائتمکده سوْرۇنلار یاشامالارینا، آنا- آتالارییلا ایلیشگیلرینین سوْرۇن یارانماسی و آنادیللرینی ایتیرمه‌لرینه یوْل آچمیشدیر. آیریجا، وار اوْلان سیاستلری، اؤیرتمنلرین چالیشما قوْشۇللارینی اوْلۇمسۇز یؤنده ائتگیله‌یه‌رک، وئریملی و ائتگین بیر ائییتیم – اؤیرتیم سۆره‌‌جینی انگللمکده‌دیر. بۆتۆن بۇ اوْلۇمسۇزلۇقلارین اوْرتادان قالدیریلماسی اۆچۆن آلینماسی گره‌کن کؤکلۆ ائییتسه‌ل اؤنلم‌لر واردیر. بۇنلار بئله سیرالانا‌بیلر:
- تۆرک اؤیرنجیلرین ائییتیمده قۇللانیلاجاق تۆرکجه- فارسجا ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللری گلیشدیریلمه‌لی،
- باسقیجی اؤیرتمن- اؤیرنجی ایلیشگیلرینین دؤنۆشدۆرۆلمه‌سی اۆچۆن ائییتیملر وئریلمه‌لی،
- ایکی‌دیللی اؤیرتمن یئتیشدیرمه بؤلۆملری آچیلمالی،
- ایکی‌دیللی ائییتیم مۆفرداتی گلیشدیرمه و اؤلچمه- ده‌یرلندیرمه مرکزلری قۇرۇلمالی،
- ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسی و ایکی‌دیللیلیک حاققیندا قامۇاوْیۇنۇن بۆتۆن بؤلۆملرینده بیلینج یارادیلمالی،
- اؤیرتمن آدایلارینا دیلسه‌ل و اکینجسه‌ل چئشیدلیلیک حاققیندا ائییتیم وئریلمه‌لی، بنزر بیر ائییتیم خیدمت- ایچی ائییتیم توْپلۇچالیشیم یوْلۇیلا اؤیرتمنلره وئریلمه‌لی،
- تۆرکجه بیلن اؤیرتمنلره ایکی‌دیللی اؤیرتیم یؤنتملری و اؤرنکلری حاققیندا قایناقلار ساغلانمالی،
- تۆرکجه‌نین دانیشیلدیغی بؤلگه‌لرده چالیشان تۆرکجه بیلمه‌ین اؤیرتمنلر تۆرکجه اؤیرنمه‌یه اؤزندیریلمه‌لی،
- تۆرکجه بیلن اؤیرنجیلره یؤنه‌لیک تۆرکجه اوْخۇما- یازما سینیفلاری آچیلمالی،
- آتا- آنالارا یؤنه‌لیک تۆرکجه اوْخۇر- یازارلیق سینیفلاری آچیلمالی،
- اؤیرنجیلرین تۆرکجه دیل باجاریلارینی گلیشدیرمه‌یه یؤنه‌لیک تی‌وی پروْگراملاری حاضیرلانمالی‌دیر.
بۇ ائییتسه‌ل اؤنلملرین آلینماسی حالینده اؤیرنجیلر ساغلیقلی و ده‌نگه‌لی بیر ایکی‌دیللیلیک گلیشدیره‌جکلردیر . بئله‌ بیر اوْرتامدا، اؤیرنجیلر کیملیکلرینین تانیندیغینی حیس‌ائدرک و اوْخۇلا قارشی داها اوْلۇملۇ بیر تۇتۇم سرگیله‌یه‌جکلردیر. بۇ، اؤیرنجیلرین اؤزگۆونلرینی بسله‌یه‌جک و دوْلایسییلا اوْخۇل باشاریسینی اؤنملی اؤلچۆده ائتگیله‌یه‌جکدیر. اؤته یاندان، بئله ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیم آلان اؤیرنجیلرین باشقا دیللر و اکینجلرله ایله‌تیشیمی ده داها گۆجلۆ اوْلاجاق و توْپلۇمسال باریش اۆچۆن گره‌کلی اوْلان اکینجلرآراسی دانیشیق بسلنه‌جکدیر. آیریجا، بۇ سایه‌ده اؤیرنجیلرین ایقتیصادی و توْپلۇمسال گلیشمه‌لری ده گۆونجه آلتینا آلیناجاقدیر. بۇ اؤنلملرین ساغلادیغی یارارلار، داها اؤنجه اینجه‌له‌نن اؤلکه اؤرنکلرینده و اؤزه‌للیکله باسکجا – ایسپانیا اوْلاییندا آچیقجا گؤرۆلمکده‌دیر. اؤته یاندان، اینجه‌له‌نن اؤرنکلرده ده اوْرتاق اوْلان شئی، ائییتسه‌ل اؤنلملرین سۆره‌کلی گؤزدن گئچیریلمه‌سینه دۇیۇلان گره‌کسینیم‌دیر. ایران‌دا دا ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینا یؤنه‌لیک سیاستلر گلیشدیریرکن بۇ اؤزه‌لیغین کسینلیکله دیققته آلینماسی گره‌کیر.
اؤته یاندان، بۇ ائییتسه‌ل اؤنلملرین آلینابیلمه‌سی اۆچۆن، اؤنجه‌لیکله ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینین ته‌مه‌ل بیر اینسان حاققی اوْلدۇغۇنا و بۇ حاققین هر آشاماسیندا قۇللانیلماسی گره‌کدیغینه یؤنه‌لیک ایستکلرین سیاسال سیستم طرفیندن قبۇل ائدیلمه‌سی و ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینین آنایاسال و یاسال گۆونجه‌یه قوْوۇشاراق حۆقۇقی آچیدان گۆونجه آلتینا آلینماسی گره‌کمکده‌دیر.
بۇ حۆقۇقی گۆونجه ایکی یوْللا ساغلانابیلر: ایلکی، بۆتۆن ائییتیم- اؤیرتیم یاشامینی دۆزه‌نله‌ین یاسالار اوْلماق اۆزره‌ حۆقۇقی قوْنۇلارین دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارا ایلیشگین یاساقلاردان آریندیریلماسی و یاسالارین بۇ حاقلاری تانیر حاله گتیریلمه‌سیدیر. ایکینجیسی ایسه، اۇلۇسلارآراسی بلگه‌لرده ایفاده‌سینی تاپان دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارین حۆقۇق قوْنۇلارینا گیرمه‌سی و بۇ قوْنۇلارین دئولتین قوْیدۇغۇ بۆتۆن چکینجه‌لرین قالدیریلماسیدیر. داها اؤنجه اینجه‌له‌نن اؤلکه اؤرنکلرینده ده گؤرۆلدۆیۆ کیمی، بۇ تۆر آنایاسال اؤنلم‌لر، آنادیلینده ائییتیم حاققینی گۆونجه‌یه آلینماسی یؤنۆنده آتیلاجاق ایلک آدیملاردان بیریدیر. 
حۆقۇقی باخیش آچیسینین دئییشمه‌سی، سیاسال اکینجین، سیستمین و یؤنه‌تیمسه‌ل یاپینین دا دؤنۆشمه‌سینی برابرینده گتیره‌جکدیر. فرقلی دیللری و اکینجلری گؤزآردی ائدن آشیری مرکزی بیر ائییتیم سیاستی، هم توْپلۇمسال بیرلیکده یاشاما ایلکه‌سینی زده‌له‌مکده و هم ده ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیمین اؤنۆنده انگل اوْلۇشمۇشدۇر. چۆنکۆ ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیم، فرقلی بؤلگه‌لرده‌کی دئییشیک احتیاجلارا تئزلیکله و ائتگین بیر بیچیمده یانیت وئره‌بیله‌جک اه‌سنک اوْخۇل سیستملرینی زوْرۇنلۇ قیلار. ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینی اؤن‌گؤرن ایکی‌دیللی بیر ائییتیم سیاستینین اۇیقۇلانابیلمه‌سی اۆچۆن یؤنه‌تیمسه‌ل یاپیلانمادا دا اینسان اوْداقلی بیر دؤنۆشۆمه احتیاج واردیر. بۇ دۇرۇم، چالیشمادا اینجه‌له‌نن کوْرسیکاجا – فرانسا، باسکجا – ایسپانیا و اۇیقۇرجا – چین اؤرنکلرینده ده آچیق بیر بیچیمده گؤرۆلمکده‌دیر. هر اۆچ اؤرنکده ده، فرقلی ائییتیم سیاستلری اۇیقۇلانمیش اوْلماقلا بیرلیکده، دئییشن درجه‌لرده مرکزدن یئره‌ل یؤنه‌تیملره دوْغرۇ بیر یئتگی دئوری همیشه سؤز قوْنۇسۇ اوْلمۇشدۇر.
