۱۳۹۱/۱۱/۱۴

زبان تنها یک ابزار ارتباطی نیست، زبان سمبل هویت می باشد

اومود اورمولو
زبان تنها یک ابزار ارتباطی ساده نبوده و در خود مفاهیم متعددی را دارد که هر کدام از این مفاهیم تنها در سایه زبان اند که می توانند معنا یابند. 
- زبان سمبل هویت می باشد. 
- زبان اولین ابزار برقراری ارتباط مابین انسانهاست.
- زبان ابزار بیان تفکرات و نوع نگرشهاست.
- زبان مجموعه ای از نشانه های سیستمی می باشد که به طور طبیعی با قوانین نانوشته خود زیسته، گسترش می یابد و شاید بر اثر عواملی خارجی یا طبیعی می میرد.
- هر زبان، زبان مادری مجموعه ای از انسانهای مشخص میباشد. زبان مادری از لحظه تولد تا مرگ با انسان همراه بوده و دربرگیرده تمامی روحیات، نگرشها، احساسات و عواطف، اطلاعات، فرهنگ و به صورت خلاصه نیمی از دنیای وجودی هر انسانی میباشد. 
- زبان یکی از مهمترین موضوعات مشترک یک اجتماع و جهت دهنده برای هدف مشترک اجتماع می باشد. زبان میراثدار منابع اجتماعی می باشد. 
- زبان ناقل فرهنگها و به یقین قسمت اعظمی از خود فرهنگ می باشد.
- برای بیان و درک اجتماعی مهمترین مشخصه زبان اجتماع می باشد. 
- زبان برای متکلمین اش موزه طبیعی و تاریخی میباشد که در برگیرنده فرهنگ ها و دورهای متفاوت میباشد.
انواع مختلف زبان
زبان به صورت عمومی به دو بخش قابل روئیت یا دیداری و نوشتاری تقسیم می گردد. بخش نوشتاری زبان همان آفریده های متنی و گفتاریمان می باشد. بخش نوشتاری زبان در طول حیات خویش به هر نحوی زیسته و سمبلی میباشد. سمبل بخش نوشتاری زبانها نیز الفباها هستند. زبان دیداری از ابزارهائی به مانند سینما، تلویزیون، کامپیوتر و .. قابل روئیت و معنا می یابد. در دیگر سو از ابزارهای زبانی و ارتباطی دیگری به مانند زبان موزیک، زبان بدن و .. نیز استفاده می گردد. امروزه بخش های مختلف زبان از سوی جوامع مورد بهره برداری واقع می گردند.

۱۳۹۱/۱۱/۹

چندزبانگی در سیستم آموزشی- تحصیلی اسپانیا

اومود اورمولو
در سال 1978 دولت اسپانیا در ماده سوم قانون اساسی خود زبان رسمی اسپانیا را زبان اسپانیائی معرفی کرد ولی در همین ماده از قبول و به رسمیت شناختن تمامی زبانهای اسپانیولی به عنوان زبان دوم رسمی و حفاظت و بسط این زبانها نیز سخنی به میان آورد. 
در همین ماده چند زبانگی اسپانیا را به عنوان میراث فرهنگی ملی شناخته و از احترام گذاری دولت اسپانیا به این میراث نیز سخن به میان آمده است. در قانون اساسی اسپانیا تمامی مردمان موجود در مرزهای جغرافیائی اسپانیا با تعبیر ملیت به مفهوم تاریخی بیان شده ولی در عین حال زبان تمامی 14 منطقه خودمختار اسپانیا از جمله باسک، گالچیا، کاتالان و ... در منطقه رسمی بوده و در کنار زبان اسپانیائی توسط قانون اساسی اسپانیا به رسمیت شناخته شده اند. 2 منطقه خودمتار باسک و گالچیا از دیگر مناطق خودمختار اسپانیا دارای مزیت های بیشتری می باشند به طوریکه در این مناطق سیستم آموزشی و تحصیلی تماماً تحت نظر مدیران منطقه ارائه و اداره می گردد. 
در ایالت کاتالان اسپانیا با تصویب قانونی در سال 1983 سیستم آموزشی و تحصیلی منطقه بر اساس مدلی از پیش تعیین شده به اجرا گذاشته شد. در این قانون زبان آموزش و تحصیل به صورت آزاد بیان شده و قانون هر گونه تبعیض زبانی را به عنوان جرم شناخته است. تمامی معلمین منطقه ملزم به یادگیری زبان اسپانیائی و زبان رسمی منطقه ای اند ولی تمامی دانش آموزان آزاد در انتخاب زبان آموزش می باشند. فقط اگر تمامی دروس را به زبان کاتالانی انتخاب کنند ملزم به یادگیری چندین ساعت اجباری زبان اسپانیائی می باشند و برعکس نیز صادق هست. در دیگر سو سیستم آموزشی اسپانیا دانش آموزان را به آموزش زبانهای فرانسوی و انگلیسی به عناوین مختلف تشویق می کند. در سال 1998 پارلمان ایالت کاتالان اسپانیا با تصویب قانون زبانی سعی در گسترش و حمایت زبان کاتالانی در رسانه ها، مکانهای عمومی، سیستم آموزشی، ادارات، اقتصاد و .. نمود. سیستم آموزشی ایالت کاتالان علارغم پایه ریزی بر مبنای زبان کاتالانی بدون کوچکترین تضادی زبان اسپانیائی را نیز در برنامه خود گنجانده و بهره می برد. هدف سیستم آموزشی کل اسپانیا بوجود آوردن نسلی 2 زبانه معرفی شده ولی در مدارس دولتی و خصوصی ایالت هائی به مانند کاتالان انتخاب و گسترش زبان کاتالانی هدف گزاری گردیده است. در عین حال والدین تمامی دانش آموزان حق انتخاب زبان آموزشی کودکان خود را دارند. قانون تصویب شده ایالت کاتالان در سال 1998 آموزش و تحصیل زبان کاتالانی در تمامی دانشگاه ها ایالت مذکور را حمایت می کند.
در ماده 6 قانون اساسی ایالت باسک دقیقاً زبان باسکی به ماندن زبان اسپانیائی دارای حقوق برابر در تمامی زمینه ها معرفی گردیده و به عنوان زبان رسمی ایالت معرفی شده است. قوانین زبانی ایالت باسک حقوق زبانی مردم باسک و زبان باسکی را ضمانت کرده و تختی از این امور را به عنوان جرم شناخته است. قانون زبانی که در سال 1982 در ایالت باسک به تصویب رسیده امروز نیز اساس سیستم آموزشی و تحصیلی ایالت باسک را تشکیل می دهد. سیستم زبانی ایالت باسک بر اساس 4 مدل مختلف تعریف گردیده است. والدین دانش آموز و خود دانش آموز حق انتخاب مدل آموزشی در مقاطع ابتدائی و راهنمائی را بر عهده دارد.