حۆقۇقی و سیاسی اؤنلملرین گؤزلندیغی ایشلولری یئرینه گتیره‌بیلمه‌سی اۆچۆن، بۇ اؤنلملرین توْپلۇم طرفیندن ده ایچ‌سئللشدیریلمه‌سی گره‌کیر. توْپلۇمدا فرقلی اکینجلرین ده‌یرلی اوْلدۇغۇ، هر اکینجین قوْرۇنماسی گره‌کدیغی، دیللر آراسیندا باسقیجی و دیشلاییجی بیر سیرالانیمین اوْلمادیغی، بۆتۆن دیللرین بیرائی‌لری و توْپلۇمۇ هم گۆجلندیرن هم ده وارسیللاشدیران بیر اؤیه اوْلدۇغۇ قوْنۇسۇندا بیر اکینجین گلیشمه‌سی چوْخ گره‌کلیدیر. بۇ ندنله، هم سیاسال اوْرقانلار و هم ده سیویل توْپلۇم قۇرۇلۇشلاری، بیلیم‌یۇردلار و ائییتیم قۇرۇملاری بئله بیر اکینجسه‌ل دؤنۆشۆمۆن گرچکلشه‌بیلمه‌سی اۆچۇن همیشه‌لیک بیر چابا ایچه‌ریسینده اوْلمالیدیرلار. اؤزه‌للیکله باسکجا – ایسپانیا اؤرنه‌یینده گؤرۆلدۆیۆ کیمی، بۇ تۆر توْپلۇمسال اۇزلاشییا دایالی بیر اکینجسه‌ل دؤنۆشۆم، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسینا یؤنه‌لیک اؤنلملرین اۇزۇن سۆره‌ده قالیجی اوْلماسینین تک گۆونجه‌سیدیر.
سوْنۇج اوْلاراق، یۇخاریدا دارتیشیلان یاسال، یؤنه‌تیمسه‌ل و ائییتسه‌ل اؤنلملری مادده‌لری حالینده یئنیله‌مک گره‌کیرسه، چالیشمانین اؤنه‌ریلری آشاغیداکی کیمی اؤزه‌تلنه‌بیلر:
1- تۆرک اؤیرنجیلرین ائییتیمینده قۇللانیلاجاق تۆرکجه- فارسجا ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللری گلیشدیریلمه‌لی، بۇ موْدللرین گلیشدیریلمه‌سینه قوْشۇت اوْلاراق یۇخاریدا سیرالانان باشقا ائییتسه‌ل اؤنلملرین اۇیقۇلانمایا باشلاماسی اۆچۆن گره‌کلی چالیشمالار یاپیلمالی و ایکی‌دیللی ائییتیم موْدللرینین دئییشن احتیاجلار و قوْشۇللار دوْغرۇلتۇسۇندا سۆره‌کلی گؤزدن گئچیریلمه‌سی گره‌کدیغی اۇنۇدۇلمامالیدیر. 
2- باشدا آنایاسا و یاسالار اوْلماق اۆزره بۆتۆن حۆقۇقی قوْنۇلار دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارا ایلیشگین یاساقلاردان آریندیریلمالی و یاسالار بۇ حاقلاری تانیر حاله گتیریلمه‌لیدیر. آیریجا، اۇلۇسلارآراسی بلگه‌لرده ایفاده‌سی وار اوْلان دیلسه‌ل و ائییتسه‌ل حاقلارین حۆقۇق قایدالارینا گیرمه‌سی و بۇ قوْنۇدا دئولتین قوْیدۇغۇ بۆتۆن چکینجه‌لرین قالدیریلماسی ساغلانمالیدیر.
3- ائتگیلی و وارسیللاشدیریجی بیر ائییتیمین فرقلی بؤلگه‌لرده‌کی دئییشیک احتیاجلارا تئزلیکله و ائتگین بیر بیچیمده یانیت وئره‌بیله‌جک اه‌سنک اوْخۇل سیستئملرینی گره‌کلی قیلدیغی گرچه‌ییندن حرکتله، یؤنه‌تیمسه‌ل یاپیلانمادا دا اینسان اوْداقلی بیر دؤنۆشۆمه گئدیلمه‌لیدیر.
4- توْپلۇمداکی فرقلی اکینج و دیللر آراسیندا باسقیجی و دیشلاییجی بیر سیرالانیمین وار اوْلدۇغۇ، بۆتۆن دیللرین و اکینجلرین بیرائی‌لری و توْپلۇمۇ هم گۆجلندیرمه هم ده وارسیللاشدیران بیر اؤیه اوْلدۇغۇ گرچه‌یینی منیمسه‌ین بیر اکینجین گلیشمه‌سی اۆچۆن یاسال اوْرقانلارین، سیویل توْپلۇم قۇرۇلۇشلارینین، بیلیم‌یۇردلارین و ائییتیم قۇرۇملارینین چابا گؤسترمه‌سی و بۇنا یؤنه‌لیک سیاست و اۇیقۇلامالارین گلیشدیرمه‌سی گره‌کمکده‌دیر. 
قۇشقۇسۇز، ائییتیمده آنادیلینین قۇللانیلماسی، ایکی‌دیللی‌لیک و اکینجسه‌ل چوْخۇلجۇلۇق قوْنۇلاری ایراندا سوْرۇنلۇ بیر سیاسال و تاریخسه‌ل سوْوخایا صاحیبدیر. بۇ سوْرۇنلۇ سوْوخا، بۇ قوْنۇدا یاپیلماسی گره‌کنلرین نه قدر گره‌کلی و عئینی زاماندا نه قدر گۆج اوْلدۇغۇنۇ گؤستریر. ایران، سوْرۇنلارین اۆسته‌سیندن گلمک اۆچۆن اؤز موْدلینی اۆره‌تمک زوْرۇندادیر. بۇ موْدللر اۆره‌تیلیرکن، بۇ چالیشمادا یئر آلان بیلگیلر و دۆنیاداکی باشقا اؤرنکلرده گؤز اؤنۆنه آلینیب داها اؤنجه ده بۇ توْر سوْرۇنلار یاشایان و هله یاشاماقدا اوْلان اؤلکه‌لرین دئنه‌ییملریندن و بۇ دئنه‌يیملر اۆزرینده یاپیلمیش آکادمیک و ائییتیمسه‌ل چالیشمالاردان یارارلانیلابیلر.
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
الف
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
اۇلاشیم(Ulaşım)= حمل و نقل
ایرماق(Irmaq)= نهر
اسکی(Eski)= قدیمی
اریشیم(Erişim)= دسترسی
آدا(Ada)= جزیره
آدای(Aday)= کاندید، نامزد
آیریمچیلیق(Ayrımçılıq)= تبعیض
آیریلیقچی(Ayrılıqçı)= جدایی‌طلب
ایومه(İvmə)= شتاب، سرعت
آیریجالیق(Ayrıcalıq)= امتیاز
آیریشما(Ayrışma)= جدایی، انحلال
ائوریلمک(Évrilmək)= تکامل یافتن
آراج(Arac)= ابزار، واسط
آراشدیرما(Araşdırma)= تحقیق
ایله‌تیشیم(İletişim)=ارتباط
اکینج(Ekinc)= فرهنگ
ائشیت(Eşit)= برابر
اۇیارلار(Uyarlar)= سازگار می کند
اوْی(Oy)= رای
ائش‌گۆدۆم  (Éşgüdüm)= هماهنگ
ائتگیله‌شیم(Étgiləşim)= تعامل
ائتگن(Étgən)=فاکتور
ایچه‌ریک(İçerik)= محتوی
اؤنملی(Önemli)= مهم
اوْلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
اوْلۇمسۇز(Olumsuz)= منفی
ائییتیم(Éyitim)= آموزش
آماج(Amac)= هدف
ائییتیمسه‌ل(Éyitimsel)= تربیتی
اوْخۇل(Oxul)= مدرسه
اؤنلم(Önlem)= تدبیر
اۇلۇس(Ulus)= ملت
ایلیشگی(İlişgi)= مناسبت، علاقه
آنامالچی(Anamalçı)= کاپیتالیست
انگلله‌مک(Engellemek)=جلوگیری کردن
آنامال(Anamal)= سرمایه
اسنکلیک(Esneklik)= انعطاف پذیری
آنایاسا(Anayasa)= قانون اساسی
اؤن‌قوْشۇل(Önqoşul)= پیش‌شرط
اؤن‌یارقی(Önyarqı)= پیش‌داوری
ایلیشگین(İlişgin)= عاید، مرتبط
ایلگیلی(İlgili)=مرتبط
آغ(Ağ)= شبکه
اؤنجل(Öncel)= قبلی، پیشین
ارگنلیک(Ergenlik)= بلوغ
اۆزگۆسه‌ل(Üzgüsel)= دراماتیک
آلابیلیرلیک(Alabilirlik)= کاپاسیته، ظرفیت
اوْنای(Onay)= تصدیق
ائگه‌من(Égemən)= حاکم‌
ائگه‌منلیک(Égemənlik)= حاکمیت
اؤرنک(Örnek)= مثال
اؤرتۆشمک(Örtüşmek)=منطبق بر هم
ائورنسه‌ل(Évrensel)= جهانی
آیرینتی(Ayrıntı)= جزئیات
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
ایگید(İgid)= قهرمان