۱۳۹۱/۱۰/۲۶

سیستم آموزشی - تحصیلی چگونه اجتماعی می گردد؟

اومود اورمولو
در حالیکه منطقه جغرافیای کنونی ایران متشکل از ائتنیک ها، زبانها، اعتقادات و باور ها و ... متعدد و مختلف می باشد و جامعه ای ایران به بهترین شکل یک مثال از جامعه چندملیتی، چندباوری، چندفرهنگی، چندزبانی و .. می باشد متاسفانه وجود عمده تفاوت هائی نظیر تعدد ائتنیک ها، زبان ها، اعتقادات و باورها و ... در ایران سالهاست که مورد کتمان واقع شده و سیاست هائی برای پروژه ملت سازی تک ائتنیکی – تک تیپی بکار بسته شده است. 
سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی، ژنوساید هویتی – زبانی صورت گرفته بر علیه ملل مغلوب در ایران برای ملت سازی گرچه با موفقیت های نسبی همراه بوده ولی دیگر نمی توان از موفقیت پروژه ملت سازی بر مبنای تک ائتنیک (فارس زبان) در ایران سخن گفت ، چون این پروژه ضدانسانی سالهاست که رنگ باخته ، تعدد حرکت های آزادی خواهانه ملل محکوم، بیداری ملی، رشد استقلال طلبی، خواست به رسمیت شناخته شدن بافت چندملیتی منطقه جغرافیائی ایران و ... همه و همه نشان از شکست پروژه ملت سازی تک ائتنیکی – تک تیپی می باشد. 
در ایران نیاز به سیستم آموزشی و تحصیلی بر پایه به رسمیت شناخته شدن تمامی فرهنگ ها، ائتنیک ها، زبانها، اعتقادات و باورها و ... یکی از ملزومات ورود به عصر جدید سیستم آموزشی و تحصیلی می باشد. سیستم آموزشی و تحصیلی که منعکس کننده تمامی تفاوت ها و رنگ های حقیقی موجود در جامعه ایران را دربر گیرد و آموزش و تحصیل نه به عنوان سلاحی برای پیشبرد سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی بلکه برای تعالی مفاهیم علمی، انسانی، اجتماعی و ..بکار رود. 
سیستم آموزشی و تحصیلی دولتی که بر مبنای تک ائتنیک، تک ایدئولوژیک، تک اعتقاد و باور و ...می باشد یکی از مهمترین موانع بر سر راه روند دمکراتیزاسیون ایران، قبول بافت چندملیتی و چندزبانی، تحقق حقوق پایمال شده ملل محکوم و مغلوب می باشد. 
جای خالی سیستم آموزشی و تحصیلی که بر پایه آموزش زیربنای درک از زندگی و دنیا بر پایه هویت و زبان ائتنیک های مغلوب باشد در ایران چندملیتی، چندفرهنگی، چندزبانی و ... به خوبی احساس می گردد. باید دینامیک های اجتماعی نشئت گرفته از ائتنیک ها، زبان ها، اعتقادات و باورها و ... مختلف در ایران برای پدید آوردن مدنیت ها ، خلاقیت ها، علوم و ... بکار برده شود. در عین حال پروسه غیردولتی سازی مدارس، دانشگاه ها و به سخنی سیستم آموزشی و تحصیلی ایران آغاز گردد تا از پدید آوردن انسانهای تک تیپ از نظر ایدئولوژی، زبان، کاراکتر، اعتقادات و باور، جاهن بینی و ... جلوگیری گردد.
جایگیری ارزش و فرهنگ ها در سیستم آموزشی و تحصیلی
هدف از اجتماعی تر شدن سیستم آموزشی و تحصیلی بیان و افاده تفاوت و ترجیح تک تک انسانها بر اساس شرایط برابر و دمکراتیک می باشد. در صورتیکه سیستم آموزشی و تحصیلی بر پایه بافت واقعی جوامع چندملیتی، چندزبانی، چندباوری و ..صورت گیرد انسان ها خواهند توانست در عین آزادی های فکری، ایدئولوژیکی، زبانی، هویتی، فرهنگی و ... و در عین وجود تفاوت ها حول مفاهیم مشترک انسانی و اجتماعی گردهم آمده و در مسیر مشخصی که در جهت تعالی تک تک انسانهای جامعه می باشد گام بردارند. مهمترین نکته و عامل در چگونگی انتخاب مسیر راه و تهیه نقشه سیستم آموزشی و تحصیلی نهفته است.
توصیه هائی برای روند دمکراتیزاسیون سیستم آموزشی و تحصیلی جامعه چندملیتی، چندزبانی، چندفرهنگی و ... به مانند ایران: 
- برای ظهور سیستم آموزشی و تحصیلی پویا و آزاد باید دینامیک های جوامع و ترجیح های ملل مختلف در سیستم آموزشی و تحصیلی گنجانده شود.
- انرژی و پتانسیل نهفته در ائتنیک های مغلوب از طریق پروسه ای وارد سیستم آموزشی و تحصیلی گردد، فراهم ساختن کمک به روند دمکراتیزاسیون سیستم آموزشی و تحصیلی با استفاده از سازمانهای غیردولتی می تواند در این زمینه یاری رسان باشد.
- کمک به پدید آوردن سیستم آموزشی و تحصیلی بر پایه انسان محور که اساس این سیستم آموزشی و تحصیلی بهره برداری از وجود ائتنیک ها، زبان ها، اعتقادات و باورها، فرهنگ ها و ... متعدد و مختلف در جهت احیاء و تغذیه انسان ها از هر جهت باشد، بدون تردید در بوجود آمدن برابری و ایجاد شعور در تک تک اشخاص نقش اساسی خواهد داشت.
- یاری برای ایجاد سیستم آموزشی و تحصیلی که بر پایه احترام و تغذیه و تکامل دیگر فرهنگ های مختلف صورت گیرد. 
- تمامی انسانهای با توجه به هر عقیده، هویت ائتنیکی، زبان، اعتقاد و باور و .. به صورت آزاد بتوانند در سیستم آموزشی و تحصیلی به ایفای خود بپردازند.
سیستم های آموزشی و تحصیلی برخواسته از واقعیات جوامع چندملیتی بدون تردید در پیش برد دمکراسی، عدم ظهور دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت، ظهور نظم و دیسپلین، ایجاد احساس مسئولیت و ...نقشی اساسی را ایفا می کند. شناخت، احترام و قبول و جایگیری تفاوت ها در سیستم آموزشی به شناخت بهتر تک تک انسان های مختلف از نظر زبانی، هویت ائتنیکی، اعتقادی و ... می گردد و سبب ایجاد شرایط زندگی بهتر در عین تفاوت ها برای انسان ها را فراهم می سازد. بدون تردید سیستم آموزشی و تحصیلی منطبق بر واقعیات جوامع چندملیتی اشخاصی تربیت خواهد کرد که فراتر از قالبهای از پیش تبیین شده محلی در سطح جهانی به مسائل نگریسته و بتوانند راه حل های متفاوتی ارائه دهند. ایجاد ارتباط سالم با انسانها و جوامع متعدد، فرهنگ مباحثه و مذاکره به جای جدل و درگیری، ایجاد و رشد خلاقیت و صدها موضوع دیگر را نیز می توان از تاثیرات سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه واقعیات جوامع چندملیتی می باشند را ذکر نمود. 
برداشت آزادی از مقاله دکتر اسماعیل بنک رئیس آکادمی یکی از سازمانهای غیردولتی ترکیه

۱۳۹۱/۹/۲۴

اهمیت زبان مادری و آموزش به زبان مادری

اومود اورمولو
زبان در کنار اینکه ابزار ارتباطی مابین انسانهاست در خود خصوصیات و ویژگهای مختلفی که در تعریف ابزار ارتباطی نمی گنجند را نیز دارا می باشد. هر زبان میراث دار هویت فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، هویتی، زبانی و .. اجتماع متکلم به آن می باشد. در زبان ترکی مثلی ایچنین داریم: "بیر دیل بیر اینسان، ایکی دیل ایکی اینسان" که معناش به صورت"دانستن یک زبان یک انسان و دو زبان دو انسان میباشد" افاده می گردد. اهمیت دانستن بیش از یک زبان در مثل ترکی فوق بسیار مشهود می باشد، هر انسانی هر چقدر تسلط به چندین زبان داشته باشد بدون کوچکترین شبهه ای زوایای دید مختلفی را به دنیا و محیط یپرامون به یدک می کشد، ولی در عین حال شخصی که زبان مادری خویش را نمی داند به چه ترتیبی می باشد؟ زبان مادری اولین ابزاری ارتباطی انسان به محیط پیرامون و دنیا می باشد، انسان با زبان مادری هست که می تواند احساسات خویش را بیان کرده و داشته های خود را ایفا کند، در دیگر سو تاثیر زبان مادری در رشد ذهنی و روحی انسان غیرقابل چشم پوشی میباشد. بدین صورت که زبان مادری جزئی جداناپذیر از هویت هر انسانی تلقی گردیده و تعریف می شود. اگر انسانی قادر به آموزش زبان دوم نباشد شاید بتواند گفت این شخص دارای نقصان های کوچکی شده باشد ولی اگر شخصی قادر به بیان خویش با زبان مادری نباشد بی شک نیمی از خویشتن خویش را هنوز نادیده گرفته و در جستجوی نیمه دیگر میباشد. یک لحظه تامل کنید که نمی توانید از زبان مادریتان استفاده کنید! چه چیزی خواهد شد؟ آیا انسان نمی تواند خود را با زبان دیگری بیان کند؟ آیا تنهاترین شرط زیستن هویت و فرهنگمان زبان مادری می باشد؟ سوالهای اینچنین می تواند افزایش یابد ولی آن موضوعی که قابل چشم پوشی نمی باشد اهمیت زبان مادری به اندازه هویت و هستی مان می باشد. 
امروزه بسیاری از زبانه با خطر مرگ زبانی مواجه اند. کاهش تعداد متکلمین یک زبان، سیر طبیعی مرگ زبانی، عدم رقابت با زبانهای غالب رابط جهانی، سیاست های دولت ها و .. از جمله مهمترین عوامل مرگ زبانها تلقی می گردند، در بعضی از کشورهای دنیا به مانند ایران زبانهای ترکی، بلوچی، لری، کردی و ... با قوانین نانوشته ای ممنوع شده و از طرف سیستم حاکم به عنوان تهدیدی امنیتی نگریسته می شوند، تداوم سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی در ایران بی شک حیات زبانهای مغلوب را درخطر انداخته است به طوریکه اکثر زبانهای مغلوب امروزه دچار انواع بیماری های زبانی گشته اند. زبانها که به عنوان جزئی جداناپذیر از فرهنگ و میراث انسانی تلقی می گردند در بعضی از مواقع به مانند مثال نوع نگرش به زبان ترکی در ایران به علت نوع نگرش سیستم حاکم با خطر مرگ زبانی مواجه اند.
به طور اخص در پروژه های دولت – ملت در جغرافیاهائی که به صورت هموژن نبوده سیستم های سیاسی برای حکمرانی و ساخت جامعه ای هموژن دست به اجرای سیاست هائی مبتنی بر هموژن سازی جامعه ناهمگن دست می زنند که خود سبب مرگ زبانها و فرهنگهای مغلوب طی پروسه ای می گردد. زبان شناسان نگرش سیاسی و تهدید به تفاوت زبانها و هویت های ائتنیکی و فرهنگی را مهمترین عامل مرگ زبانها معرفی می کنند. جامعه شناسان و دیگر اندیشمندان تنها راه رهائی این نوع نگرش به زبانهای مختلف را بسط زبانهای مغلوب در سیستم های آموزشی و تحصیلی معرفی می کنند، حتی در بسیاری از کشورهای جهان مدل های آموزشی چند زبانه سالهاست که در حال اجرا و تداوم میباشد، علارغم اینکه در کشورهائی به مانند ایران هنوز حتی وجود هویت ترک میلیونها انسان به عنوان تهدیدی امنیتی تلقی شده و میشود سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی با تمام وجود در حال تداوم می باشد. منطقه جغرافیائی ایران نیز علارغم کتمانش به علت وجود ملیت ها، زبانها متفاوت، ادیان و .. یکی از رنگین کمانهای دنیا از نظر تنوع ائتنیکی و زبانی میباشد، که متاسفانه این موضوع نه به عنوان میراث بشری قابل احترام بلکه به عنوان تهدیدی امنیتی نگریسته می شود.

۱۳۹۱/۹/۲۰

اعلامیه جهانی حقوق زبانی و حق تحصیل به زبان مادری

امروز 10 دسامبر مصادف با 20 آذر و روز جهانی حقوق بشر میباشد، در این نوشته سعی در بررسی اعلامیه جهانی حقوق زبانی داشته ایم.  
مقدمه:
موسسات و تشکیلات غیردولتی٬ امضاء کنندگان "بیانیه جهانی حقوق زبانی" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛
- با در نظر گرفتن "اعلامیه جهانی حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ که در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابری حقوق پایه ای بشر٬ کرامت و ارزش افراد انسانی و حقوق برابر مرد و زن" بیان می نماید؛ و نیز در ماده دوم خود که اعلام میکند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسیت٬ زبان٬ دین٬ باورهای سیاسی و یا دیگر باورها٬ منشاء ملی و یا اجتماعی٬ مالکیت٬ محل تولد و یا خصوصیات دیگر"٬ دارای همه حقوق و آزادیها میباشند"؛ 
- با در نظر گرفتن "عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بین المللی حقوق فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی" به همان تاریخ٬ که در مقدمه های خود بیان مینمایند آحاد نوع بشر نمیتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرایطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نماید؛ 
- با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که "بیانیه در حقوق افراد متعلق به اقلیتهای ملی٬ ائتنیکی٬ دینی و زبانی" را تصویب نمود؛ 
- با در نظر گرفتن اعلامیه ها و توافقنامه های (کنوانسیونهای) مجمع اروپا مانند "کنوانسیون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزادیهای اساسی"٬ به تاریخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "کنوانسیون شورای وزیران مجمع اروپا" به تاریخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ که "مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و یا اقلیتی" را تصویب نمود؛ "اعلامیه در باره اقلیتهای ملی" تهیه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاریخ ٩ اکتبر ١٩٩٣ ؛ و "کنوانسیون چهارچوب برای محافظت از اقلیتهای ملی" نوامبر ١٩٩٤ ؛ 
- با در نظر گرفتن "بیانیه انجمن بین المللی قلم در سانتیاگو د کومپوستلا" و "بیانیه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ کمیته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم٬ در رابطه با پیشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی"؛ 
- با در نظر گرفتن این امر که در شهر رسیف برزیل٬ "اعلامیه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمین سمینار انجمن بین المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بین فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصیه نمود که گامهای لازم را برای تصویب و اجرای اعلامیه جهانی حقوق زبانی بردارد؛ 
- با در نظر گرفتن "کنوانسیون ١٦٩ سازمان جهانی کار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومی و طائفه ای در کشورهای مستقل؛ 
- با توجه به "اعلامیه جهانی حقوق جمعی خلقها"٬ بارسلونا ٬ می ١٩٩٠ ٬ که اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهای سیاسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانیابی خویش و در نهایت از حق پذیرش و دارا بودن نهادهای حکومتی٬ ارتباطاتی٬ تحصیلی و سیاسی خود برخوردار میباشند؛ 
- با در نظر گرفتن "بیانیه نهائی پذیرفته شده در همایش عمومی فدراسیون جهانی معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاریخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پایه ای انسانی توصیه نموده بود؛ 
- با در نظر گرفتن "گزارش کمیسیون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوریل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلامیه در حقوق خلقهای بومی" که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر میکند؛
- با در نظر گرفتن طرح "بیانیه کمیسیون حقوق بشر بین آمریکائی در باره مردمان بومی" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاریخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛
- با در نظر گرفتن اینکه اکثریت زبانهای در خطر نابودی٬ متعلق به گروههای مردمانی میباشند که از حق حاکمیت ملی خود برخوردار نیستند و اینکه عوامل اصلی که از توسعه این زبانها ممانعت کرده و به روند جایگزینی زبانی دیگر به جای آنها شتاب میبخشند٬ عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سیاست دولتها٬ که ساختارهای سیاسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحمیل مینمایند؛
- با در نظر گرفتن اینکه حمله نظامی٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و دیگر نمونه های به انقیاد در آوردن اجتماعی٬ اقتصادی و سیاسی٬ اغلب اوقات شامل تحمیل مستقیم زبانی خارجی بوده و یا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ایجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای میگردند که وفاداری زبانی متکلمین به آنها را از بین میبرند؛ 
- با در نظر گرفتن اینکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکمیت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتیجه سیاستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و یا امپریالیستی را مقدم میشمارد٬ در روند جانشینی زبانی در میغلطند؛ 
- با در نظر گرفتن اینکه جهانی شدن میبایست بر اساس تلقیای از تنوع زبانی و فرهنگی٬ غالب آمده که بر روندهای یکسانسازی و تجرید حذفی زبانها و فرهنگها٬ بنیاد گذارده شود؛ 
- با در نظر گرفتن این نکته که به منظور تامین نمودن همزیستی صلح آمیز بین جمعیتهای زبانی٬ میبایست اصولی عمومی یافت شوند که تشویق و ارتقاء موقعیت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محیطهای عمومی و خصوصی را تضمین نمایند ؛
- با در نظر گرفتن اینکه عوامل گوناگون با ماهیتهای غیرزبانی (عاملهای تاریخی٬ سیاسی٬ سرزمینی٬ جمعیت شناسی٬ اقتصادی٬ اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل دیگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ایجاد میکنند که منجر به نابودی٬ به حاشیه رانده شدن و یا انحطاط زبانهای بیشمار میگردند٬ و نیز برای اینکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود٬ حقوق زبانی میبایست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛ 
- با اعتقاد به اینکه "اعلامیه جهانی حقوق زبانی"٬ به منظور تصحیح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمین احترام و توسعه کامل همه زبانها٬ و پایه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کلیدی در حفظ روابط اجتماعی موزون٬ مورد نیاز میباشد؛
بدینوسیله اعلام می دارد که:
آغاز
موقعیت هر زبان٬ در پرتو ملاحظاتی که در زیر آمده اند٬ محصول تقارب و اندرکنش دامنه وسیعی از عوامل با ماهیتهای سیاسی و قانونی٬ ایدئولوژیک و تاریخی٬ جمعیت شناختی و قلمرو- سرزمینی٬ اقتصادی و اجتماعی٬ فرهنگی٬ زبانشناختی و زبانی - اجتماعی٬ بین زبانی و ذهنی است.
در حال حاضر٬ این فاکتورها بدینگونه تعریف میشوند:
- تمایل دیرینه یکسانسازی اکثریت دولتها به کاهش تنوع و تشویق رفتارهائی که بر ضد چندگانگی فرهنگی و تکثر زبانی میباشند. 
- سیر به سوی اقتصاد جهانی و بدنبال آن بازار جهانی اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ که باعث مختل گردیدن محیطهای مناسبات مشترک و گونه های تاثیر متقابلی که انسجام درونی جمعیتهای زبانی را تضمین مینمایند٬ میشود.
- مدل رشد اکونومیسیستی پیشنهاد شده توسط گروههای اقتصادی ماوراءملی٬ که خواهان یکی نشان دادن کاهش کنترلهای دولتی با پیشرفت و فردیت گرائی رقابتی بوده و باعث ایجاد نابرابریهای جدی و فزاینده زبانی٬ فرهنگی٬ اجتماعی و اقتصادی میگردد. 
- جمعیت های زبانی در عصر حاضر از سوی عواملی مانند نداشتن حکومتهای ملی (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و یا جمعیتی که به لحاظ جغرافیائی قسما و یا کاملا پراکنده شده است٬ اقتصادی شکننده٬ زبانی استانداردیزه نشده٬ و یا مدلی فرهنگی در ضدیت با مدل فرهنگی مسلط٬ در معرض تهدید قرار دارند. این عوامل٬ ادامه حیات و گسترش بسیاری از زبانها را عملا غیرممکن میسازد مگر آنکه اهداف اساسی زیرین ملحوظ شوند:
الف) از دیدگاه سیاسی٬ هدف طراحی روشی برای سازماندهی تکثر و تنوع زبانی به گونه ای که به مشارکت موثر جمعیتهای زبانی در این مدل توسعه جدید اجازه دهد. 
ب) از دیدگاه فرهنگی٬ هدف تامین و ایجاد محیط ارتباطات جهانیای سازگار با مشارکت برابر همه خلقها٬ جمعیتهای زبانی و افراد در روند توسعه. 
ج) از دیدگاه اقتصادی٬ هدف تشویق پایدار توسعه بر پایه مشارکت همه و بر اساس احترام به تعادل محیط زیست جوامع و در روابط برابر بین همه زبانها و فرهنگها. 
بنا به همه دلایل فوق الذکر٬ این اعلامیه مبداء حرکت خود را "جمعیتهای زبانی" و نه "دولتها" قرار میدهد و میبایست به این اعلامیه در متن تقویت موسسات بین المللی قادر به تضمین نمودن توسعه برابر و پایدار همه جامعه بشری نگریست. به همین دلایل٬ همچنین از اهداف این اعلامیه٬ تشویق ایجاد چهارچوبی سیاسی برای تنوع زبانی مبتنی بر احترام٬ همزیستی هماهنگ و منافع متقابل میباشد.