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اوْنارماق(Onarmaq)= ترمیم کردن، تعمیر کردن
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
اؤومه(Övmə)= ستایش، وصف
اوْران(Oran)= میزان
اوْرمان(Orman)=جنگل
ایلکه(İlke)= پرنسیب
ایلکه‌ل(İlkel)= ابتدائی
ایزله‌نیم(İzlenim)= تصور
ائیلم(Éylem)=کنش
ائتگین(Étgin)= فعال
اۆیه(Üye)= عضو
اه‌ک(Ek)=اضافی
ائدیلگین(Édilgin)= غیرفعال
اینسان‌بیلیمچی(İnsanbilimçi)= انسان‌شناس
ایشلوسه‌ل(İşlevsel)= تابعی
آیلیق(Aylıq)= ماهانه، حقوق
اؤندر(Öndər)= رهبر
آیدین(Aydın)= روشنفکر
آلت ‌قۇرۇل(Alt qurul)= کمیته
اۆستلنمک(Üstlenmek)= بر عهده گرفتن
ائش‌زامانلی(Éşzamanlı)= همزمان
اسینلنمک(Esinlenmek)= الهام گرفتن
ائش‌دیر(Éşdeyer)= معادل،هم ارز
ائیلمچی(Éylemçi)= فعال،اکتیویست
ائلشدیرل(Éléşdirel)= منتقدانه
آچی(Açı)= زاویه
آچیقجا(Açıqca)= آشکارا
اۇلۇسلارآراسی(Uluslararası)= بین‌المللی 
اؤزندیرمک(Özendirmek)= تشویق کردن
اؤزنه(Özne)= سوژه، فاعل
اؤزرک(Özerk)= خودمختار
اۆره‌تمه‌ک(Üretmek)= تولید  کردن
اۇیرۇق(Uyruq)= تابعیت شهروندی
آسی(Ası)= بنر
اوْیسا(Oysa)= در حالیکه
اوْلای(Olay)= حادثه
اؤلچۆت(Ölçüt)= معیار
اۇزام‌بیلیم(Uzambilim)=هندسه
اۇزای‌بیلیمی(Uzaybilimi)=کیهان شناسی
اۇزمان(Uzman)= متخصص
اۇزبیلیم(Uzbilim)= ریاضی
آختارماق(Axtarmaq)= انتقال دادن
اوْنۇر(Onur)= حیثیت
ائتمن(Étmeən)= فاکتور
ائییتیمچی(Éyitimçi)= پداگوگ، مربی كودک، متخصص تعليم و تربيت
اکلملنمه(Eklemlenme)= افزودن
ایرده‌لمک(İrdelemek)= بررسی نمودن
اؤز سایقی(Öz sayqı)= عزت نفس
ایلک‌اؤیرتیم(ilköyretim)= ابتدائی
اوْرتا‌اؤیرتیم(Ortaöyretim)= دبیرستان
ائییلیم(Éyilim)= گرایش
اؤیرتمن(Öyretmen)= معلم
اؤیرتیم(Öyretim)= تدریس، تعلیم
آییرد(Ayırd)= تمیز دادن
اؤزدش(Özdeş)= یکسان، عینا 
اؤزدشلشمک(Özdeşleşmek)= یکسان‌سازی
اوْلاسی(Olası)= ممکن، محتمل
اؤزلم(Özlem)= حسرت
اؤزه‌ل(Özel)= خاص
ایزلم(İzlem)= استراتژی
اؤزه‌للیکله(Özellikle)= به خصوص
اۇلۇشۇم(Oluşum)= شکل گیری
ایله‌تی(İleti)= پیغام
اوْلاناق(Olanaq)= امکان
ایلیشگینلیک(İlişginlik)= عایدات
اؤنه‌ری(Öneri)= پیشنهاد
اۇزلاشی(Uzlaşı)= اجماع
اؤن‌گؤرمک(öngörmek)= پیش‌بینی کردن
ائدینیم(Édinim)= اکتساب
اۆلکۆ(Ülkü)= ایده‌آل
اۇیقار(Uyqar)= مدنی
اۇدقۇ(Udqu)= پیروزی
آیریم(Ayrım)= فرق
اۇلام(Ulam)= کاتگوری، طبقه‌بندی
ائییتمسه‌ل(Éyitimsel)= پداگوژیک
آشیری(Aşırı)= افراطی
اؤزگۆر(Özgür)= آزاد
ارته(Erte)= بعدی
اؤزگۆون(Özgüven)= اعتماد به نفس
اک(Ek)= علاوه، ضمیمه
اؤزه‌تله‌مک(Özétlemek)= خلاصه کردن
اۇزلۇق(Uzluq)= هنر
آدلیم(Adlım)= مشهور
اۆستۆنلۆک(Üstünlük)= برتری
اۇیۇشمازلیق(Uyuşmazlıq)= عدم تطابق
اۇیۇم(Uyum)= هارمونی
آلقی(Alqı)= ادراک
اوْداق(Odaq)= کانون
ایچسه‌للشدیریلمه‌ک(İçsélleşdirilmek)= درونی‌سازی کردن
اؤیرتی(Öyreti)= دکترین، تز
اۇیقۇن(Uyqun)= مناسب
اۇلاشماق(Ulaşmaq)= رسیدن به
اۇیقۇلاما(Uyqulama)= تطبیق،پراتیک
اۇیقۇلامالی(Uyqulamalı)= عملی
اینانج(İnanc)= باور
آزینلیق(Azınlıq)= اقلیت
ارته‌له‌مک(Ertelemek)= به تاخیر انداختن
آیاقلانما(Ayaqlanma)= عصیان،شورش، قیام
اؤزگۆن(Özgün)= اورجینال
ب
بۇلقۇ(Bulqu)= یافته
باشاری(Başarı)=موفقیت
باشاریلی(Başarılı)=موفق
باغلانتی(Bağlantı)= پیوند
بیریم(Birim)= واحد
بیرلشمیش میللتلر(Birleşmiş milletler)=سازمان ملل متحد
بۆتۆنجۆل(Bütüncül)= توتالیتر
بیریکیم(Birikim)= انباشت
باتی(Batı)= غرب
بوْللۇق(Bolluq)= رفاه
بنزشدیرمه(Benzeşdirme)= آسیمیلاسیون
بیچیم(Biçim)= فرم، شکل
باغلاج(Bağlac)= رابط
به‌للک(Bellek)= حافظه
بیلیم(Bilim)= علم،دانش
بیلیمسه‌ل(Bilimsel)= علمی
باغنازلیق(Bağnazlıq)= تعصب
باغداشیق(Bağdaşıq)= هموژن
بیلگی(Bilgi)=معلومات
بیلیم‌یۇردۇ(Bilimyurdu)= دانشگاه
بۇیرۇق(Buyruq)= فرمان
باغداشیقلاشما(Bağdaşıqlaşma)= هموژن سازی
باغیملی(Bağımlı)= وابسته
بیرئیسل(Biréysəl)= فردی
بلگه(Belge)= سند
باسقین(Basqın)= غالب
باخیش آچیسی(Baxış açısı)=زاویه دید
بیلیشسه‌ل(Bilişsel)= شناختی
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
بوْیداش(Boydaş)= همسن
باریناق(Barınaq)= سرپناه 
باسیم(Basım)= چاپ
بیریجیک(Biricik)= تک،یگانه
باشکند(Başkend)= پایتخت
بلیرگین(Belirgin)= بارز
بیلرلنمه‌ک(Belirlenmek)= مشخص شدن، تعیین شدن
بیله‌شن(Bileşen)= کامپوننت، جزء
بؤلگه‌سل(Bölgesel)= منطقه‌ای
پ
پیتیک(Pitik)= کتاب
پراتیک(Pratik)= عملی
ت
تاریم(Tarım)= کشاورزی
ته‌مه‌ل(Temel)= اساس
توْپلۇمچۇ(Toplumçu) =سوسیالیست
توْپلۇم‌بیلیمچی(Toplumbilimçi)= جامعه شناس
تئزگن(Tézgen)= کاتالیزور
توْپلۇچالیشیم(Topluçalışım)= سمینار
تیکه‌ل(Tikel)= قسمی
تک ارکلیک(Tek erklik)= مونارشی
توْپلۇم‌بیلیمسه‌ل(Toplumbilimsel)= جامعه‌شناختی
توْپلۇمسال(Toplumsal)= اجتماعی
توْپلۇلۇق(Topluluq)= جمعیت
تۆزۆک(Tüzük)= نظامنامه
تؤرپۆله‌مک(Törpülemek)= سوهان زدن
تاسارلاماق(Tasarlamaq)= طراحی کردن
تئریم‌لر دیزگه‌سی(Térimlər dizgesi)= تئرمینولوژی
تاساری(Tasarı)= طرح، پروژه
توْپلاناق(Toplanaq)= کمپ
توْپلانتی(Toplantı)=نشست
تانیق(Tanıq)= شاهد
تۇغرالی(Turğalı)= رسمی
تک‌ال(Tekel)=انحصار
تاویر(Tavır)= رفتار،وضعیت
تۆره‌مک(Türemek)= مشتق شدن 
ج
جایدیریجی(Caydırıcı)= بازدارنده
چ
چاغ(Çağ)=عصر
چاغداش(Çağdaş)= معاصر
چئشید(Çéşid)= نوع
چالیشیم(Çalışım)= کمپین
چئشیدلیلیک(Çéşidlilik)= تنوع
چارپیدماق(Çarpıdmaq)= تحریف کردن
چئوره(Çévre)=محیط
چئلیشگی(Çélişgi)= متضاد
د
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
دیره‌نیش(Direniş)=مقاوت
دیل‌بیلمسه‌ل(Dilbilimsel)= زبان شناختی