عنوان مقدماتی: مفاهیم
ماده ١
١- این بیانیه "جمعیت زبانی" را بدین گونه تعریف می نماید: هر جامعه انسانی که به لحاظ تاریخی در "محیط سرزمینی" معینی٬ فارغ از به رسمیت شناخته شدن و یا نشدن آن٬ سکنی گزیده و خود را به عنوان یک توده با هویت واحد دانسته و زبان مشترکی را به عنوان وسیله ای طبیعی برای ارتباط و هم بندی فرهنگی بین اعضای آن توسعه داده است. تعبیر "زبان خاص یک سرزمین" (زبان نیاخاکی) به زبان جمعیتی که به شرح فوق در همچو محیطی سکنی گزیده باشد اطلاق میشود. 
٢- این اعلامیه مبداء حرکت خود را بر این اصل قرار میدهد که حقوق زبانی در عین حال و یکجا٬ هم فردی و هم جمعی میباشند. در تعریف دامنه کامل حقوق زبانی٬ این اعلامیه مرجع خود را مورد یک جمعیت زبانی تاریخی٬ در محیط سرزمینی خود قبول می نماید و آنچه از این محیط درک میشود٬ نه تنها گستره جغرافیائیای که جمعیت در آنجا زندگی می نماید٬ بلکه محیط اجتماعی و عملیای که برای توسعه و شکوفائی تمام و کمال یک زبان حیاتی است میباشد. تنها بر این اساس امکان دارد که حقوق زبانی گروههای ذکر شده در نقطه ٥ ام این اعلامیه و حقوق افرادی که در خارج سرزمین زبانی خویش میزیند را٬ برحسب پیوستگی و درجه بندی تعریف نمود. 
٣- به منظور کاربرد در این بیانیه٬ گروههایی که دارای یکی از موقعیتهای زیر باشند نیز متعلق به یک جمعیت زبانی و ساکن در سرزمین خود شمرده میشوند:
الف- هنگامی که آنها از بدنه اصلی جمعیت خود توسط مرزهای اداری و یا سیاسی جدا شده باشند. 
ب - هنگامی که در طول تاریخ٬ در منطقه کوچک جغرافیائیای محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانی دیگر٬ تثبیت شده باشند. 
ج- هنگامی که در منطقه جغرافیاییای که در آن با اعضاء جمعیتهای زبانی دیگری با سوابق تاریخی مشابه٬ سهیم و شریکند تثبیت شده باشند.
٤- این بیانیه همچنین مردمان عشایری کوچرو در مناطق قشلاق - ییلاق خودشان و همچنین مردمان تثبیت شده در نواحی به لحاظ جغرافیایی پراکنده را به عنوان جمعیتهای زبانی در سرزمینهای تاریخی خود میپذیرد.
٥- این اعلامیه "گروه زبانی" را بدین شکل تعریف می نماید: هر گروه از اشخاص دارای زبان واحد٬ که زبانشان در محیط سرزمینی جمعیت زبانی دیگری تثبیت شده اما دارای سابقه تاریخی برابری با اشخاص جمعیت مهمانپذیر نبوده نباشد. نمونه های این چنین گروههائی مهاجرین٬ پناهندگان٬ اشخاص دیپورت شده و اعضای دیاسپورا میباشند. 
ماده ٢
١- این بیانیه اعلام میدارد که هرگاه گروهها و جمعیتهای زبانی گوناگون در سرزمین واحدی مشترک باشند٬ حقوق مندرجه در این اعلامیه میبایست بر اساس احترام متقابل و به گونه ای اعمال شوند که دمکراسی به حداکثر اندازه ممکنه تضمین گردد. 
٢- در جستجو برای وصول به تعادل اجتماعی - زبانی رضایت بخش٬ به عبارت دیگر به منظور ایجاد هماهنگی مناسب بین حقوق مربوطه چنین جمعیتها و گروههای زبانی و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفی - علاوه بر سوابق تاریخی مربوطه آنها در سرزمینها و مطالبات آنها که به روشهای دمکراتیک بیان شده اند- میباید در نظر گرفته شوند. اینچنین عواملی شامل ماهیت اجباری مهاجرتها٬ که منجر به همزیستی جمعیتها و گروههای مختلف میشود و همچنین درجه آسیب پذیری فرهنگی٬ اجتماعی-  اقتصادی و سیاسی آنها میگردد. 
ماده 3
١- این اعلامیه حقوق زیر را به عنوان حقوق شخصی غیرقابل سلبی که در هر گونه شرایط٬ امکان برخورداری از آنها وجود دارد٬ قبول می نماید:
- حق به رسمیت شناخته شدن شخص به عنوان عضوی از یک جمعیت زبانی؛
- حق شخص برای استفاده از زبان خود در مکانهای خصوصی و عمومی؛
- حق شخص برای استفاده از نام خود؛ 
- حق شخص برای ایجاد مناسبات و پیوند با دیگر اعضای جمعیت زبانی مبداء خود؛
- حق شخص برای حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
- و همه حقوق دیگر مربوط به زبان که در "عهدنامه بین المللی حقوق سیاسی و مدنی ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بین المللی در باره حقوق اقتصادی٬ اجتماعی و فرهنگی" به همان تاریخ به رسمیت شناخته شده اند.
٢- این بیانیه اعلام میدارد که حقوق جمعی گروههای زبانی٬ علاوه بر حقوق فوق الذکر که تک تک افراد عضو گروههای زبانی از آنها برخوردار میباشند٬ در تطابق با شرایط تشریح شده در بند ٢.٢ شامل موارد زیر میباشد:
- حق گروههای زبانی برای آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههای زبانی برای دستیابی به خدمات فرهنگی؛
- حق گروههای زبانی برای حضور برابر زبان و فرهنگهایشان در رسانه های ارتباطی؛
- حق گروههای زبانی در دریافت توجه و اعتناء نهادهای حکومتی و در روابط اجتماعی- اقتصادی تهیه شده به زبان خود.
٣- حقوق فوق الذکر اشخاص و گروههای زبانی به هیچ طریقی نمیبایست مانع برقراری مناسبات متقابل بین اینگونه اشخاص و گروههای زبانی٬ با جمعیت زبانی مهمانپذیر و یا ادغامشان در آن جمعیت گردد. همچنین این حقوق نباید به محدود نمودن حقوق جمعیت مهمانپذیر و یا اعضاء آن در کاربرد زبان خود جمعیت در سراسر فضای سرزمینی آن زبان منجر شود. 
ماده ٤
١- این اعلامیه بیان میدارد اشخاصی که به سرزمین جمعیت زبانی دیگری رفته در آنجا ساکن میشوند حق دارند و موظف اند که نسبت به این جمعیت (مهمانپذیر) رفتاری همگرایانه از خود نشان دهند. آنچه از این بیان استنباط میشود تلاشی اضافی است از سوی اینگونه اشخاص برای انسیت با اعضاء جمعیت مهمانپذیر؛ به طرزی که در ضمن حفظ خصوصیات فرهنگی اصلی خویش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه های رفتاری کافیای را با جامعه ای که در آن سکنی گزیده اند سهیم شوند. این امر آنها را قادر خواهد ساخت که به لحاظ اجتماعی و بدون مواجه شدن با مشکلاتی بیش از آنچه اعضای جمعیت مهمان پذیر با آن مواجه اند٬ کارآ عمل نمایند. 
٢- این اعلامیه٬ از سوی دیگر٬ بیان میکند که یکسانسازی - آسیمیلاسیون٬ تعبیری به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه میهمان پذیر به شکلی که خصوصیات فرهنگی اصلی٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه های رفتاری جامعه مهمان پذیر جایگزین میگردند٬ به هیچوجه نباید تحمیلی و یا جبری بوده و تنها میتواند که محصول انتخابی تماما آزادانه باشد. 
ماده ٥
این اعلامیه بر این اساس استوار است که حقوق تمامی جمعیتهای زبانی مساوی و مستقل از موقعیت این زبانها به عنوان زبان رسمی٬ محلی و یا اقلیتی بودن میباشد. در این اعلامیه٬ تعبیراتی مانند محلی و یا اقلیتی بکار برده نشده اند زیرا - هرچند در بعضی موارد مشخص٬ شناسانی زبانها به عنوان اقلیتی و یا محلی میتواند احقاق برخی از حقوق معین را تسهیل نماید- با اینهمه٬ این و دیگر تعابیر جرح و تعدیل کننده٬ غالبا برای اعمال محدومیت بر حقوق جمعیتهای زبانی بکار برده میشوند.
ماده ٦
این اعلامیه اعلام میکند که نمیتوان تنها بر این مبناء که یک زبان٬ زبان رسمی دولت است و یا به طور سنتی برای مقاصد اداری و یا برخی از فعالیتهای فرهنگی مشخص در یک سرزمین بکار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمین" بشمار آورد.
عنوان اول: اصول عمومی
ماده ٧
١- همه زبانها بیان هویتی جمعی و راهی مجزا برای درک و توصیف واقعیت اند و بنابراین میبایست که از همه شرایط لازم برای گسترش و پیشرفتشان در همه نوع فعالیت و کارکرد برخوردار باشند.
٢- همه زبانها محصول آفرینش جمعی بوده و به عنوان ابزار همبستگی٬ تعیین هویت٬ ارتباط و افاده خلاق برای استفاده فردی در درون یک جمعیت٬ در دسترس همگان قرار دارند.
ماده ٨ 
١- همه جمعیتهای زبانی از حق سازماندهی و مدیریت منابع خویش٬ برای تضمین نمودن کاربرد زبانهایشان در همه فعالیتها در درون جامعه برخوردارند.
٢- همه جمعیتهای زبانی محق اند که بر هرگونه وسائط لازمه ممکن برای تضمین نمودن انتقال و پیوستگی زمانی زبان خود دسترسی داشته باشند. 
ماده ٩
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که سیستم زبانی خود را٬ بدون مداخلات اجباری و یا القائی٬ تنظیم و استانداردیزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهند.
ماده ١٠
١- همه جمعیتهای زبانی دارای حقوق برابرند. 
٢- این اعلامیه تبعیض بر علیه جمعیتهای زبانی را غیرقابل قبول میداند٬ فارغ از آنکه این تبعیض بر مبنای درجه حاکمیت سیاسی مستقل جمعیت زبانی؛ موقعیت تعریف شده آن جمعیتها از لحاظ اجتماعی٬ اقتصادی و یا دیگر لحاظها؛ درجه استانداردیزه شدن٬ مدرنیزاسیون و یا به روز شدگی زبانهایشان و یا هر معیار دیگری اعمال گردد.
٣- همه گامهای ضرور برای تحقق اصل برابری و به جا آوردن موثر آن میبایست برداشته شوند.
ماده ١١
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی به و استفاده از همه وسائط ترجمه به دیگر زبانها و یا ترجمه از دیگر زبانها٬ که برای تضمین نمودن اعمال و برخورداری از حقوق ذکر شده در این اعلامیه ضروری باشند٬ برخوردارند.
ماده ١٢
١- هر کس حق دارد که کلیه فعالیتهای خود را در محیطهای عمومی به زبان خویش به جا آورد؛ به شرط آنکه آن زبان٬ "زبان خاص سرزمینی" محلی باشد که وی در آن ساکن است.
٢- هر کس حق دارد که زبان خود را در محیط های شخصی و خانوادگی بکار برد.
ماده ١٣
١- هر کس حق دارد که زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) خود را که در آن زندگی میکند بیاموزد.
٢- هر کس حق دارد که چند زبانه شود و بر اساس تضمیناتی که دراین اعلامیه برای کاربرد عمومی زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) تثبیت شده اند٬ و بدون هیچ گونه پیشداوری٬ مناسبترین زبانی را که موجب پیشرفت شخصی و یا تحرک اجتماعی وی میگردد آموخته و بکار برد. 
ماده ١٤
تدابیر این اعلامیه نمیتوانند به طرزی تفسیر شوند و یا بکار روند که به نرمها و یا رویه های عملی ناشی از موقعیت داخلی و یا بین المللی یک زبان - که برای کاربرد آن زبان در سرزمین خود مناسبتتر میباشند- زیان برسانند.
عنوان دوم: رژیم جامع زبانی
بخش اول: ادارات دولتی و نهادهای رسمی
ماده ١٥
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که در سرزمین- قلمرو خود به طور رسمی بکار برده شوند.
٢- همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که تمام اسناد اداری٬ مدارک شخصی و دولتی و قیدیات محضرهای عمومی ثبت شده به زبان خاص سرزمینشان (زبان نیاخاکیشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوند و هیچ کس و مقامی نمیتواند تظاهر به نادیده گرفتن و بیخبری از این زبان بنماید. 
ماده ١٦
همه اعضای یک جمعیت زبانی حق دارند که با مقامات دولتی به زبان خویش ارتباط برقرار کرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دریافت کنند. این حق همچنین بخشهای مرکزی٬ سرزمینی٬ محلی و تقسیمات فرامنطقه ای٬ شامل سرزمینی که زبان مورد نظر٬ زبان خاص نیاخاکی آن میباشد٬ را فرامیگیرد. 
ماده ١٧
١- همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که به همه اسناد و مدارک رسمی که به نحوی مربوط به سرزمین نیاخاکی یک زبان میباشد٬ تهیه شده در زبان خودشان دسترسی داشته و آنها را کسب نمایند٬ چه این چنین مدارکی چاپی٬ قابل خواندن با ماشین و یا در هر فرم دیگری بوده باشد.
٢- فرمها و اسناد اداری استاندارد٬ چه در شکل چاپی و چه در شکل قابل خواندن توسط ماشینها و یا به هر فرم دیگر٬ باید به همه زبانها تهیه شده و در محلهای قابل دسترسی برای عموم و استفاده آنها قرار گیرند. این خدمت باید توسط مقامات دولتی به شکلی انجام پذیرد که همه سرزمینهایی را که برای یک زبان٬ سرزمین خاص زبانی (نیاخاکی) شمرده میشوند تحت پوشش قرار دهد. 
ماده ١٨
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که قوانین و دیگر ملاحظات قانونی که به نحوی به آنها مربوط میشود٬ به زبان خاص سرزمینیشان (زبان نیاخاکشان) تهیه و منتشر شوند.
٢- مقامات دولتی که در حوزه حاکمیت خود٬ دارای بیش از یک زبان خاص سرزمینی (زبان نیاخاکی) تاریخی هستند٬ میبایست همه قوانین و مقررات دیگر قانونی و حقوقی دارای ماهیت عمومی را٬ به تک تک این زبانها تهیه و منتشر سازند. فارغ از اینکه متکلمین به هر کدام از این زبانها قادر به فهم زبانهای دیگر باشند و یا نهּ.
ماده ١٩
١- زبان رسمی همه مجالس نمایندگی٬ میبایست زبان(های) به طور تاریخی رایج در سرزمینهایی که نمایندگان ٬ نمایندگی آن را بر عهده دارند باشد.
٢- این حق همچنین شامل زبانهای جمعیتهای زبانی سکنی گزیده در مناطق جغرافی پراکنده که به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گردید نیز میشود.
ماده ٢٠
١- هرکس حق دارد زبانی را که به طور تاریخی در یک سرزمین به آن تکلم میشود - هم به شکل شفاهی و هم به شکل نوشتاری- در محاکم و دادگاههای قضائی واقع در آن سرزمین بکار برد. محاکم قضائی باید در امورات داخلی خود٬ زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را بکار برند و اگر بنا به سیستم حقوقی فعلا موجود در کشور٬ ضرورتی به ادامه جریان محاکمات در محلی دیگر موجود باشد٬ میباید به کاربرد زبان اصلی در محل جدید همچنان ادامه داده شود. 
٢- هر کس حق دارد که در تمام موارد٬ به زبانی که آنرا درک میکند و قادر به تکلم به آن است محاکمه شود٬ همچنین حق دارد که از خدمت مترجمی مجانی بهره مند گردد. 
ماده ٢١
همه جمعیتهای زبانی حق ثبت و بایگانی مدارک و اسناد به زبان سرزمینی خود (زبان نیاخاکی) توسط محضرهای عمومی را دارا میباشند.
ماده ٢٢
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که مدارک تائید شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهای عمومی و یا دیگر ماموران صلاحیتدار دولتی٬ به زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) محل خدمت ماموران دولتی و یا محضرهای عمومی تهیه و تنظیم شوند.
بخش دوم: تحصیل
ماده ٢٣ 
١- آموزش و تحصیل میبایست در سرزمینی که در آن عرضه میگردد٬ به تشویق افاده فرهنگی خود از سوی جمعیت زبانی٬ کمک نماید.
٢- آموزش و تحصیل میبایست در سرزمینی که عرضه میشود٬ به حفظ و توسعه زبانی که یک جمعیت زبانی به آن سخن میگوید یاری رساند.
٣- آموزش و تحصیل همواره میبایست در خدمت تکثر و تنوع زبانی و فرهنگی و روابط آهنگدار بین جمعیتهای زبانی گوناگون در سراسر جهان باشد. 
٤- در بستر اصول پیش گفته٬ هر کس حق دارد که هر زبانی را بیاموزد.
ماده ٢٤
همه جمعیتهای زبانی حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصیلی در سرزمین خود (پیش دبستانی٬ ابتدائی٬ متوسطه٬ حرفه ای و فنی٬ دانشگاهی و آموزش بزرگسالان) تصمیم بگیرند.
ماده ٢٥
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی و کاربرد همه منابع انسانی و مادی لازم برای تضمین نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصیلی در نیاخاک خود٬ از قبیل آموزگاران ورزیده٬ روشهای آموزشی مناسب٬ کتب و متون درسی٬ منابع مالی٬ تجهیزات و ساختمانها٬ تکنولوژی های سنتی و مدرن و در وسعتی که خواهان آنند برخوردار میباشند.
ماده ٢٦
همه جمعیتهای زبانی محق اند از تحصیلی که اعضای آن جامعه را قادر به تسلط کامل در کاربرد زبانشان سازد٬ شامل توانائیهای مختلف مربوط به همه محیطهای روزمره کاربرد زبان٬ همچنین گسترده ترین تسلط ممکنه به هر زبان دیگری که خواهان یادگیری آن باشند٬ برخوردار شوند. 
ماده ٢٧
همه جمعیتهای زبانی حق دارند از تحصیلی که اعضای آن جمعیت را قادر به کسب دانش هر زبانی که مربوط به سنن فرهنگیشان بوده باشد برخوردار شوند. مانند زبانهای ادبی و یا زبانهای مقدس که سابقا زبانهای معمول آن جمعیت بوده اند. 
ماده ٢٨
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که از تحصیلی که اعضای آن جمعیت را به دستیابی به آگاهی همه جانبه در باره میراث فرهنگی خود (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهای فرهنگیشان) قادر سازد برخوردار شوند. همچنین محق اند که از گسترده ترین آگاهی ممکنه در باره هر فرهنگ دیگری که خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوند. 
ماده ٢٩
١- هر کس محق است که از تحصیل و آموزش به زبان خاص سرزمین خود که در آنجا ساکن است (زبان نیاخاکی) برخوردار گردد.
٢- این حق٬ حق کسب دانش گفتاری و نوشتاری زبانی دیگر را که شخص ممکن است به عنوان ابزار ارتباط با دیگر جمعیتهای زبانی بکار برد ٬ نفی و سلب نمیکند.
ماده ٣٠
زبان و فرهنگ همه جمعیتهای زبانی میبایست که موضوع مطالعه و تحقیقات علمی در سطح دانشگاهی قرار گیرند.
بخش سوم: نامهای شخصی
ماده ٣١
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که سیستم نامهای شخصی خویش را در همه محیطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بکار برند.
ماده ٣٢
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای محل و مکان به زبان خاص سرزمینی خود را (زبان نیاخاکی)٬ هم به صورت شفاهی و هم به صورت کتبی٬ در محیطهای خصوصی٬ عمومی و رسمی بکار برند.
٢- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای بومی محلها و مکانها را تثبیت و حفظ نموده٬ در آنها اصلاحاتی اعمال نمایند. همچو نامهای امکنه را نمیتوان به طور کیفی موقوف و منسوخ نمود و یا تحریف و جرح و تعدیل کرد. همچنین نمیتوان اینگونه نامها را پس از تغییرات سیاسی و یا هر گونه دگرگونی حادثه دیگر٬ تغییر داد.
ماده ٣٣
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که جمعیت خود را به همان نامی که در زبان خودشان بکار میبرند بنامند. هرگونه ترجمه به زبانهای دیگر میبایست از نامگذاریهای تحقیر آمیز و ابهام انگیز اجتناب نماید.
ماده ٣٤
هر کس حق دارد که نام خود را در همه محیطها به زبان خویش بکار برد. و همچنین حق دارد که نامش٬ اگر لزومی به بکاربردن سیستم نوشتاری متفاوت با زبان وی وجود داشته باشد٬ با لحاظ دقیقترین آوانگاری ممکن ثبت گردد.
بخش چهارم: رسانه های ارتباطی و تکنولوژیهای جدید
ماده ٣٥
همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که در باره درجه حضور زبانشان در رسانه های ارتباطی در سرزمین خود (نیاخاک خود)٬ بدون در نظر گرفتن متد پخش و یا انتقال تولیدات آنها تصمیم بگیرند چه این رسانه ها محلی و یا سنتی٬ چه رسانه های دارای شمول گسترده تر و چه رسانه هایی که از تکنولوژیهای پیشرفته تر استفاده میکنند باشند
ماده ٣٦
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که به همه منابع مادی و انسانی لازم برای تضمین نمودن درجه مطلوبی از حضور زبان خویش و درجه مطلوبی از افاده فرهنگی خودشان در رسانه های ارتباطی در سرزمین خود؛ و از پرسنل ورزیده٬ منابع مالی٬ ساختمانها و تجهیزات٬ تکنولوژیهای سنتی و مدرن دسترسی داشته باشند.