دۇیارلیلیق(Duyarlılıq)= حساسیت
دارتیشماق(Dartışmaq)= بحث کردن
دۇراق(Duraq)= ایستگاه
دؤنۆشۆم(Dönüşüm)= دگرگونی، تحول
دئنه‌تیم(Dénetim)= کنترل
دئنه‌ییم(Déneyim)= تجربه
دئنه‌مه‌ک(Dénemek)= آزمایش  کردن
دئوریم(Dévrim)= انقلاب
دایاتماق(Dayatmaq)= پافشاری کردن
دوْغال(Doğal)= طبیعی
دیل‌بیگلیسی(Dilbilgisi)= دستورزبان
دۆشرگه(Düşerge)= سایت
داغارجیق(Dağarcıq)= انبان
دوْناتیم(Donatım)= تجهیز
دئییشکن(Deyişken)= متغیر
دین ارکی(Din erki)=دین‌سالاری
دۆزئی(Düzéy)= سطح
دنگه(Denge)= تعادل
دئوینگن(Dévingen)= دینامیک
دۇیۇرماق(Duyurmaq)= اعلان کردن
دیش(Dış)= بیرون
درنک(Dernek)= انجمن
دوْلایسیلا(Dolayısıyla)= بنابراین
دوْلایلی(Dolaylı)= غیرمستقیم
دوْلایسیز(Dolaysız)= مستقیم
دانیشمانلیق(Danışmanlıq)= مشاوره
ز
زوْرۇنلۇ(Zorunlu)= اجباری
س
سؤزلشمه(Sözleşme)= قرارداد
سوْمۇت(Somut)= ناملموس
سۆره‌کلی(Sürekli)= مداوم
سۆره(Süre)=مدت
سۆرگۆن(Sürgün)= تبعید
ساوۇنماق(Savunmaq)= مدافعه نمودن
ساپلانتی(Saplantı)= فکر ثابت
سئچیم(Séçim)= انتخاب
ساوۇنمالی(Savunmalı)= دفاعی
سیخمان(Sıxman)= سپتامبر
سایقینلیق(Sayqınlıq)= اعتبار
ساییملاما(Sayımlama)= آمار
سئچه‌نک(Séçenek)= آلترناتیو
سۇچ(Suç)= جرم، گناه
سایقینلی(Sayqınlıq)= با پرستیژ
سیخی دۆزه‌ن(Sıxı düzen)= دیسیپلین
سوْرۇن(Sorun)= مسئله، مشکل
سوْوخا(Sovxa)= میراث
سۆره‌ج(Sürec)= پروسه
سیرالانیم(Sıralanım)= هیرارشی
سوْرۇملۇ(Sorumlu)= مسئول
سوْنۇج(Sonuc)= نتیجه
سینیر(Sınır)= مرز
سیمگه(Simge)= سمبل
ساو(Sav)= ادعا
ساپتاما(Saptama)= تثبیت
سیناق(Sınaq)= امتحان
سؤیلم(Söylem)= گفتمان
سؤمۆرگه(Sömürge)= مستمعره 
سؤمۆرۆ(Sömürü)= استثمار
سئچگینچی(Séçginçi)= نخبه‌گرا
ط
تۆر (Tür)= نوع
ق
قوْشۇل(Qoşul)=شرط
قارشیدلیق(Qarşıdlıq)= ضدیت
قییی(Qıyı)= ساحل
قوْنۇ(Qonu)= موضوع
قاورام(Qavram)= مفهوم
قوْشۇت(Qoşut)= پارالل
قالخینما(Qalxınma)= توسعه
قۇتسال(Qutsal) = مقدس
قیرآچان(Qıraçan)= آوریل
قۇزئی(Quzéy)= شمال
قامۇاوْیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
قاتقی(Qatqı)= مشارکت
قیلاوۇز(Qılavuz)= راهنما
قۇرامسال(Quramsal)= تئوریک
قیریلقان(Qırılqan)= شکننده
قۇرغۇلاماق(Qurğulamaq)= طراحی کردن
قیتا(Qıta)= قاره
قاتمانلاشدیرماق(Qatmanlaşdırmaq)= افزودن
قوْنۇم(Qonum)= موقعیت
قوْرۇماق(Qorumaq)= محافظت نمودن
قیسیتلی(Qısıtlı)= محدود
قابساملی(Qapsamlı)= جامع
قایناق(Qaynaq)= منبع
قایناشما(Qaynaşma)= ادغام، تلفیق
قانیت(Qanıt)= دلیل
قۇرال(Qural)= قاعده
قۇرۇم(Qurum)= موسسه
ک
کؤکدنچی(Kökdençi)= رادیکال
کسین(Kesin)= قطعی
کز(Kez)= دفعه
کۆره‌سل(Küresel)= جهانی،گلوبال
کرال(kral)= پادشاه
کسینتیلی(Kesintili)= ناپیوسته
گ
گه‌له‌نکسه‌ل(Geleneksel)= سنتی‌
گؤرسه‌ل(Görsel)= بصری
گیریشیم(Girişim)= ابتکار،نوآوری
گؤزلملنمک(Gözlemlenmek)= مشاهده شدن
گۆنجللنمه(Güncellenme)= بروزرسانی
گؤزئتمک(Gözétmek)= نظارت کردن
گؤزگۆ(Gözgü)= آئیینه 
گه‌نه‌ل(Genel)= عمومی
گؤزآردی‌ (Gözardı)= نادیده گرفتن
گرچکدن(Gerçekden)=حقیقتا
گره‌چ(Gereç)= مواد
گه‌نه‌لگه‌(Genelge)= بخشنامه
گؤره‌جه(Görece)= نسبی
گؤرگۆل(Görgül)= تجربی
گؤسترمه‌لیک(Göstermelik)= نمایشی
گؤسترگه(Gösterge)= اشارت
گۆنده‌لیک(Gündelik)= روزمره
گۆونجه(Güvence)= گارانتی
گؤرئو(Görév)= ماموریت
گۆونلیک(Güvenlik)= امنیت
گۆون(Güven)= اعتماد
گؤوشک(Gövşek)= شل 
گره‌کلیلیک(Gereklilik)=الزام
گره‌کسینیم(Gereksinim)= نیاز، ضرورت،احتیاج
گلیشمک(Gelişmek)= توسعه  دادن
ن
نسنه‌ل(Nesnel)= آبجکتیو
نیته‌لیک(Nitelik)= کیفیت، وصف
نیته‌ل(Nitel)= کیفی
نیجه‌ل(Nicel)= کمی
قۇشاق(Quşaq)= نسل
قۇشۇل(Quşul)=شرایط
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ندن(Neden)= سبب، علت
و
وطنداش(Vetendaş)= شهروند
وئری(Véri)= اطلاعات
والی(Vali)= استاندار
وئریملی(Vérimli)= مثمرثمر
وارسیل(Varsıl)= دارا
وئرگی(Vérgi)= مالیات
وارساییم(Varsayım)= فرضیه
ه
هؤرگۆت(Hörgüt)= تشکیلات
ی
یۆکۆملۆ(Yükümlü)= مکلف
یاساق(Yasaq)= ممنوع
یۆکسک‌اؤیرنیم(Yükseköyrenim)= آموزش عالی
یاسال(Yasal)= قانونی
یاسا(Yasa)= قانون
یؤن(Yön)= جهت
یؤنه‌تیم(Yönetim)= مدیریت، اداره
یؤنتم(Yöntem)=روش
یؤنتم‌بیلیمی(Yöntembilimi)= روش‌شناسی، متدولوژی
یؤنه‌تیمسه‌ل(Yönetimsel)= اداری
یانید(Yanıd)= جواب
یاپی(Yapı)= ساختار
یئره‌ل(Yérel)= محلی
یئرلی(Yérli)= محلی
یایقین(Yayqın)= رایج
یاشامسال(Yaşamsal)= حیاتی
یاساما(Yasama)= قانونگذاری
یاتیشدیرماق(Yatışdırmaq)= راضی نمودن، ساکن کردن
یاتیریم(Yatırım)سرمایه‌گذاری
آشاما(Aşama)= مرحله
یازقی(Yazqı)= سرنوشت
یاخلاشیق(Yaxlaşıq)= تقریبا
یئددیجه(Yéddicd)= هفته
یئرکیپ(Yérkip)= نقشه
یاردیم(Yardım)= کمک
یئته‌نک(Yétenek)= خلاقیت، توانایی
یئترلی(Yéterli)= کافی
یۇردداشلیق(Yurddaşlıq)= شهروند
یئتگین(Yétgin)= مکمل، کامل
یوْزلاشما(Yozlaşma)= انحطاط
یئتگی(Yétgi)= اختیارات
یاد(Yad)= خارجی
یوْخسۇن(Yoxsun)= محروم
یۆرۆتۆلمک(Yürütülmek)= به اجراء گذاشتن
یۆرۆتمه(Yürütme)= قوه مجریه
یۆجه‌لتمک(Yüceltmek)= تقدس‌زائی کردن
یالین(Yalın)= ساده
یازاناق(Yazanaq)= گزارش
یاپی‌بیلیمسه‌ل(Yapıbilimsel)= مورفولوژی
یئنیلمه(Yénileme)= ترمیم، بازسازی
یئنیلگی(Yénilgi)= مغلوبیت

۱۳۹۸/۷/۱۵

سوْوتلر بیرلیغی- سوْنراسی اؤلکه‌لرده چوْخ‌دیللیلیک و ائییتیم

اۇمۇد اۇرمۇلۇ
اسکی سوْوتلر بیرلیغینین سینیرلاری ایچینده قالان اۇچسۆز بۇجاقسیز بؤلگه‌ چوْخ ساییدا دیله صاحیب اوْلمۇشدۇر. بئله اوْلۇنجا دا همن هر دؤنمده دیل سیاستلری و پلانلامالارییلا ایلگیلی چئشیدلی دارتیشمالار یاشانمیشدیر.