ماده ٣٧
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که از طریق رسانه های ارتباطی آگاهی کاملی در باره میراث فرهنگی خویش (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهای فرهنگ شان)٬ همچنین حداکثر اطلاعات ممکنه در باره هر فرهنگ دیگری که اعضای آن جمعیت٬ خواستار دانستن آن باشند را دریافت نمایند.
ماده ٣٨
زبانها و فرهنگهای همه جمعیتهای زبانی در سراسر جهان٬ میبایست در رسانه های ارتباطی از معامله و برخوردی برابر و غیرتبعیض آمیز بهره مند شوند.
ماده ٣٩
جمعیتهای توصیف شده در ماده ١ ٬ پاراگراف ٣ و ٤ این اعلامیه و گروههای ذکر شده در پاراگراف ٥ همان ماده٬ از حق برابر تمثیل زبانشان در رسانه های ارتباطی سرزمینی که در آن ساکنند و یا به آنجا مهاجرت مینمایند برخوردارند. این حق باید در هماهمنگی با حقوق دیگر گروهها و جمعیتهای زبانی ساکن در آن سرزمین اعمال گردد. 
ماده ٤٠
در عرصه تکنولوژی اطلاعاتی٬ همه جمعیتهای زبانی حق دارند که به تجهیزات تطبیق داده شده با سیستم زبانیشان و به ابزارآلات و محصولات تهیه شده در زبان خودشان دسترسی داشته باشند به نحوی که بتوانند از همه امکانات و پتانسیلهای ممکنه توسط چنین تکنولوژیهایی برای افاده خود٬ برای تحصیل٬ در ارتباطات٬ انتشارات٬ ترجمه و پروسسینگ اطلاعاتی و پخش و کلا تبلیغ فرهنگشان حداکثر بهره برداری را بنمایند.
بخش پنجم: فرهنگ
ماده ٤١
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که زبان خویش را در همه فرمهای افاده فرهنگی بکار برده٬ آنرا حفظ نموده و توسعه دهند.
٢- همه جمعیتهای زبانی میبایست بتوانند حق مذکور را تمام و کمال اعمال نمایند٬ بی آنکه محیط آن جمعیت به اشغال سلطه گرایانه فرهنگی بیگانه معروض شود.
ماده ٤٢ 
همه جمعیتهای زبانی از حق رشد و توسعه تمام و کامل در داخل محیط فرهنگی خود برخوردارند.
ماده ٤٣
همه جمعیتهای زبانی از حق دستیابی به آثار آفریده شده به زبان خود برخوردار میباشند.
ماده ٤٤
همه جمعیتهای زبانی محق اند که به برنامه های بین فرهنگها٬ از طریق پخش اطلاعات کافی دسترسی داشته باشند. همچنین حق دارند که از فعالیتهایی مانند آموزش زبانشان به خارجیان٬ ترجمه٬ دوبلاژ٬ پست سنکرونیزاسیون و زیرنویسی حمایت نمایند.
ماده ٤٥
همه جمعیتهای زبانی از این حق برخوردارند که زبان خاص سرزمینیشان (زبان نیاخاکیشان) جایگاه ممتازی را در رویدادها و خدمات فرهنگی (کتابخانه ها٬ کلوبهای ویدئویی٬ سینماها٬ تئاترها٬ موزه ها٬ آرشیوها٬ فرهنگ عامه٬ صنایع فرهنگی و در همه دیگر نمودهای حیات فرهنگی) اشغال نماید.
ماده ٤٦
همه جمعیتهای زبانی حق دارند که میراث زبانی و فرهنگی خویش را٬ شامل نمودهای مادی آن مانند مجموعه های اسناد٬ آثار هنری و معماری٬ ابنیه تاریخی و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمایند.
بخش ششم: محیط اجتماعی-اقتصادی
ماده ٤٧ 
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که کاربرد زبان خویش در همه فعالیتهای اجتماعی-اقتصادی در سرزمینهای خود را نهادینه نمایند.
٢- همه اعضای جمعیتهای زبانی محق اند که برای اجرای فعالیتهای حرفه ای خود٬ به همه وسائط ضروری تهیه شده به زبانشان٬ مانند اسناد و کارهای مرجع٬ دستورالعملها٬ فرمها و تجهیزات کامپیوتری٬ ابزارآلات و تولیدات دسترسی داشته باشند.
٣- استفاده از زبانهای دیگر در این محیط٬ تنها در صورتی میتواند مورد احتیاج باشد که طبیعت فعالیت حرفه ای نیاز به آنرا موجه سازد. به همه حال در هیچ شرایطی زبان تازه واردتر٬ نمیتواند موقعیت زبان نیاخاکی را تنزل داده و یا جانشین استفاده از آن گردد.
ماده ٤٨
١- در درون سرزمین جمعیت زبانی خویش٬ هر کس حق دارد که زبان خود را با اعتبار قانونی کامل در همه معاملات اقتصادی از هر جنس٬ مانند خرید و فروش کالاها و خدمات٬ بانکداری٬ بیمه٬ قراردادهای شغلی و غیره بکار برد.
٢- هیچ ماده ی از اینگونه مقررات و عقدهای خصوصی٬ نمیتواند کاربرد زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) را محدود و یا ممنوع سازد.
٣- در داخل سرزمین یک جمعیت زبانی٬ هر کس محق شمرده میشود که به همه اسناد لازم برای انجام عملیات فوق الذکر٬ تهیه شده به زبان خویش دسترسی داشته باشد. اینچنین اسنادی شامل فرمها٬ چکها٬ قراردادها٬ رسیدها٬ صورت حسابها٬ سفارشنامه ها٬ دریافت نامه ها و غیره میشود.
ماده ٤٩ 
در داخل سرزمین هر جمعیت زبانی٬ هر شخص حق دارد که زبان خویش را در انواع سازمانهای اجتماعی-اقتصادی مانند تشکیلات اتحادیه ای و سندیکاهای کارگری٬ انجمنهای حرفه ای٬ کارفرمایان٬ اصناف و بازرگانی بکار برد.
ماده ٥٠ 
١- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که زبانشان از جایگاهی ممتاز در تبلیغات٬ آگهیها٬ تابلوها٬ علائم و نشانگاههای بیرونی و به عنوان یک کل در چهره کشور برخوردار باشد.
٢- در داخل سرزمین جمعیت زبانی٬ هر کس حق دارد به اطلاعات تمام و کامل شفاهی و نوشتاری تهیه شده به زبان خود در باره کالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانی٬ از جمله به نحوه استفاده٬ اتیکتها٬ لیست های مواد سازنده٬ تبلیغات و آگهیها٬ ضمانت نامه ها و غیره دستیابی داشه باشد.
٣- همه علائم و نشانه های عمومی که تاثیر گذار بر سلامتی اشخاصند٬ به قید آن که پستتر از نشانه های مربوط به زبانهای دیگر نباشند٬ میبایست که اقلا به زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاکی) تهیه شوند.
ماده ٥١ 
١- همه کس حق دارد زبان خاص سرزمین خود را در ارتباط با شرکتها و موسسات بازرگانی و نهادهای خصوصی بکار برد و به همان زبان پاسخ و یا خدمت دریافت دارد.
٢- هر کس حق دارد به عنوان یک مشتری٬ مصرف کننده٬ خریدار و یا استفاده کننده٬ از موسسات عمومی٬ اطلاعات شفاهی و نوشتاری تهیه شده به زبان خاص سرزمین خود را (زبان نیاخاکی) دریافت دارند.
ماده ٥٢
هر کس حق دارد تمام فعالیتهای حرفه ای خویش را به زبان خاص سرزمین خود (زبان نیاخاکی) به انجام رساند. مگر آنکه طبیعت شغلش کاربرد زبانهای دیگری را الزامی سازد٬ مانند معلمین زبانهای خارجی٬ مترجمین و یا راهنمایان توریستی.
ملاحظات اضافی
نخست
مقامات دولتی میباید تمام گامهای لازم برای تحقق و جاری شدن حقوق مندرجه در این اعلامیه را در محدوده حوزه صلاحیتهای خویش بردارند. به طور مشخص تر٬ برای تشویق نمودن تحقق حقوق زبانی جمعیتهایی که آشکارا از جنبه منابع مالی در مضیقه میباشند٬ میبایست منابع مالی بین المللی تدارک دیده شوند بنابراین٬ مقامات دولتی میبایست حمایت لازمه برای استانداردیزه شدن٬ ترجمه٬ آموخته شدن و استفاده از زبانهای جمعیتهای گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمایند.
دوم 
مقامات عمومی میبایست مطلع شدن نهادهای رسمی٬ سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشی از این اعلامیه٬ تضمین و تامین نمایند.
سوم
مقامات عمومی میبایست در پرتو سیستم قانونگذاری موجود٬ مجازاتهائی قابل اجراء برای هرگونه اخلال در حقوق زبانی تشریح شده در این بیانیه برپادارند.
ملاحظات نهائی
نخست
این اعلامیه بنیانگذاری "شورای زبانها" در بنیه سازمان ملل متحد را توصیه می نماید مجمع عمومی سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنین شورائی٬ تعریف وظائف آن و انتساب اعضای شورا؛ و همچنین عهده دار ایجاد نهادی در قوانین بین المللی برای حفاظت از جمعیتهای زبانی در دستیابی و اعمال حقوق خویش که در این اعلامیه شناخته شده اند خواهد بود.
دوم 
این اعلامیه تشکیل "کمیسیون جهانی حقوق زبانی" را٬ نهادی غیر رسمی و مشاوره ای مرکب از نمایندگان سازمانهای غیر دولتی و دیگر تشکیلات فعال در زمینه قوانین زبانی٬ توصیه و تشویق می نماید 
بارسلون٬ ژوئن٬ ١٩٩٦
حال باید پرسید:
براستی کدام یک از بندهای اعلامیه جهانی حقوق زبانی در مورد ملت های محکوم در ایران علی الخصوص ملت ترک به اجرا گذاشته شده است؟ آیا حتی 1 بند از اعلامیه جهانی حقوق زبانی در مورد ملت ترک محقق گشته است؟
کتمان وجود هویت ترک، زبان ترکی در سیستم های سیاسی پس از سلسله ترک و آزربایجانی قاجار تابه اکنون نه تنها متضاد با حقوق شهروندی و سیاسی قوانین ناقص و تاریخ مصرف گذشته موجود ایران بلکه اوج تضاد و تقابل با قوانین حقوق بشر جهانی و کنوانسیون های حقوق بشری را به یدک می کشد. سیاسیت سیستماتیک کتمان، تحقیر، آسیمیلاسیون، ژنوساید زبانی و ... دول ایران نسبت به ملت ترک در عین حال زیرپا گذاشتن تمامی کنوانسیون ها و اعلامیه هائی می باشد که تاکنون به امضاء دولت ایران رسیده است. عدم آموزش زبان مادری ترکی در تمامی سطوح آموزشی، عدم وجود مدیا به زبان ترکی، عدم وجود فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی، تحمیل زبان بیگانه، اسعتماری و اجباری فارسی، عدم رسمیت زبان ترکی، تداوم سیاسیتهای آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی، ژنوساید زبانی و .. از جمله مهمترین اعمالی میباشد که بر علیه زبان ترکی در ایران صورت گرفته و می گیرد. زیرپا گذاشتن تمامی بندهای اعلامیه جهانی حقوق زبانی توسط دولت ایران از نظر حقوقی قابل پیگیری در مجامع حقوق بشر جهانی بوده و باید فعالین مرتبط  در این حوزه به جد پیگیری اعاده حقوق پایمال شده میلیونها انسان ترک باشند.
منبع اعلامیه جهانی حقوق زبانی:
http://tinyurl.com/bqa5ez9