تاریخسه‌ل اوْلاراق باخیلدیغیندا، سوْوتلر بیرلیغی دؤنه‌مینده ایزله‌نن دیل سیاستلرینین اوْلدۇقجا تۇتارسیز اوْدۇغۇ گؤرۆله‌جکدیر. بوْلشویک دئوریمیندن سوْنراکی ایلک دؤنملرده یازیلی ایستاندارد بیر دیلی اوْلسۇن اوْلماسین بۆتۆن دیلسه‌ل گرۇپلارا اؤز دیللرینده اؤزه‌ل و قامۇسال ایشلرینی یۆرۆتمه اؤزگۆرلۆغۆ تانینمیش، الیفباسی وار اوْلمایان دیللرده الیفبالار اوْلۇشدۇرۇلماسی اۆچۆن آکادئمیلر قۇرۇلمۇش و بۇ دیللرین گلیشمه‌سی دستکلنمیشدی. بۇ تۆردن سیاستلرین آماجی چئشیدلی دئوریم کوْنگره و کوْنفرانسلاریندا بلیرتیلدیغی اۆزره، بیرلیکده تک بیر سوْسیالیست توْپلۇم یارادماق و گۆجلۆ بیر دئولت قۇرماقدی. آنجاق سوْوتلر یؤنه‌تیمی بوْیۇنجا بۇ سیاستلر عئینی بیچیمده سۆردۆرۆلمه‌یش فرقلی دؤنملرده، بعضی گرۇپلارا باسقی آلتیندا تۇتۇلمۇش ویا ساده‌جه فوْلکلوْریک ده‌یری وارمیش کیمی نسنه‌لشدیریلمیشدیر. اؤته یاندان بللی باشلی بؤلگه‌لرده رۇسجا دیشیندا دانیشیلان باسقین دیللر اوْ بؤلگه‌ده هر زامان آیریجالیقلی بیر اؤزرکلیغه صاحیبدی، آنجاق بۇ بؤلگه‌ده چوْخ سایقین گؤرۆلمه‌ین آزینلیق دیللری بۇ تۆر بیر اؤزرکلیکدن یوْخسۇندۇ و یایقین اوْلاراق بنزشدیرمه‌یه اۇغراییردی. تاجیکستانداکی اؤزبک‌لر و گۆرجیستانداکی آبخازلارین دۇرۇمۇ بۇنا اؤرنک اوْلاراق وئریله‌بیلر. آنجاق 1991’ده سوْوتلر بیرلیغینین داغیلماسی سوْنۇجۇ، بۇ بۆیۆک بؤلگه‌ده دیلسه‌ل آچیدان اؤنملی دئییشیملر یاشاندی. باغیمسیزلیقلارینی دۇیۇران اؤلکه‌لر اؤنجه‌لیکله رۇسجانین ائتگیسیندن قۇرتۇلمایا چالیشیرکن بیر یاندان دا اؤز سینیرلاری ایچینده قالان باشقا آزینلیق دیللرینین اوْرتادان سیلینمه‌سی اۆچۆن چابا گؤستردی. بۇ دوْغرۇلتۇدا بعضی اؤلکه‌لر داها اؤنجه قۇللانیلان کیریل الیفباسینی ترک ائدیب لاتین الیفباسینا گئچیش یاپدی. دئولت اوْرگانلاریندا، تۇغرالی بلگه‌لرده و ائییتیم قۇرۇملاریندا رۇسجانین یئرینه یئنی قۇرۇلان اؤلکه‌نین دیلی ائگه‌من اوْلدۇ. بۇ اؤلکه‌لرین دیل و ائییتیم سیاستلری جوْغرافی قوْنۇملارینا گؤره اۆچ گرۇپدا اینجلنه‌بیلر.
دوْغۇ آورۇپا
بئلارۇس، ایستوْنیا، لتوْنیا، لیتوانیا، موْلدوْوا و اۇکراینا، رۇسیا بلوْکۇنۇن آورۇپا بؤلۆمۆنده یئر آلماقدادیر. 1990 – 1988 ایللری آراسیندا بۇ آلتی اؤلکه اؤز ائگه‌من دیللرینی دئولت دیلی اوْلاراق دۇیۇردۇلار. تک دئییشیکلیک بئلارۇس’ۇن 1995’ده رۇسجایی تۇغرالی اوْلاراق ایکینجی دیل قبۇل ائتمه‌سیدیر.اۇکراین‌جا، تک دیل اوْلاراق منیمسه‌نمیش و بۇ دیل دئولت ایشلرینده، سیاسی قۇرۇملاردا، اوْخۇللاردا و قامۇ یاشامینین بۆتۆن آلانلاریندا یایقینلاشدیریلمیشدیر. آنجاق دیل سیاستلری دئموْگرافیک یاپی گؤزه آلینمادان یاپیلمیشدیر. اؤرنه‌یین، کیو کیمی شهرلرده رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللار باغلانمیش، آنادیلی رۇسجا اوْلان عایله‌لرین اۇشاقلاری اۇکرایناجا ائییتیم وئرن اوْخۇللارا گئتمک زوْرۇندا بیراخیلمیشدیر. موْلدوْوا دا ایسه لاتین الیفباسینا گئچیش یاپیلمیش، ائگه‌من دیللر اوْلان موْلدوْوجا و روْمانجا بۆتۆن آلانلاردا یئنی‌دن قۇللانیلمایا باشلانمیشدیر. ائییتیم قۇرۇملاریندا بۇ دیللر قۇللانیلیرکن، اۇکرایناجا، قاقاوۇزجا و بۇلقارجا کیمی آزینلیق دیللرینین ده ائییتیمده قۇللانیلماسی اۆچۆن گره‌کلی یاسال دۆزه‌نلمه‌لر یاپیلمیشدیر. استوْنیادا اوْرتااؤیرتیم 82% اوْرانیندا استوْنجا وئریلمکد‌ه‌دیر‌. اؤته یاندان رۇسجا، فینجه و ایسوئچجه کیمی دیللر ده آزینلیق دیللری اوْلاراق تۇغرالی دۇرۇما صاحیبدیر. استوْنجا آزینلیق اوْخۇللاریندا زوْرۇنلۇ دیل اوْلاراق اؤیرتیلمکده‌دیر. یۆکسک‌اؤیرنیم استوْنجادیر. لتوْنیادا ایسه 2004 ایلی رفوْرمۇنۇن آماجی اوْرتا‌اؤیرتیمده لتوْنجانین قۇللانیلماسییدی. گئچیش دؤنمینده ایسه آنادیلی رۇسجا اوْلان اۇشاقلارین ائییتیمینده ایکی‌دیللی(قوْنۇلار 60% لتوْنجا، 40% رۇسجا) اوْلماسی قرارلاشدیریلمیشدیر. لیتوانیادا ایسه اوْرتااؤیرتیم لیتوانجا و آزینلیق دیللری اوْلاراق له‌‌جه، رۇسجا و بئلارۇسجا یاپیلماقدادیر. بۇ آرادا، رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللارین ساییسی گئده‌رک آزالماقدادیر. یۆکسک‌اؤیرنیم لیتوانجادیر، فقط بعضی انستیتۆلر آیریجا اینیگلیزجه ائییتیم وئرمکده‌دیر.
قافقاز اؤلکه‌لری
ترانس‌قافقازیا ارمنستان، قۇزئی آزربایجان و گۆرجیستان اؤلکه‌لریندن مئیدانا گلیر. بۇ اؤلکه‌لر سوْوت رژیمی آلتیندا اۇلۇسال دیللری آچیقجا قبۇل ائدیلمیش اؤلکه‌لردیر. سوْوتلر بیرلیغی داغیلدیقدان سوْنرا، بۇ دیللر اؤلکه‌لرینین دئولت دیللری اوْلاراق قبۇل ائدیلمیشدیر. آنجاق، گۆرجیستانداکی اؤزرک آبخاز بؤلگه‌سینده آبخازجا تۇغرالی دیل اوْلاراق قبۇل ائدیلمیشدیر. قۇزئی آزربایجان کیریل الیفباسیندان لاتین الیفباسینا گئچمیشدیر و رۇسجا قۇللانیمی اؤلکه‌ده بۆتۆن آلانلاردا اؤنملی اوْلچۇده آزالمیشدیر. ارمنیستاندا ایسه، دئولت دیلی ارمنیجه اوْلسا دا باشقا دیللره تۇغرالی دۇرۇم وئریلمیشدیر. حتی ارمنیستان بۇ اۆچ اؤلکه آراسیندا آزینلیق دیللرینین حاقلارینی قوْرۇمایا اه‌ن یاخشی باشارمیش اؤلکه‌لردیر. بۇنۇن ندنی 1999 ایلینده دیل سیاستلرینده‌کی کؤکدنچی دئییشیکلیکلردیر. ارمنیستانین گۆنۆمۆزده‌کی دیل ائییتیمینین آماجی اۆچ‌دیللی قۇشاقلار یئتیشدیرمکدیر. بۇ دیللر آراسیندا باشدا رۇسجا، اینگیلیزجه و آلمانجا گلمکده‌دیر. 2001 ایلینده آورۇپا آزینلیق دیللرینین قوْرۇنماسی سؤزلشمه‌سینین ایمضالانماسییلا یۇنانجا، یئدیشجه، کۆردجه، رۇسجا دا یاسال دۇرۇمۇ قوْوۇشدۇرۇلمۇش، بۇ دیللری دانیشان خالقلارا اؤز آنادیللرینده ائییتیم حاققی، محکمه‌لرده چئویرمنلیک حاققی، دینی، ایقتیصادی و توْپلۇمسال ائتگینلیکلرده آنادیللرینی اؤزگۆرجه قۇللانما حاقلاری تانینمیش، بۇنلارین اۇیقۇلامایا گئچیریلمه‌سی اۆچۆن اؤنلم‌لر آلینمیشدیر.
قۇزئی آزربایجانداکی ائگه‌من دیللرده و ائتنیک دیللرده یئترلیلیک دۆزئی اوْلدۇقجا یۆکسکدیر. رۇسجا، اؤلکه‌ده اه‌ن چوْخ دانیشیلان ایکینجی یاد دیلدیر. اوْرتااؤیرتیم تۆرکجه، رۇسجا و ائتنیک گۆرجۆلر اۆچۆن گۆرجۆجه سۆردۆرۆلمکده‌دیر. آیریجا ساییجا آز اوْلان آزینلیق گرۇپلاری اۆچۆن سینیرلی دا اوْلسا آنادیللرینده ائییتیم حاققی تانینمیشدیر. یۆکسک‌اؤیرنیم تۆرکجه(آزربایجان تۆرکجه‌سی)، رۇسجا، اینیگلیزجه و تۆرکچه(تۆرکیه تۆرکجه‌سی) اوْلاراق وئریلمکده‌دیر.
گۆرجیستاندا اوْرتااؤیرنیم گۆرجۆ و آبخازجا دیللرینده، آیریجا آزینلیق دیللری اوْلاراق رۇسجا، تۆرکجه و ارمنیجه وئریلمکده‌دیر. گۆرجۆ آزینلیق اوْخۇلاریندا زوْرۇنلۇ اوْلاراق اوْخۇدۇلۇرکن، رۇسجا زوْرۇنلۇ ایکینجی دیلدیر. 1991’دن باشلایارق رۇس اوْخۇللارینین ساییسی یاخشیجا آزالمیشدیر. بۇنۇن بیر گؤسترگه‌سی اوْلاراق قۇزئی آزربایجان و ارمنیستانداکی دئولت باشقانلارینین تۇغرالی اینترنت دۆشرگه‌لری دئولت دیلینین یانیسیرا اینیگلیزجه و رۇسجا اوْلاراق اۆچ‌دیللی ایشله‌دیلیرکن، گۆرجیستاندا دئولت باشقانلیغی تۇغرالی اینترنت دۆشرگه‌سی یالنیزجا گۆرجۆ‌جه و اینگیلیزجه اوْلاراق ایشلرینی دوام ائتدیرمکده‌دیر.
اوْرتا آسیا اؤلکه‌لری
1990-1989 ایللری آراسینداکی قازاقیستان، قیرقیزستان، تاجیکیستان، تۆرکمنیستان و اؤزبکیستان اؤز اۇلۇسال دیللرینی دئولت دیلی اوْلاراق دۇیۇردۇ و رۇسجایی گرۇپلار آراسی ایله‌تیشیم دیلی اوْلاراق منیمسه‌دی. 1990’دا اؤزبکیستان رۇسجایی آزینلیق دیلی اوْلاراق دۇیۇرۇرکن، قازاقیستان و قیرقیزیستاندا رۇسجا تۇغرالی دیل اوْلاراق قبۇل ائدیلدی. اؤزبکیستان 2007’ده کیریل الیفباسیندان لاتین الیفباسینا گئچدی، تاجیکیستان ایسه کیریل الیفباسینی قۇللانمایا دوام ائتدی.
قازاقیستاندا قازاقجا بۆتۆن رۇس و آزینلیق اوْخۇللاریندا زوْرۇنلۇ دیل حالینه گلمیش، قازاقجا ائییتیم وئرن بۆتۆن اوْخۇللاردا ایسه رۇسجا زوْرۇنلۇ ایکینجی دیل اوْلمۇشدۇر. یۆکسک‌اؤیرنیمین قازاقجا و رۇسجا اوْلاراق وئریلمکده‌دیر. قیرقیزیستاندا ایسه ائییتیم چوْخ‌دیللیلیغی مینمسه‌یه‌ن سیاستلرله یۆرۆتۆلمکده‌دیر. قیرقیزجادا، رۇسجادا یا دا آزینلیق دیللرینده دیل یئترلیلیغینین گلیشدیریلمه‌سی آماجلانمیشدیر. اوْرتا‌اؤیرنیمده قیرقیزجا، رۇسجا، اؤزبکجه، تاجیکجه دیللرینده ائییتیم وئریلمکده، آنجاق قیرقیزجا ائیتیم وئرمه‌ین اوْخۇللاردا قیرقیزجا زوْرۇنلۇ دیل درسی اوْلاراق اوْخۇدۇلماقدادیر. رۇسجا ائییتیم وئرمه‌ین اوْخۇللاردا ایسه رۇسجا زوْرۇنلۇ دیل اوْلاراق اؤیرتیلمکده‌دیر. یۆکسک‌اؤیرنیمده ایسه قیرقیزجا، رۇسجا، اؤزبکجه، اینگیلیزجه، تۆرکچه و عربجه دیللری قۇللانیلابیلمکده‌دیر. اؤزبکیستاندا اوْرتااؤیرتیم یایقین اوْلاراق اؤزبکجه وئریلمکده، آنجاق فرقلی دیل گرۇپلاریندان یاخلاشیق 300 مین اؤیرنجی رۇسجا ائییتیم وئرن اوْخۇللاردا اوْخۇدۇلماقدادیر. اؤزبکجه ائییتیم وئرن اوْخۇللاردا ایسه ایکینجی دیل اوْلاراق، بیرینجی سینیفدان 11. سینیفا قدر یئددیجه‌ده ایکی ساعات رۇسجا اوْخۇدۇلماقدادیر. یۆکسک‌اؤیرنیم اؤزبکجه، رۇسجا، قاراقالپاقجا و اینگیلیزجه اوْلاراق وئریلیرکن بیلیم‌یۇردلاریندا بعضی بیلیم داللاریندا آیریجا قازاقجا، تاجیکجه و تۆرکمنجه ائییتیم ساغلانماقدادیر. تاجیکیستان دا اوْرتااؤیرتیم تاجیک دیلینده و دؤرد آزینلیق دیلینده: اؤزبکجه، قیرقیزجا، تۆرکمنجه و رۇسجا اوْلاراق وئریلمکده‌دیر. 2004 ایلیندن باشلایاراق رۇسجا ایکینجی دیل اوْلاراق 2. سینیفدان 11. سینیفا قدر زوْرۇنلۇ تۇتۇلمۇشدۇر. یۆکسک‌اؤیرنیمده تاجیکجه، اؤزبکجه و رۇسجا ائییتیم وئریلمکده‌دیر. تۆرکمنیستان ایسه اوْرتااؤیرنیم و یۆکسک‌اؤیرنیم تۆرکمنجه وئریلمکده، اؤلکه‌ده‌کی باشقا یۆکسک نۆفۇسلۇ دیللر اوْلان رۇسجا و اؤزبکجه اوْلدۇقجا گؤرمه‌مه‌زلیکدن گلمکده‌دیر. بۇ ندنله سوْن زامانلاردا بۇ ایکی آزینلیق گرۇپۇندان جیددی دیش گؤچلر یاشانمیشدیر. 
تۆرکجه- فارسجا سؤزلۆک:
الف
اۇلۇسال(Ulusal)= ملی
اۇلاشیم(Ulaşım)= حمل و نقل
ایرماق(Irmaq)= نهر
اسکی(Eski)= قدیمی
اریشیم(Erişim)= دسترسی
آدا(Ada)= جزیره
آدای(Aday)= کاندید، نامزد
آیریمچیلیق(Ayrımçılıq)= تبعیض
آیریلیقچی(Ayrılıqçı)= جدایی‌طلب
ایومه(İvmə)= شتاب، سرعت
آیریجالیق(Ayrıcalıq)= امتیاز
آیریشما(Ayrışma)= جدایی، انحلال
ائوریلمک(Évrilmək)= تکامل یافتن
آراج(Arac)= ابزار، واسط
آراشدیرما(Araşdırma)= تحقیق
ایله‌تیشیم(İletişim)=ارتباط
اکینج(Ekinc)= فرهنگ
ائشیت(Eşit)= برابر
اۇیارلار(Uyarlar)= سازگار می کند
اوْی(Oy)= رای
ائش‌گۆدۆم  (Éşgüdüm)= هماهنگ
ائتگیله‌شیم(Étgiləşim)= تعامل
ائتگن(Étgən)=فاکتور
ایچه‌ریک(İçerik)= محتوی
اؤنملی(Önemli)= مهم
اوْلۇملۇ(Olumlu)= مثبت
اوْلۇمسۇز(Olumsuz)= منفی
ائییتیم(Éyitim)= آموزش
آماج(Amac)= هدف
ائییتیمسه‌ل(Éyitimsel)= تربیتی
اوْخۇل(Oxul)= مدرسه
اؤنلم(Önlem)= تدبیر
اۇلۇس(Ulus)= ملت
ایلیشگی(İlişgi)= مناسبت، علاقه
آنامالچی(Anamalçı)= کاپیتالیست
انگلله‌مک(Engellemek)=جلوگیری کردن
آنامال(Anamal)= سرمایه
اسنکلیک(Esneklik)= انعطاف پذیری
آنایاسا(Anayasa)= قانون اساسی
اؤن‌قوْشۇل(Önqoşul)= پیش‌شرط
اؤن‌یارقی(Önyarqı)= پیش‌داوری
ایلیشگین(İlişgin)= عاید، مرتبط
ایلگیلی(İlgili)=مرتبط
آغ(Ağ)= شبکه
اؤنجل(Öncel)= قبلی، پیشین
ارگنلیک(Ergenlik)= بلوغ
اۆزگۆسه‌ل(Üzgüsel)= دراماتیک
آلابیلیرلیک(Alabilirlik)= کاپاسیته، ظرفیت
اوْنای(Onay)= تصدیق
ائگه‌من(Égemən)= حاکم‌
ائگه‌منلیک(Égemənlik)= حاکمیت
اؤرنک(Örnek)= مثال
اؤرتۆشمک(Örtüşmek)=منطبق بر هم
ائورنسه‌ل(Évrensel)= جهانی