۱۳۹۱/۹/۱۰

اجرا و انقلاب سیستم آموزشی چند زبانه در بولیوی

اومود اورمولو
سازمانهائی غیردولتی و جهانی که ارائه دهنده مدل آموزش و تحصیل دوزبانه و ارتباط مابین فرهنگ های مختلف سیستم های آموزشی که بر مبنای زبان مادری جوامع چند ملیتی و چند فرهنگی میباشند را حمایت می کند.
در آمریکای لاتین و در بولیوی که صاحب یکی از متعددترین تنوعات ائتنیکی می باشد سیستم آموزشی و تحصیلی دانش آموزان اقلیت های ائتنیکی به چه ترتیبی می باشد؟
بنا به آمار رسمی بیش از دوسوم شهروندان بولیوی ترکیبی از ائتنیک های Quechua و آیمارا می باشند که خود این دو گروه بزرگ ائتنیکی به 34 زیرشاخه تقسیم می گردند. تا سال 1982 تمامی دانش آموزان منتسب به ائتنیک های مذکور در حین آموزش و تحصیل در صورت تکلم به زبانی به غیر از اسپانیائی با شدیدترین تنبیه ها مواجه می شدند. به همین سبب داشته های بسیاری از ائتنیکهای مغلوب در طول زمان اععم از آداب ، رسوم، زبان، فرهنگ و باور و ... متوجه ضربات سخت و غیرقابل بازگشتی شدند.
شروع تغییرات در بولیوی و سیستم آموزش چندزبانه
با شروع آموزش و تحصیل چندزبانه در بولیوی که بر مبنای سه زبان ائتنیکی اکثریت آیمارا، Quechua و Guaraní شکل گرفت هدف گذاری مبتنی بر حفظ و گسترش زبانهای متفاوت ائتنیکی در بولیوی و در کنارش آموزش زبان اسپانیائی به عنوان زبان دوم پایه ریزی گشت.
سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری برنامه ریزی شده باشند سبب ایجاد حس اعتماد به نفس در دانش آموزان، رشد خلاقیت، میزان موفقیت بیشتر، اشتراک اجتماعی، افزایش قدرت خیال و ... در دانش آموزان می گردد، دانش آموزان با زبان مادری خویش می توانند داشته های خود را بروز دهند. در بولیوی و پس از تصویب قانون حفظ و گسترش زبانهای دیگر ائتنیکهای مغلوب که در سال 1994 صورت گرفت بسیاری از زبانهای ائتنیک های مغلوب نیز در سیستم آموزشی و تحصیلی جای گرفته و سبب دقیقتر شدن بحث های مرتبط با الفباهای متعدد هر یک از این زبانها گشت، به طوریکه 14 زبان محلی دارای الفبای استاندارد شدند.
بر اساس تحقیقات متعدد صورت گرفته در بولیوی میزان موفقیت دانش آموزان منتسب به زبانهای مغلوب قبل و بعد از دوران اجرای سیستم آموزشی و تصحیلی چند زبانه قابل قیاس نمی باشد به طوریکه قبل از اجرای برنامه های آموزشی و تحصیلی چندزبانه میزان تکرار کلاس ها به صورت قابل توجهی افزایش را نشان می دهد ولی با شروع برنامه های آموزشی و تحصیلی چندزبانه میزان موفقیت دانش آموزان زبانهای ائتنیک های مغلوب به صورت قابل توجهی افزایش یافته است.. 
حفظ هویت فرهنگی
در سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری برنامه ریزی شده اند در کنار افزایش اعتماد به نفس، افزایش میزان موفقیت ها و ... در دانش آموزان سبب ایجاد شعور برای حفظ میراث فرهنگی نیز به صورت قابل توجهی رشد می یابد. در اغلب اوقات به سبب نوع نگرش سیاسی به زبانهای مغلوب، فرهنگ ملل مذکور نیز در تقابل با فرهنگ زبان غالب همیشه نقش پست تر و حقیرتری را ایفا می کنند چون به سبب بسیاری از مسائل سیاسی و غیرسیاسی نمی تواند رقابتی را با زبان و فرهنگ غالب ایفا کنند و رفته رفته به وادی فراموشی سپرده می شوند. با آموزش و تحصیل زبان مادری زبانها و فرهنگ های مغلوب نیز با فرصتی که برای ایفای خود به صورت آفرینش آثار نوشتاری ایجاد می کنند می توانند زوایای مختلف فرهنگی و زبانی خود را به دیگر ملل دنیا بشناسانده و خود سعی در حفظ و گسترش میراث خویش باشند.  . 
دلایل و نتایج تحقیقات نشان می دهد که:
- تکرار و اجراء در ائتنیک های هم زبان و هم هویتی که در جغرافیای نزدیک به هم پراکنده شده اند بسیار مهم میباشد. پس از رفرم های متعدد زبانی که در پرو صورت گرفت و مشاهده نتایج موفقیت آمیز این رفرم ها در پونو نیز ادامه یافت. 
- در سیستم های آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان مادری کشورهای چند زبانه – چندملیتی شکل می گیرد تربیت معلم و کادر آموزشی از اهمیت بسزائی برخوردار می باشد. تربیت معلم و کادر آموزشی برای سیستم های آموزشی چند زبانه به شکل سنتی نبوده و بلکه با سیستم ها و مدل های متعدد و جدیدی که در دنیا مورد بهره برداری واقع شده انجام می گیرد. 
- سازمانها، ان جی او ها و نهادی های جهانی به مانند سازمان یونسکو در تغییر نوع نگرش دولت ها به زبانهای مغلوب بسیار متاثر بوده و هر کدام از نهاد در اجرای سیستم های آموزشی و تحصیلی مبتنی بر زبان مادری نیز راه کارهائی ارائه می دهند.
برای افزیش میزان موفقیت:
- افزایش ارتباطات و هماهنگی مابین وزیر آموزش و پرورش کشور و خرده سیستم های آموزشی و تحصیلی از ارجحیت بسزائی برای همراهی برخوردار می باشد.
- آموزش زبانهای مغلوب در سیستم آموزشی بولیوی سبب ایجاد آفریش نهای متعدد ادبی در این جغرافیا شده و از زاویه ای دیگر حاصلاتی نیز برای کشور به ارمغان آورده است.
- در بولیوی اشخاصی که به زبان غالی اسپانیائی تکلم دارند با تشویق و راه کارهای مناسب به زبان مادری خویش گرویدند. حتی برای اهمیت موضوع قانون های متعددی برای این امر نیز در مجلس بولیوی به تصویب رسید.
- در سیستم های آموزشی و تحصیلی مبتنی بر زبان مادری تربیت معلم و کادر آموزشی از اهمیت بسزائی برای پیشبرد این سیستم ها برخوردار می باشد. 
- استراتژی زیست مسالمت آمیز فرهنگ ها و زبانهای متعدد نیز در دستور کار سیستم آموزشی گنجانده شود، این امر به خودی خود سبب افزایش شناخت و ارتباط جوامع مختلف می گردد.
- چند زبانگی یک جغرافیای به صورت رسمی مورد قبول حاکمیت واقع شده و ضمانت اجرائی برخورداری از تمامی حقوق زبانی و فرهنگی ائتنیک و زبان مغلوب نیز توسط قوانین اساسی دولتها تامین گردد.
منبع مقاله: آقای Xavier Albó
www.cipca.org.bo
www.unicef.org/bolivia/resources_2245.htm