آیرینتی(Ayrıntı)= جزئیات
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
ایگید(İgid)= قهرمان
اۆرۆن(Ürün)= محصول
اوْنارماق(Onarmaq)= ترمیم کردن، تعمیر کردن
اؤیکۆ(Öykü)= حکایه
اؤومه(Övmə)= ستایش، وصف
اوْران(Oran)= میزان
اوْرمان(Orman)=جنگل
ایلکه(İlke)= پرنسیب
ایلکه‌ل(İlkel)= ابتدائی
ایزله‌نیم(İzlenim)= تصور
ائیلم(Éylem)=کنش
ائتگین(Étgin)= فعال
اۆیه(Üye)= عضو
اه‌ک(Ek)=اضافی
ائدیلگین(Édilgin)= غیرفعال
اینسان‌بیلیمچی(İnsanbilimçi)= انسان‌شناس
ایشلوسه‌ل(İşlevsel)= تابعی
آیلیق(Aylıq)= ماهانه، حقوق
اؤندر(Öndər)= رهبر
آیدین(Aydın)= روشنفکر
آلت ‌قۇرۇل(Alt qurul)= کمیته
اۆستلنمک(Üstlenmek)= بر عهده گرفتن
ائش‌زامانلی(Éşzamanlı)= همزمان
اسینلنمک(Esinlenmek)= الهام گرفتن
ائش‌دیر(Éşdeyer)= معادل،هم ارز
ائیلمچی(Éylemçi)= فعال،اکتیویست
ائلشدیرل(Éléşdirel)= منتقدانه
آچی(Açı)= زاویه
آچیقجا(Açıqca)= آشکارا
اۇلۇسلارآراسی(Uluslararası)= بین‌المللی 
اؤزندیرمک(Özendirmek)= تشویق کردن
اؤزنه(Özne)= سوژه، فاعل
اؤزرک(Özerk)= خودمختار
اۆره‌تمه‌ک(Üretmek)= تولید  کردن
اۇیرۇق(Uyruq)= تابعیت شهروندی
آسی(Ası)= بنر
اوْیسا(Oysa)= در حالیکه
اوْلای(Olay)= حادثه
اؤلچۆت(Ölçüt)= معیار
اۇزام‌بیلیم(Uzambilim)=هندسه
اۇزای‌بیلیمی(Uzaybilimi)=کیهان شناسی
اۇزمان(Uzman)= متخصص
اۇزبیلیم(Uzbilim)= ریاضی
آختارماق(Axtarmaq)= انتقال دادن
اوْنۇر(Onur)= حیثیت
ائتمن(Étmeən)= فاکتور
ائییتیمچی(Éyitimçi)= پداگوگ، مربی كودک، متخصص تعليم و تربيت
اکلملنمه(Eklemlenme)= افزودن
ایرده‌لمک(İrdelemek)= بررسی نمودن
اؤز سایقی(Öz sayqı)= عزت نفس
ایلک‌اؤیرتیم(ilköyretim)= ابتدائی
اوْرتا‌اؤیرتیم(Ortaöyretim)= دبیرستان
ائییلیم(Éyilim)= گرایش
اؤیرتمن(Öyretmen)= معلم
اؤیرتیم(Öyretim)= تدریس، تعلیم
آییرد(Ayırd)= تمیز دادن
اؤزدش(Özdeş)= یکسان، عینا 
اؤزدشلشمک(Özdeşleşmek)= یکسان‌سازی
اوْلاسی(Olası)= ممکن، محتمل
اؤزلم(Özlem)= حسرت
اؤزه‌ل(Özel)= خاص
ایزلم(İzlem)= استراتژی
اؤزه‌للیکله(Özellikle)= به خصوص
اۇلۇشۇم(Oluşum)= شکل گیری
ایله‌تی(İleti)= پیغام
اوْلاناق(Olanaq)= امکان
ایلیشگینلیک(İlişginlik)= عایدات
اؤنه‌ری(Öneri)= پیشنهاد
اۇزلاشی(Uzlaşı)= اجماع
اؤن‌گؤرمک(öngörmek)= پیش‌بینی کردن
ائدینیم(Édinim)= اکتساب
اۆلکۆ(Ülkü)= ایده‌آل
اۇیقار(Uyqar)= مدنی
اۇدقۇ(Udqu)= پیروزی
آیریم(Ayrım)= فرق
اۇلام(Ulam)= کاتگوری، طبقه‌بندی
ائییتمسه‌ل(Éyitimsel)= پداگوژیک
آشیری(Aşırı)= افراطی
اؤزگۆر(Özgür)= آزاد
ارته(Erte)= بعدی
اؤزگۆون(Özgüven)= اعتماد به نفس
اک(Ek)= علاوه، ضمیمه
اؤزه‌تله‌مک(Özétlemek)= خلاصه کردن
اۇزلۇق(Uzluq)= هنر
آدلیم(Adlım)= مشهور
اۆستۆنلۆک(Üstünlük)= برتری
اۇیۇشمازلیق(Uyuşmazlıq)= عدم تطابق
اۇیۇم(Uyum)= هارمونی
آلقی(Alqı)= ادراک
اوْداق(Odaq)= کانون
ایچسه‌للشدیریلمه‌ک(İçsélleşdirilmek)= درونی‌سازی کردن
اؤیرتی(Öyreti)= دکترین، تز
اۇیقۇن(Uyqun)= مناسب
اۇلاشماق(Ulaşmaq)= رسیدن به
اۇیقۇلاما(Uyqulama)= تطبیق،پراتیک
اۇیقۇلامالی(Uyqulamalı)= عملی
اینانج(İnanc)= باور
آزینلیق(Azınlıq)= اقلیت
ارته‌له‌مک(Ertelemek)= به تاخیر انداختن
آیاقلانما(Ayaqlanma)= عصیان،شورش، قیام
اؤزگۆن(Özgün)= اورجینال
ب
بۇلقۇ(Bulqu)= یافته
باشاری(Başarı)=موفقیت
باشاریلی(Başarılı)=موفق
باغلانتی(Bağlantı)= پیوند
بیریم(Birim)= واحد
بیرلشمیش میللتلر(Birleşmiş milletler)=سازمان ملل متحد
بۆتۆنجۆل(Bütüncül)= توتالیتر
بیریکیم(Birikim)= انباشت
باتی(Batı)= غرب
بوْللۇق(Bolluq)= رفاه
بنزشدیرمه(Benzeşdirme)= آسیمیلاسیون
بیچیم(Biçim)= فرم، شکل
باغلاج(Bağlac)= رابط
به‌للک(Bellek)= حافظه
بیلیم(Bilim)= علم،دانش
بیلیمسه‌ل(Bilimsel)= علمی
باغنازلیق(Bağnazlıq)= تعصب
باغداشیق(Bağdaşıq)= هموژن
بیلگی(Bilgi)=معلومات
بیلیم‌یۇردۇ(Bilimyurdu)= دانشگاه
بۇیرۇق(Buyruq)= فرمان
باغداشیقلاشما(Bağdaşıqlaşma)= هموژن سازی
باغیملی(Bağımlı)= وابسته
بیرئیسل(Biréysəl)= فردی
بلگه(Belge)= سند
باسقین(Basqın)= غالب
باخیش آچیسی(Baxış açısı)=زاویه دید
بیلیشسه‌ل(Bilişsel)= شناختی
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
بوْیداش(Boydaş)= همسن
باریناق(Barınaq)= سرپناه 
باسیم(Basım)= چاپ
بیریجیک(Biricik)= تک،یگانه
باشکند(Başkend)= پایتخت
بلیرگین(Belirgin)= بارز
بیلرلنمه‌ک(Belirlenmek)= مشخص شدن، تعیین شدن
بیله‌شن(Bileşen)= کامپوننت، جزء
بؤلگه‌سل(Bölgesel)= منطقه‌ای
پ
پیتیک(Pitik)= کتاب
پراتیک(Pratik)= عملی
ت
تاریم(Tarım)= کشاورزی
ته‌مه‌ل(Temel)= اساس
توْپلۇمچۇ(Toplumçu) =سوسیالیست
توْپلۇم‌بیلیمچی(Toplumbilimçi)= جامعه شناس
تئزگن(Tézgen)= کاتالیزور
توْپلۇچالیشیم(Topluçalışım)= سمینار
تیکه‌ل(Tikel)= قسمی
تک ارکلیک(Tek erklik)= مونارشی
توْپلۇم‌بیلیمسه‌ل(Toplumbilimsel)= جامعه‌شناختی
توْپلۇمسال(Toplumsal)= اجتماعی
توْپلۇلۇق(Topluluq)= جمعیت
تۆزۆک(Tüzük)= نظامنامه
تؤرپۆله‌مک(Törpülemek)= سوهان زدن
تاسارلاماق(Tasarlamaq)= طراحی کردن
تئریم‌لر دیزگه‌سی(Térimlər dizgesi)= تئرمینولوژی
تاساری(Tasarı)= طرح، پروژه
توْپلاناق(Toplanaq)= کمپ
توْپلانتی(Toplantı)=نشست
تانیق(Tanıq)= شاهد
تۇغرالی(Turğalı)= رسمی
تک‌ال(Tekel)=انحصار
تاویر(Tavır)= رفتار،وضعیت
تۆره‌مک(Türemek)= مشتق شدن 
ج
جایدیریجی(Caydırıcı)= بازدارنده
چ
چاغ(Çağ)=عصر
چاغداش(Çağdaş)= معاصر
چئشید(Çéşid)= نوع
چالیشیم(Çalışım)= کمپین
چئشیدلیلیک(Çéşidlilik)= تنوع
چارپیدماق(Çarpıdmaq)= تحریف کردن
چئوره(Çévre)=محیط
چئلیشگی(Çélişgi)= متضاد
د
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
دیره‌نیش(Direniş)=مقاوت
دیل‌بیلمسه‌ل(Dilbilimsel)= زبان شناختی
دۇیارلیلیق(Duyarlılıq)= حساسیت
دارتیشماق(Dartışmaq)= بحث کردن
دۇراق(Duraq)= ایستگاه
دؤنۆشۆم(Dönüşüm)= دگرگونی، تحول
دئنه‌تیم(Dénetim)= کنترل
دئنه‌ییم(Déneyim)= تجربه
دئنه‌مه‌ک(Dénemek)= آزمایش  کردن
دئوریم(Dévrim)= انقلاب
دایاتماق(Dayatmaq)= پافشاری کردن
دوْغال(Doğal)= طبیعی
دیل‌بیگلیسی(Dilbilgisi)= دستورزبان
دۆشرگه(Düşerge)= سایت
داغارجیق(Dağarcıq)= انبان
دوْناتیم(Donatım)= تجهیز
دئییشکن(Deyişken)= متغیر
دین ارکی(Din erki)=دین‌سالاری
دۆزئی(Düzéy)= سطح
دنگه(Denge)= تعادل
دئوینگن(Dévingen)= دینامیک
دۇیۇرماق(Duyurmaq)= اعلان کردن
دیش(Dış)= بیرون
درنک(Dernek)= انجمن
دوْلایسیلا(Dolayısıyla)= بنابراین
دوْلایلی(Dolaylı)= غیرمستقیم
دوْلایسیز(Dolaysız)= مستقیم
دانیشمانلیق(Danışmanlıq)= مشاوره
ز
زوْرۇنلۇ(Zorunlu)= اجباری
س
سؤزلشمه(Sözleşme)= قرارداد
سوْمۇت(Somut)= ناملموس
سۆره‌کلی(Sürekli)= مداوم
سۆره(Süre)=مدت
سۆرگۆن(Sürgün)= تبعید
ساوۇنماق(Savunmaq)= مدافعه نمودن
ساپلانتی(Saplantı)= فکر ثابت
سئچیم(Séçim)= انتخاب
ساوۇنمالی(Savunmalı)= دفاعی
سیخمان(Sıxman)= سپتامبر
سایقینلیق(Sayqınlıq)= اعتبار
ساییملاما(Sayımlama)= آمار
سئچه‌نک(Séçenek)= آلترناتیو
سۇچ(Suç)= جرم، گناه
سایقینلی(Sayqınlıq)= با پرستیژ
سیخی دۆزه‌ن(Sıxı düzen)= دیسیپلین
سوْرۇن(Sorun)= مسئله، مشکل
سوْوخا(Sovxa)= میراث
سۆره‌ج(Sürec)= پروسه
سیرالانیم(Sıralanım)= هیرارشی
سوْرۇملۇ(Sorumlu)= مسئول
سوْنۇج(Sonuc)= نتیجه
سینیر(Sınır)= مرز
سیمگه(Simge)= سمبل
ساو(Sav)= ادعا
ساپتاما(Saptama)= تثبیت
سیناق(Sınaq)= امتحان
سؤیلم(Söylem)= گفتمان
سؤمۆرگه(Sömürge)= مستمعره 
سؤمۆرۆ(Sömürü)= استثمار
سئچگینچی(Séçginçi)= نخبه‌گرا
ط
تۆر (Tür)= نوع
ق
قوْشۇل(Qoşul)=شرط
قارشیدلیق(Qarşıdlıq)= ضدیت
قییی(Qıyı)= ساحل
قوْنۇ(Qonu)= موضوع
قاورام(Qavram)= مفهوم
قوْشۇت(Qoşut)= پارالل
قالخینما(Qalxınma)= توسعه
قۇتسال(Qutsal) = مقدس
قیرآچان(Qıraçan)= آوریل
قۇزئی(Quzéy)= شمال
قامۇاوْیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
قاتقی(Qatqı)= مشارکت
قیلاوۇز(Qılavuz)= راهنما
قۇرامسال(Quramsal)= تئوریک
قیریلقان(Qırılqan)= شکننده
قۇرغۇلاماق(Qurğulamaq)= طراحی کردن
قیتا(Qıta)= قاره
قاتمانلاشدیرماق(Qatmanlaşdırmaq)= افزودن
قوْنۇم(Qonum)= موقعیت
قوْرۇماق(Qorumaq)= محافظت نمودن
قیسیتلی(Qısıtlı)= محدود
قابساملی(Qapsamlı)= جامع
قایناق(Qaynaq)= منبع
قایناشما(Qaynaşma)= ادغام، تلفیق
قانیت(Qanıt)= دلیل
قۇرال(Qural)= قاعده
قۇرۇم(Qurum)= موسسه
ک
کؤکدنچی(Kökdençi)= رادیکال
کسین(Kesin)= قطعی
کز(Kez)= دفعه
کۆره‌سل(Küresel)= جهانی،گلوبال
کرال(kral)= پادشاه
کسینتیلی(Kesintili)= ناپیوسته
گ
گه‌له‌نکسه‌ل(Geleneksel)= سنتی‌
گؤرسه‌ل(Görsel)= بصری
گیریشیم(Girişim)= ابتکار،نوآوری
گؤزلملنمک(Gözlemlenmek)= مشاهده شدن
گۆنجللنمه(Güncellenme)= بروزرسانی
گؤزئتمک(Gözétmek)= نظارت کردن
گؤزگۆ(Gözgü)= آئیینه 
گه‌نه‌ل(Genel)= عمومی
گؤزآردی‌ (Gözardı)= نادیده گرفتن
گرچکدن(Gerçekden)=حقیقتا
گره‌چ(Gereç)= مواد
گه‌نه‌لگه‌(Genelge)= بخشنامه
گؤره‌جه(Görece)= نسبی
گؤرگۆل(Görgül)= تجربی
گؤسترمه‌لیک(Göstermelik)= نمایشی
گؤسترگه(Gösterge)= اشارت
گۆنده‌لیک(Gündelik)= روزمره
گۆونجه(Güvence)= گارانتی
گؤرئو(Görév)= ماموریت
گۆونلیک(Güvenlik)= امنیت
گۆون(Güven)= اعتماد
گؤوشک(Gövşek)= شل 
گره‌کلیلیک(Gereklilik)=الزام
گره‌کسینیم(Gereksinim)= نیاز، ضرورت،احتیاج
گلیشمک(Gelişmek)= توسعه  دادن
ن
نسنه‌ل(Nesnel)= آبجکتیو
نیته‌لیک(Nitelik)= کیفیت، وصف
نیته‌ل(Nitel)= کیفی
نیجه‌ل(Nicel)= کمی
قۇشاق(Quşaq)= نسل
قۇشۇل(Quşul)=شرایط
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ندن(Neden)= سبب، علت
و
وطنداش(Vetendaş)= شهروند
وئری(Véri)= اطلاعات
والی(Vali)= استاندار
وئریملی(Vérimli)= مثمرثمر
وارسیل(Varsıl)= دارا
وئرگی(Vérgi)= مالیات
وارساییم(Varsayım)= فرضیه
ه
هؤرگۆت(Hörgüt)= تشکیلات
ی
یۆکۆملۆ(Yükümlü)= مکلف
یاساق(Yasaq)= ممنوع
یۆکسک‌اؤیرنیم(Yükseköyrenim)= آموزش عالی
یاسال(Yasal)= قانونی
یاسا(Yasa)= قانون
یؤن(Yön)= جهت
یؤنه‌تیم(Yönetim)= مدیریت، اداره
یؤنتم(Yöntem)=روش
یؤنتم‌بیلیمی(Yöntembilimi)= روش‌شناسی، متدولوژی
یؤنه‌تیمسه‌ل(Yönetimsel)= اداری
یانید(Yanıd)= جواب
یاپی(Yapı)= ساختار
یئره‌ل(Yérel)= محلی
یئرلی(Yérli)= محلی
یایقین(Yayqın)= رایج
یاشامسال(Yaşamsal)= حیاتی
یاساما(Yasama)= قانونگذاری
یاتیشدیرماق(Yatışdırmaq)= راضی نمودن، ساکن کردن
یاتیریم(Yatırım)سرمایه‌گذاری
آشاما(Aşama)= مرحله
یازقی(Yazqı)= سرنوشت
یاخلاشیق(Yaxlaşıq)= تقریبا
یئددیجه(Yéddice)= هفته
یئرکیپ(Yérkip)= نقشه
یاردیم(Yardım)= کمک
یئته‌نک(Yétenek)= خلاقیت، توانایی
یئترلی(Yéterli)= کافی
یۇردداشلیق(Yurddaşlıq)= شهروند
یئتگین(Yétgin)= مکمل، کامل
یوْزلاشما(Yozlaşma)= انحطاط
یئتگی(Yétgi)= اختیارات
یاد(Yad)= خارجی
یوْخسۇن(Yoxsun)= محروم
یۆرۆتۆلمک(Yürütülmek)= به اجراء گذاشتن
یۆرۆتمه(Yürütme)= قوه مجریه
یۆجه‌لتمک(Yüceltmek)= تقدس‌زائی کردن
یالین(Yalın)= ساده
یازاناق(Yazanaq)= گزارش
یاپی‌بیلیمسه‌ل(Yapıbilimsel)= مورفولوژی
یئنیلمه(Yénileme)= ترمیم، بازسازی
یئنیلگی(Yénilgi)= مغلوبیت