۱۳۹۱/۸/۵

مفهوم و اهمیت آموزش و تحصیل به زبان مادری

اومود اورمولو
آموزش به زبان مادری یکی از مهمترین مسائل مرتبط با احقاق حقوق ائتنیک های غیرفارس ساکن ایران می باشد که سالهاست از سوی روشنفکران و جوامع غیرفارس برزبان آورده شده ولی حاکمان ایران و ملت اقلیت حاکم نیز تحت عناوین مختلفی هم چون تمامیت ارضی، تجزیه‌طلبی و .. سعی در نفی، ترویج و تداوم سیاست امحاء زبانی- فرهنگی ملل محکوم داشته و دارند به طوریکه اکنون نیز مسئله ای به نام ائتنیک ها و یا ملل غیرفارس به طور کلی از سوی سیستم و ملت حاکم، اپوزوسیون فارسی‌زبان، مدیای فارس زبان و ... نادیده گرفته شده و حتی به طور کلی کتمان می گردد. 
زبان تنها یک ابزار ارتباطی مابین انسانها نبوده بلکه در خود تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، گذشته و آینده اجتماعی را در بر می گیرد. زبانهای بشری به علت انتقال از نسلی به نسلی دیگر میراث داران انسانی محسوب می گردند. بر اساس آمار رسمی ارائه شده از سوی سازمان یونسکو بسیاری از زبانها در دنیا به علت عدم جایگیری در سیستم های آموزشی و تحصیلی و عدم رسمیت با مرگ زبانی مواجه می باشند. 
سه مشخصه عمومی زبان به صورت زیر بیان می گردد:
1- زبان ابزاری برای انتقال احساسات، عواطف، افکار و خواست ها می باشد.
2- زبان ذخیر‌ه‌گاه فرهنگ هست. آثار هنری و آفرینش های میلیونها انسان با ابزار زبان ذخیره گشته و به نسل بعدی منتقل می گردد. در ذخیره‌گاه شفاهی زبان به مرور زمان بعضی از موارد به فراموشی سپرده شده و یا دچار تغییر می گردند، ولی در ذخیره‌گاه نوشتاری زبان بدون شک نقصان های ذکر شده اتفاق نمی افتد. از مهمترین علل عدم رسمیت و عدم استفاده از زبان ملت های محکوم در جوامع مستمعره و دولت های کولونیالیست نیز همین موارد می باشد. تحت این شرایط ملتی که سرزمین اجدادیش مورد استعمار داخلی واقع شده قادر به آفرینش ارزش های جامعه خویش نخواهد شد و بدین صورت نیز هرگز جامعه مذکور نخواهد توانست ارزش ها و داشته های خویش را به نسل های بعدی منتقل سازد، این عمل سبب استمرار مستعمرگی ملت و جغرافیای ملی خواهد گشت.
3- زبان نقطه اشتراک میلیونها انسان از نکته نظر احساس و تفکر بوده و می تواند به جامعه ای مفهوم ملت و یکی بودن را ببخشاید. زبان با این خاصیت خود می تواند جامعه را از سرگردانی نجات داده و سمت و سوی معینی را به جامعه بخشیده و مفهوم ملت را به اجتماع مذکور ببخشد.
هر زبان دارای ویژگی های خاصی به مانند هارمونی، گرامر، ساختار، تفکر، مفهوم  و .. میباشد. تمامی انسان هائی را که به یک زبان مشترک تکلم میکنند، ناخواسته حول مسائلی گرد هم می آورد، برای مثال آلام، شادی ها، اعیاد ملی، اعیاد دینی و ... اجتماعی که به یک زبان مشخصی سخن می گویند ناخواسته و یا خواسته جامعه مذکور را از نطر احساسی، افکاری، باوری و ... گرد هم می آورد. 
زبان از جمله مهمترین عناصر در روند ملت شوندگی می باشد، به طوریکه اجتماع پراکنده ای با زبان یکسان می توانند حول بسیاری از مسائل گرد هم بیایند. ممنوعیت، عدم رسمیت و هجمه به زبانی دقیقاً  بر اجتماع متکلم نیز تاثیر گذاشته و میراث مادی و معنوی یک اجتماع را مورد هدف قرار می دهد به طوریکه با شدت و ضعف سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی نسل‌کشی زبانی و فرهنگی جامعه محکوم نیز شکل می گیرد.
امروزه در دنیا بیش از 5 هزار زبان و لهجه در 180 کشور مختلف دنیا ثبت گردیده است، رقم فوق نشان از وجود و بهره گیری از چند زبان در بسیاری از کشورهای دنیا می باشد، در بسیاری از کشورهای چندملیتی نیز چندین زبان رسمی میباشد.
شاید و یا به یقین علت نام گذاری زبان مادری شروع به تکلم این زبان از رحم مادر می باشد. بر اساس تحقیقات علمی کودک 4 ماهه در شکم مادر قادر به درک صدا و آواها می باشد. یافته های علمی از احساس آرامش کودک در رحم مادر بر اساس تپش قلب مادر خبر می دهند، حتی نوع حرکات کودک نیز متاثر از صدای تپش قلب مادر می باشد. به همان مقدار نیز از احساسات، فیزیک، ذهن، عواطف و .. مادر نیز کودک متاثر می گردد.
پس از تولد نیز کودک بیشترین زمان خود را با مادر می گذارند. آهنگ، سیستم صوتی، نوع تکلم، ملودی و ...زبان مادر نیز تشکیل دهنده زبان کودک بوده و از مادر به کودک منتقل می گردد. شاید بدین سبب باشد که ملتها زبان خاص خویش را زبان مادری می نامند. 
کودک زبان را چگونه فرا می گیرد؟ بر اساس نتایج یافته های علمی کودک 1 ساله قادر به تکلم 3 کلمه می باشد. به همین صورت در سنین 2 سالگی به 230، 3 سالگی 900، 4 سالگی 1500، 5 سالگی 2000 و در 6 سالگی 2500 کلمه را به دایره لغاتی خود می افزاید. اگر کودک در یک محیط فرهنگی – اجتماعی سطح بالا و از خانواده ای که پدر و مادر دارای زبان متفاوتی باشند ببار آید کودک دارای دایره لغاتی 500 کلمه میباشد. هر کودک بدون آثار سوئی می تواند بیش از 1 زبان را بیاموزد و بر اساس یافته های زبان شناسان کودکانی که به زبان مادری خویش آموزش می بینند قادر به یادگیری سریع و بی عیب چندین زبان دیگر می باشند.
خصوصیات شخصیتی کودک مابین سنین 0-6 سالگی شکل می گیرد. کودک در زمان 6 سالگی قادر به تکلم و درک ملودی زبانی، عواطف ، ساختار، ویژگیها و تفکر زبان مادری خویش می باشد. کودک در این سن قادر به آموزش و یادگیری بسیاری از موضوعات با زبان مادری خود میباشد، حتی پنجره دیدش نسبت به دنیا نیز از زبان مادریش نشئت می گیرد. کودک در این سن قادر به ارائه و ایفای خویش به بهترین شکل ممکن با زبان مادری خویش میباشد.
اگر کودکی را به زور تحت سیستمی به غیر از آموزش زبان مادری قرار دهیم کودک به مانند نوزادی 0 ساله می باشد که گوئی به ناچار دوباره باید متولد گردد. زمانیکه ویروسی به کامپیوتر وارد می شود تمامی محتویات داخلی کامیپور اعمم از رم، سی پی یو، هارد و ... را تحت تاثیر قرار داده و به هم میرزد تحمیل زبانی به غیر از زبان مادری کودک نیز در سیستم آموزشی و تحصیلی نیز دقیقاً ذهن و دنیای کودک را به هم می ریزد. حتی بر اساس یافته های علمی ذهن کودک دچار تضاد شدیدی در تفهیم و درک امور می گردد که زبانشناسان این موضوع را سکته ذهنی می نامند. کودکی که به زور  در سیستم آموزشی که بر مبنای زبانی به غیر از زبان مادری خود قرار می گیرد دچار کابوسی بزرگ گشته و از نظر روحی، جسمی، ذهنی و احساسی دچار عدم توازن می گردد به طوریکه یافته های علمی از مرگ خلاقیت در چنین کودکانی سخن به میان می آورد.
هر زبان به علت ویژگی های ذاتی و اکتسابی که دارد دارای منطق خاصی با توجه به آواها، ساختار زبان و ... خود نیز می باشد که این منطق نیز تفکر، نگرش، رفتار، سیستم روانی و .. انسان متکلم به زبان مذکور را شکل می دهد. یعنی به طور ساده تر یک شخص دارای هویت ترک با تکلم به زبان ترکی رفتارهای نزدیک و بعضاً متشابه به شخص دیگری که زبان مادری وی زبان ترکی می باشد را به معرض دید عموم قرار می دهد. حتی تحقیقات صورت گرفته در دنیا نشان از شکل دهی اساس بیولوژیک انسان نیز تحت تاثیر زبان مادری میباشد، بر این اساس ارگانهای تکلم زبانی و حس شنوائی بر اساس ملودی و ساختار زبان مادری شکل می گیرند. اصوات زبانی، آواها، شیوه های گفتاری، نوع تلفط کلمات، سیستم ادای لغات در صورت – زبان و لب ها، تنها و ... همگی در ارگانهای شنوائی و گفتاری انسان متاثراند. علت عدم تطابق آوائی با بعضی از زبان های بیگانه نیز نشئت گرفته از این موضوع می باشد.
قسمتی از نتایج تحقیقی در مورد زبان و اجتماع صورت گرفته در دنیا به صورت زیر بیان گردیده است:
در سال 2010 تحقیقی در 500 کودک آلمانی و 500 کودک فرانسوی صورت گرفت. در تمامی پروسه تحقیق گریه های تمامی نوزادان مذکور ثبت گردیده و توسط چندین موزیسن، آرانژور، مهندس کامپیوتر، آهنگ ساز تمامی گریه های نوزادان مذکور شنیده شد و به صورت نوت ثبت و منتشر گردید. در پایان بر اساس نوت های منتشر شده از هر دو گروه کودکان مشخص گردید که آهنگ و ملودی گریه در 2 گروه کودک بسیار متفاوت از هم می باشد. علت این تفاوت را زبان شناسان هارمونی زبانی متفاوت این دو گروه تحت آزمایش معرفی می کنند.
تحقیق مذکور و صدها تحقیق علمی متعدد همگی نشان از تاثیر بسزای زبان مادری در شکل گیری اساس اجتماعی انسان میباشد. 
منطقه جغرافیائی ایران به علت میراث داری سلسله های و امپراطوری های متعدد به صورت بافت چند ملیتی، چند زبانی، چند باوری و ... شکل گرفته و می باشد. اکنون در ایران دهها زبان و لهجه متفاوت از زبان غالب در حال تکلم و استفاده توسط ائتنیکهای محکوم میباشند. بسیاری از زبانها و لهجه های ائتنیکهای ایران به علت تداوم و شدت سیاسیت های نسل کشی زبانی سالهاست که با پدیده مرگ زبانی روبرو می باشند. زبانهائی به مانند زبان ترکی علارغم مکتلمین میلیونی در جغرافیای ایران امروزه قادر به تولید آثار فاخر ادبی نظم و نثر نمی باشد و به شدت در هجمه کلمات زبانهای بیگانه واقع شده است به طوریکه زبان ترکی دچار بیماریهای متعدد زبانی گشته است. شاید اگر سیاسیتهای انکار، کتمان و آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی در ایران پس از سلسه ترک قاجار شکل نمی گرفت منطقه جغرافیائی ایران امروزه دارای رنگین کمانی از ادبیات فاخر و متنوع، هنر های متعدد و ..می بود. تداوم سیاستهای انکار هویت ترک و زبان ترکی بدون کوچکترین شبه ای تیشه به ریشه هویت ترک و زبان ترکی می باشد با توجه به قوانین بین المللی و حقوق بشری در زمره جنایت علیه بشریت باید قرار گیرد.